برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان

By ار.اف.ای / RFI

Listen to a podcast, please open Podcast Republic app. Available on Google Play Store.


Category: News & Politics

Open in iTunes


Open RSS feed


Open Website


Rate for this podcast

Subscribers: 3
Reviews: 0

Description

به خبر های هنری و فرهنگی افغانستان نگاهی می کنیم و در گفتگو هایی با دست اندر کاران رشته های گونگون هنری، گزارش هایی از مهمترین رویدادهای این حوزه ارائه می دهیم.

Episode Date
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - جشنواره "رهنوردان شگفت‌انگیز" و حضور یک نویسنده فرانسوی-افغان
00:08:21
هرسال در روزهای آخر ماه مه، جمعی از نویسندگان و سینماگران از سراسر جهان برای شرکت در جشنواره "رهنوردان شگفت‌انگیز"* گرد هم می‌آیند؛ جشنواره‌ای که بیش از ٢٠٠ شخصیت ادبی و هنری از بیش از ٤٠ کشور جهان در آن شرکت می‌کنند. عتیق رحیمی، نویسنده فرانسوی- افغان از مهمانان همیشگی این جشنواره و عضو هیئت داوران آن است. امسال هم روزهای ٢٣ تا ٢۵ماه مه، شهر "سن مالو"* در فرانسه میزبان بیش از ٢٠٠ نویسنده و هنرمند از بیش از 40 کشور جهان بود که برای شرکت در بحث‌ها و جلسات ادبی و هنری این جشنواره و حضور در برنامه‌های مختلف آن، در آنجا جمع شده بودند. "عتیق رحیمی"، نویسنده فرانسوی- افغان، امسال نیز مثل سال گذشته عضو هیئت داوران این جشنواره برای انتخاب این آثار بود. عتیق رحیمی، نویسنده و سینماگر، برنده جایزه ادبی "گنکور" ٢٠٠٨، برای رمان "سنگ صبور" بود که فیلمی هم براساس این داستان با بازی گلشیفته فراهانی و کارگردانی عتیق رحیمی ساخته شد. وی به بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه درباره اهمیت این جشنواره و شیوه برگزاری آن و نیز معیارهای انتخاب آثار از سوی داوران می‌گوید. محمود شکراللهی، نویسنده و کارگردان ایرانی ساکن فرانسه و خالق آثاری چون "فریاد" و "مرض زندگی" هم درباره اهمیت حضور فارسی زبان‌ها در این جشنواره برای رادیو بین‌المللی فرانسه توضیح می‌دهد. "جشنواره رهنوردان شگفت‌انگیز"*، که امسال بیست و پنجمین سال تأسیس خود را جشن گرفت، به یکی از جشنواره‌های مهم فرانسه و سراسر جهان تبدیل شده و حضور شخصیت‌های بزرگ فرهنگی و هنری در آن، اهمیت این جشنواره را دوچندان می‌کند. Festival Etonnants-Voyageurs * Saint-Malo *
May 31, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - خشونت در معارف افغانستان
00:09:13
چند روز پیش، والی بلخ "عطا محمد نور"، یکی از استادان یکی از مکاتب مزار شریف را تنبیه کرد، به دلیل این که خود او یکی از شاگردان خود را تنبیه کرده بود. این ماجرا ما را به بررسی خشونت در معارف (آموزش و پروش) افغانستان، انداخت. خشونت هنوز هم در معارف افغانستان به شکل رسمی و غیررسمی وجود دارد. در حالیکه خشونت در معارف در کشورهای پیشرفتۀ اروپایی هم تا سال‌های 1960 وجود داشت، در کشور جنگ زده ای چون افغانستان، موجودیت آن تا حدی میتواند طبیعی باشد، ولی در ولایات مختلف اوضاع متفاوت است و این حرکت عطا محمد نور، نمایندگی از تلاش در بعضی موارد برای اصلاح این مشکل میکند. در بررسی این موضوع، صحبتی داریم با آقای لطیف کریمی استالفی، شاعر و نویسنده. آقای کریمی استالفی، ابراز تأسف از بیت‌های اشعار عامیانه در وصف خشونت در مکاتب آغاز میکند و میگوید که شکنجۀ شاگرد و کودک، در کشور ما به حیث یک فرهنگ جا افتاده است. او تشریح میکند که آموزش با دو شیوه صورت میگیرد، یا با تنبیه و یا با تشویق. وی در رد تنبیه میگوید که تنبیه یک شاگرد باعث شکستن شخصیت او میشود و در نهایت خود شاگرد هم زمانی که بزرگ شد خشونتی را که تحمل کرده است، دوباره در برابر دیگران به کار میبرد. ولی با وجود اینکه تشویق بسیار بهتر از تنبیه است، آقای کریمی استالفی مواردی را مطرح میکند که شاگرد گستاخ میتواند با معلم برخورد اذیت کننده داشته باشد؛ در چنین مواردی، به گفتۀ او، لازم است یک قدرت بازدارنده وجود داشته باشد. راه حل این است که استادان با روش های جدید آموزشی آشنا شوند و آنرا به کار ببرند. آقای کریمی استالفی با تصریح این که آزادی زیادی که در کشورهای غربی وجود دارد هم برای کشوری چون افغانستان مناسب نیست، اضافه میکند که باید تعلیم در فضای دوستانه صورت بگیرد و در کشورهای غربی، در صورت تخلف، استاد میتواند با خانوادۀ شاگرد تماس برقرار کرده و با همکاری خانوادۀ شاگرد مشکل را حل کند. مشکل باید در سطح وزارت حل شود. متدهای جدید باید به معلمان آموزش داده شود و مشکل کمبود معلمین حل شود. گره کلان مشکل، به نظر آقای لطیف کریمی استالفی، در خود وزارت معارف و بخصوص در رهبری این وزارت است. گفتگو با لطیف کریمی استالفی
May 24, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - "خرد آواره" : روایت یک روشنفکر افغان دربارۀ عقل ستیزی در تاریخ اسلام
00:10:59
مقامات ایران از عرضۀ دو کتاب علی امیری، روشنفکر افغان، به ویژه آخرین اثر او تحت عنوان "خرد آواره" در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران جلوگیری کردند. وزارت فرهنگ و اطلاعات افغانستان در توضیحی که در خصوص این ممنوعیت به نویسندۀ کتاب "خرد آواره" داده گفته است که عرضۀ این اثر در نمایشگاه تهران "خلاف منافع ملی افغانستان و منشاء رنجش دولت میزبان و برگزارکنندۀ نمایشگاه بین المللی کتاب بوده است."  اندکی کنکاش در آثار علی امیری نشان می دهد که حسّاسیت مقامات ایران و مخالفت آنان با عرضۀ آثار وی به خوانندگان فارسی زبان در این کشور تصادفی نبوده است تا آنجا که صیانت از خردگرایی و کنکاش در خردستیزی و  ریشه های انحطاط عقل در تاریخ جوامعی نظیر افغانستان و ایران دغدغۀ اصلی علی امیری به ویژه در کتاب "خرد آواره" به شمار می رود. از علی امیری پیش از این کتاب "خواب خرد" نیز منتشر شده است. او امیدوار است که بعد از "خرد آواره" جلد سوم "سه گانه ای" را که به موضوع "انحطاط عقل" در تمدن اسلامی اختصاص داده به زودی منتشر شود.اگر کتاب "خواب خرد" ظهور و زوال خردگرایی را در تمدن اسلامی بررسی می کند، "خرد آواره" تلاشی است در بازیابی ریشه های انحطاط در تمدن اسلامی.خود علی امیری در توضیح دغدغۀ فکری اش، یعنی کنکاش در ظهور و زوال خرد در جوامع اسلامی گفته است :من طرح "سه گانه ای" دارم که دو جلد آن تحت عناوین "خواب خرد" و "خرد آواره" منتشر شده اند. "خواب خرد" استعاره ای دربارۀ زوال عقلانیت در جهان اسلام و ملهم از نقاشی های نقاش اسپانیایی، فرانسیسکو گویا، است. در این اثر، من با استناد به پدیدارهای اجتماعی و تاریخی کوشیده ام نشان بدهم که مدار کارها و امور در جوامعی نظیر افغانستان بر اساس عقلانیت نمی چرخد. در این اثر همچنین کوشیده ام نشان بدهم که عقلانیت غایب اصلی در تاریخ معاصر افغانستان و دیگر جوامع مشابه است. در کتاب دوم، "خرد آواره"، من به ریشه های عدم عقلانیت یا ناعقلانیت در جهان اسلام بازگشته ام که در اصل بررسی ریشه های عقلانیت، یعنی فلسفۀ یونان باستان و ورود و پذیرش آن در جهان اسلام است. کتاب "خرد آواره" همچنین مناسبت بررسی ریشه های حملات خردستیزانه ای است که با غزالی آغاز و بر پیکر اندیشه و عقل در جوامع اسلامی وارد می شوند. زوال و انحطاط خرد در کتاب "خرد آواره" در بستری تاریخی بررسی شده و تا ملاصدرا و تحولات بعدی اندیشه های او ادامه می یابد.کتاب "خرد آواره" سه بخش دارد که طی آن ها منشا و پی آمدهای زوال عقلانیت در جهان اسلام را بررسی کرده ام. بخش سوم کتاب تحت عنوان "شامگاه تفکر" به نمونه های زوال عقلانیت، گسل ها و گسست های آن در نزد اهل سنت و اهل تشیع اختصاص یافته است. در واقع، حدس من این است که برخی حسّاسیت ها نسبت به "خرد آواره" از سوی برخی دولت های اسلامی بررسی پی آمدهای زوال و انحطاط خرد در این کتاب بوده است. زیرا، در "خرد آواره" چگونگی زوال عقل از دورۀ میانه تا دوره های بعدی مورد توجه قرار گرفته است. در این بررسی مثلاً گذار از "مکتب نجف" به "مکتب قم" در بین اهل تشیع از اهمیت خاصی برخوردار است و احتمالاً چنین بررسی هایی نباید برای دولت های موجود خوشایند و یا با روایت های رسمی آنها از تاریخ اسلام سازگار باشد. جلد سوم "طرح سه گانه ام" که به زودی منتشر خواهد شد به امکان بازگشت به عقل اختصاص خواهد داشت. اگر چه علی امیری غزالی را اوج و منشاء خردستیزی در تاریخ جوامع اسلامی می داند، اما، آیا می توان ستیز با خرد را در جهان اسلام به غزالی فروکاست؟در پاسخ به این پرسش علی امیری از جمله گفته است :درست است که غزالی با حمله به خرد آغازگر جریان خزدستیزی است که امروز تحقق عینی یافته است. اما، بعد از غزالی نیز ما شاهد شخصیت هایی نیستیم که در دفاع از عقلانیت کامیاب بوده باشند. در کتاب "خرد آواره" فصلی را به ابن رشد اختصاص داده ام که گویا ارسطویی ترین چهرۀ فلسفی در جهان اسلام است. با این حال، نباید فراموش کرد که ابن رشد هرگز در دفاع از خرد و عقلانیت کامیاب نبود. من برای اولین بار سرّ این ناکامی را در کتاب "خرد آواره" باز کرده ام. بعد از ابن رشد چهره هایی نظیر خواجه نصیرالدین طوسی و ملاصدرا قادر به پی گرفتن طرح فارابی و ابن سینا و بازگشت به طرح های فلسفی آنان نبوده اند. در واقع، خواجه نصیرالدین طوسی و ملاصدرا نیز به نوبۀ خود اسیر عرفان ابن عربی و غزالی می شوند. درصد بالایی از کتاب "اسفار اربعه"، اثر ملاصدرا، را منقولات ابن عربی و غزالی تشکیل می دهند. همین نشان می دهد که غزالی چنان پارادایم یا اندیشۀ سرمشقی را ساخته است که حتا شخصیتی همانند ملاصدرا ناگزیر است در درون آن اندیشه کند. به بیان دیگر، این تاثیر و نفوذ نشان می دهد که کار غزالی بسیار اساسی و مهم بوده و در نتیجه بدون بازگشت به ریشه های تاریخی کامیابی غزالی و شکست ابن رشد، نمی توانیم برای بن بست های معاصر و خشونت هایی که جهان اسلام را در برگرفته راه حل های جدّی تری بیابیم. موفقیت در این هدف نیازمند بازگشت به ریشه های خردستیزی در جوامع اسلامی است. این ریشه ها بسیار عمیق هستند و در تار و پود تمدن اسلامی تنیده شده اند.     *در میان روشنفکران ایرانی آرامش دوستدار نیز دربارۀ نسبت عقل و دین تأملات مهم و بیسابقه ای انجام داده است، با این تفاوت که آرامش دوستدار این نسبت یا در اصل سلطۀ دین در تاریخ جوامع اسلامی را منشا عقل ستیزی یا به تعبیر وی امتناع از فکر کردن در طول تاریخ تمدن اسلامی می داند. علی امیری با این تعبیر موافق به نظر نمی رسد و در توضیح مخالفت اش از جمله می گوید :موضع آرامش دوستدار در کتاب "امتناع تفکر در فرهنگ دینی" انتزاعی است. ما نیازمندیم که در سازوکارهای امتناع از اندیشیدن در تاریخ تمدن اسلامی عمیقاً کنکاش کنیم. بررسی های من نشان می دهند که فارابی و ابن سینا می توانستند فارغ از دین یا علایق دینی شان واقعیت و هستی را مورد پرسش قرار بدهند. اما، این امکان در نتیجۀ حملات غزالی به زوال خرد منجر شد. تا آنجا که اطلاع دارم فارابی در هفت یا هشت مورد در خصوص نسبت دین و فلسفه کنکاش و پرسش کرده است. یکی از دغدغه های همیشگی فارابی بررسی نسبت فلسفۀ یونانی و معارف وحیّانی بوده است. این یعنی پرسشگری در سپهر دینی. اینکه آقای دوستدار هر نوع تفکر و پرسشگری را در حوزۀ دینی ناممکن می داند، تا حدود زیادی انتزاعی است. ممکن است سخنان او در مورد ملاصدرا و امثال وی صحت داشته باشد. اما، نباید از یاد ببریم که فلسفۀ ملاصدرا که ترکیبی از تصوف و شریعت است بعد از حملات غزالی علیه عقل به وجود آمده است. همانطور که گفتم، مسئله در مورد فارابی به گونه ای دیگر است و در جهان اسلام کسی که حقیقتاً در مورد او به جد اندیشیده باشد سراغ ندارم. به گمان من چه روایت سید حسین نصر که جهان اسلام را سراسر فلسفی می انگارد و چه روایت آرامش دوستدار که این جهان را تماماً دینی می خواند، غیر واقعی و انتزاعی هستند. در پایان از علی امیری می پرسم که کانت، روشنگری و گذار به دموکراسی چه جایگاهی در رویکرد و کنکاش او در مورد عقل ستیزی در تاریج جوامعی نظیر ایران و افغانستان دارند. نویسندۀ کتاب "خرد آواره" در پاسخ می گوید :من تا حد بسیاری متاثر از کانت هستم، هر چند تردید دارم که طرح فلسفی کانت یا نقد خرد به طوری که او مطرح کرده و انجام داده لزوماً پاسخگوی مسائل ما باشد. من در کتاب "خواب خرد" گفته ام که جهان معاصر اسلام شناختی از پدیدۀ ایمان در دنیای معاصر ندارد. به همین دلیل مسلمانان دائماً بر پایۀ توهمات شان یا میان خود می جنگند یا علیه دیگران. به همین دلیل در کتاب "خواب خرد" بازگشت به طرح فلسفی کانت را در جوامع مسلمان ضروری دانسته ام. برای این منظور من مشخصاً به اثر مهم کانت تحت عنوان "دین در محدودۀ عقل تنها" استناد کرده ام که به نظرم برای جوامع مسلمان اثری بسیار مهم است. طرح فکری من تا حد زیادی بازگرداندن دین در محدودۀ خرد است. نمی توان مسئلۀ دین را در جهان اسلام یک سره نادیده گرفت یا آن را به یاری مفاهیمی نظیر  "دین خویی" به حاشیه راند. دین عامل مهمی در زندگی اجتماعی در جهان اسلام است. به همین خاطر من کوشیده ام که در جلد سوم اثرم بازگشت به خرد را با توجه به محدودیت هایی که دین ایجاد می کند مورد مداقه و بررسی قرار بدهم. در این اقدام، کانت به گمان من بهترین آموزگار یک روشنفکر جهان سومی می تواند باشد.
May 17, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - هویت جویی در اصطلاحات و نام ها
00:09:59
درود یعنی چه، و با «سلام» چه فرق دارد؟ و چرا نام های شاهنامه ای، در کشورهای ما دوباره ظهور کردند؟ موجی از مردمان ما، از دهه های گذشته به این سو، در تلاش احیای فرهنگ کهن و به باور آنان، اصیل خود استند. در برنامهء امروز دو بخش کلیدی این برگشن به «اصالت» اولی را، که یکی اسم گذاری است و دیگری سلام کردن، با آقای مهدی زاده کابلی، نویسنده و دانشنامه نویس، در میان می گذاریم. درود یعنی چه؟ و با «سلام»، چه فرق دارد، و چرا کسانیکه میخواهند از فرهنگ عربی به فرهنگ آبایی خود برگردند، بجای «سلام»، «درود» میگویند؟ آقای مهدیزاده کابلی میگوید که سلام به معنی آرزوی سلامت کردن است. بدرود و درود از اصطلاحات فارسی استند که در زبان های مجاور هم برای خود جا باز کرده اند. بدرود به معنی ترک کردن است. و اما این که چرا این اصطلاحات ظهور دوباره کرده اند، بر میگردد به اینکه مردمان ما در جستحوی هویت خود استند. این هویت جویی قبل از افغانستان در ایران آغاز شد، و خانواده ها در کنار نام های اسلامی، مانند احمد و محمد و علی از نام های شاهنامه ای هم، برای نامگذاری بر فرزندان خود استفاده کردند، بعد ها، بخصوص بعد از کار های آقای «کهزاد» در زمین‌تاریخ، در افغانستان هم برگشت به هویت اصلی مروج شد. یما، که همان جمشید است، ولی به روایت دیگر، در افغانستان به عنوان اسم و همچنان کنشکا و اسامی دیگر، مورد استفادهء بیشتر قرار گرفتند. در ارتباط این اسامی با گریز از دین، آقای مهدی زاده میگوید که این ارتباط حتمی نیست، و از این اسامی در خانواده های معتقد و مسلمان هم استفاده میشود.
May 10, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - حرکت های تازه جوانان افغانستان در جهت بسط فرهنگ عدم خشونت تحت عنوان "از اسلحه تا گاندی"
00:09:50
اکنون بیش از ٢ماه است که ٣١ شهروند افغانی توسط افراد ناشناس در این کشور ربوده شده اند که تا کنون خبری از محل نگهداری و وضعیت سلامت آنها دردست نیست.  معاون دوم ریاست ‌جمهوری در مورد ربوده شدن بیش از ۳۰ شهروند کشور از مسیر کابل- قندهار در ولایت زابل، گفته است که حکومت از همان ساعات اولیه این موضوع را پیگیری کرده است. معاون دوم ریاست جمهوری گفته است که «نباید به گونه‌ای رفتار کنیم که جان هموطنان ما با خطر مواجه گردد». با این حال با گذشت بیش از دو ماه از ربوده شدگان به خانه و کاشانه خود بازنگشته‌اند. در همین رابطه، گروهی از جوانان دانشجو و هنرمند افغانستان این هفته با برگزاری یک تئاتر خیابانی در کابل، پایتخت، با اعتراض به عدم امنیت خواستار رهایی ربوده شدگان بی گناه گردیدند. در ادامه همین فعالیت‌ها در جهت دعوت به عدم خشونت، شماری از فعالان مدنی، دانشجویان و شهروندان کشور، با برگزاری تجمع اعتراضی به ناامنی و جنگ، مراسمی زیر نام “از اسلحه تا گاندی” را دایر کردند.آنان اسلحه‌های پلاستیکی را به گونه نمادین زیر خاک کرده و به جای آن نهال غرس کردند.شماری از اشتراک کنندگان از دولت خواستند تا به جنگ و ناامنی نقطه پایان بگذارند و برای مردم زندگی با آسایش و امن را تأمین کنند آنان تأکید کردند که در آینده از اندیشه‌های گاندی، رهبر فقید هند پیروی کرده و برای آبادانی کشورشان تلاش خواهند کرد. قشر جوان افغانستان، اکنون پس از دهه‌ها جنگ و ویرانی در کشورشان، به طور گسترده‌ای فعالیت‌های خود را بر خشونت‌زدایی و رواداری سیاسی در کشور متمرکز کرده اند. در گفت وگویی با آقای احمد بهزاد، روزنامه‌نگار و تحلیگر رویدادهای افغانستان،در آغاز از وی پیرامون گرایش‌های صلح‌جویانه قشر جوان افغانستان پرسیدم؟ مشروح این گفتگو را از طریق فایل صوتی گوش کنید.
May 03, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - افغانستان، ایران و مشکلات زنان
00:13:00
زنان در کشورهای اسلامی، از خود و حقوق خود دفاع میکنند و قضیۀ سنگسار شدن "فرخنده"، باعث شد که "سونیتا"خواننده افغان، ترانه‌ای در یادبود از این قضیه بنویسد. مهمانان امروز ما، رخساره قائم مقامی، مستند ساز ایرانی و سونیتا علیزاده، خواننده "رپ" افغان هستند. سونیتا که با وجود سن کم فعلاً در ایالات متحده در حال تحصیل است، در ایران زندگی میکرد و در ایران با رخساره آشنا شد. در برنامۀ امروز ما، این دو دختر همکار، از همکاری های خود صحبت میکنند و از وضع نا بسامان زنان در کشورهای اسلامی، بخصوص در افغانستان. سونیتا علی زاده، ترانه ای دارد که در آن، زیر عنوان "دختر فروشی"، رسم و رواج های عقب ماندۀ افغانستان را تشریح میکند.  در این ترانه که در آن سونیتا میگوید که از هرات است، باعث تعجب میشود که که پدیدۀ دختر فروشی که گمان میرفت در بعضی از دهات و در مناطق عقب ماندۀ افغانستان وجود داشته باشد، چگونه در شهر متمدن هرات هم وجود دارد. در این گفتگو، سونیتا از واقعیت این مشکل صحبت میکند و با شنیدن سخنان او، ابعاد مشکل را بهتر میشود درک کرد. رخساره قائم مقامی، از تفاوت ها و شباهت‌های میان دو کشور صحبت میکند که اگرچه ایران در وضع بهتری قرار دارد، ولی هر دو کشور از یک بستر اجتماعی برخاسته اند. او همچنان این را شرح میدهد که در این اواخر در افغانستان قوانین بسیار خوبی تصویب شده اند که در بسا موارد، پیشرفته تر از قوانین ایران هستند. ولی متأسفانه، قانون در افغانستان اعمال نمیشود. گفتگو با سونیتا علیزاده، خواننده "رپ" افغان و رخساره قائم مقامی، مستند ساز ایرانی را از طریق فایل صوتی بالای صفحه گوش کنید.
Apr 26, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - زنانی که به یاری هنر علیه تبعیض های جنسیتی مبارزه می کنند
00:06:47
از عمر کوتاه اولین گالری خصوصی آثار هنری در کابل تنها چند ماهی میگذرد. بدون شک تاریخ هنر معاصر افغانستان این خبر را از یاد نخواهد برد که بنیانگذار اولین گاری هنری در کابل یک خانم افغان است : منیره یوسف زاده . گالری شمامه در هفت ماهی که از عمر پر بار ولی کوتاهش می گذرد تا کنون شش نمایشگاه آثار هنری دایر کرده است که چهار مورد از آنها در درون گالری برگذار شده و دو تای دیگر توسط این گالری ولی در خارج از محل اصلی آن به معرض نمایش عمومی گذارده شده است. در گفتگوئی با منیره یوسف زاده مدیر این گالری وی توضیح می دهد که چگونه پس از آشنائی با فعالیت های هنری دختران افغان در یک مرکز آموزش هنری که از پنج سال پیش خود در این مرکز فعالیت میکرده است، بفکر افتاده است که با سرمایه گذاری شخصی و بر پائی یک گالری هنری این امکان را فراهم کند که مردم بتوانند با آثار هنری مدرن آشنا شوند و در عین حال علاقمندان به این آثار بتوانند با خرید آنها هنرمند را در ادامه کار هنری تشویق و یاری کنند. خانم منیره یوسف زاده که از فعالان حقوق زن محسوب می شوند، در این اقدام شجاعانه هنری توجه ویژه ای به وضعیت زنان افغانستان دارند. او خود می گوید تمایل دارد تا وسیله ای برای طرح مشکلات زنانی باشد که در کارهای اجتماعی فعالیت می کنند، یا در خانه محصورند و یا به کارهای هنری اشتغال دارند. منیره یوسف زاده عقیده دارد که هنر بعنوان یک پیام رسان خوب، تنها راه مبارزه مسالمت آمیز است. او می گوید " ما با افتتاح این گالری یک پیام نو به جهانیان می دهیم . پیام این است که با همه تبعیض های جنسیتی که در افغانستان حاکم است زنانی هستند که از راه هنر می خواهند توانائی ها و استعداد هایشان را به جامعه معرفی کنند و از راه هنر مبارزه کنند و فرهنگ بسازند. این مبارزه به این دلیل نیاز جامعه ماست که متاسفانه فرهنگ خشونت در این جامعه نهادینه شده است. " خانم یوسف زاده از استقبال فرهنگیان و جامعه روشنفکری افغانستان از این گالری خبر می دهد. او البته با تلخی یاد آوری می کند که با وجود استقبال مردم، متاسفانه از سوی دولت تاکنون حمایتی از این مرکز نشده است. مدیر گالری شمامه در باره میزان حضور هنرهای ترسیمی و تجسمی در جامعه عقیده دارد که اشکال کلاسیک این هنر ها در افغانستان سابقه دارد . ولی بصورت مدرن آن هنوز در این کشور شناخته شده نیست. او می گوید این را می توانم با افتخار بگویم که در عرصه هنرهای مدرن دختران افغانستان پیشگام هستند.به این گفتگو گوش کنید.
Apr 19, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - خیابان رؤیاها؛ سفرنامه یک نویسنده افغان به ایران
00:09:45
به تازگی کتاب «از آسه‌مایی تا دماوند» نوشته منوچهر فرادیس توسط انتشارات زریاب در کابل منتشر شده است. این کتاب، که در واقع سفرنامه نویسنده به ایران است، با نثری روان، برخی از شهرها، مکان‌ها و وقایع ایران امروز را از نگاه یک افغان روایت‌ می‌کند. آن طور که نویسنده کتاب «از آسه‌مایی تا دماوند» نوشته: دو تصویر از ایران در افغانستان وجود دارد؛ عده‌ای با آن در کل مخالف هستند و عده‌ای در کل موافق. منوچهر فرادیس در این کتاب تأکید کرده که جزو این دو گروه نیست. این نویسنده و ناشر افغان در گفت‌وگو با رادیو بین‌المللی فرانسه با توضیح درباره چگونگی نوشتن این کتاب، از علاقه‌اش به ایران می‌گوید؛ این که از نوجوانی آن قدر شیفته کتابفروشی‌های خیابان انقلاب تهران بوده که گاهی خواب این خیابان را دیده است.
Apr 12, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - فاجعه قتل فرخنده، نتیجه رواج فرمان‌های تکفیر و قتلی است که روان جامعه را به خشونت آلوده است
00:10:39
در حالی که امروز ١٦حمل، همه مردم افغانستان در مراسم فاتحه عمومی در سراسر کشور شرکت کردند و با این کار خود بر بیگناهی فرخنده- این دختر جوان و تحصیل کرده- مهر تأیید کوبیدند و عمل جنایتکارانه قتل او را محکوم کردند، بنظر می‌رسد که بحث‌های عمومی درباره علل بروز فجایعی از این دست همچنان ادامه دارد. شهروندان افغان، اندیشمندان کشور و نیز فعالان جامعه مدنی، با حرارت و اشتیاق به کنکاش خود ادامه می دهند و رسانه‌های کشور محل مناسبی برای تجلی این بازاندیشی ملی شده اند. در دو هفته‌ای که گذشت، ابتدا انگشت اتهام همگانی بسوی تعویذ نویسان نشانه رفت، از آنجا که گفته می شد مشاجرات لفظی میان فرخنده با یک تعویذ نویس باعث ایجاد اولین جرقه فاجعه شده است، همه جا کمیسیون‌هائی برای مقابله با تعویذ نویسان تشکیل شد و بساط بسیاری از آنها را بهم ریختند. فعالان مدنی در این دوران کوتاه بیانیه‌هایی منتشر کردند و هر کدام به علت یابی بروز این فاجعه پرداختند. در یکی از این بیانیه‌ها قتل فرخنده نشانه‌ای از «عمق فروپاشی اخلاق اجتماعی و اوج بحران قانون شکنی» توصیف شده است. این بیانیه همچنین «استفاده ابزاری از دین» را نیز مورد نکوهش قرار داده است. در گفتگوئی با آقای علی امیری، استاد دانشگاه ابن سینا در کابل، وی عملیات فجیع قتل فرخنده را در پیوند نزدیک با انحطاط فرهنگی جامعه قلمداد می کند که بنظر او افغانستان قرن‌هاست با آن دست بگریبان است. بعقیده علی امیری این حادثه قبل از این که بُعد سیاسی، قانونی و حتی دینی داشته باشد، بُعد فرهنگی دارد. یعنی روان مردم، آکنده از نفرت و خشونت است. او در بخشی از سخنانش حتی ادعا می کند که سائقه روانی کسانی که به این عملیات دست زده اند خشم نبوده است، چه بسا لذت بوده است؛ لذت از اعمال خشونت؛ لذت از قتل و خونریزی. بعقیده آقای امیری، واعظان مذهبی، گروه‌های مختلف خشونت طلب، جریان‌های ایدئولوژیک، سال‌های سال بر طبل خشونت کوبیده‌اند و این کار ارزش جان انسان را در کشور پائین آورده است. در مورد نقش اعتقادات دینی در بروز این فاجعه، این استاد دانشگاه معتقد است که زمینه‌های فرهنگی هستند که به کنش‌ها و اعتقادات دینی شکل می دهند. از نظر او چون افغانستان دچار یک انحطاط عمیق اخلاقی شده است؛ این ویژگی، دین را متأسفانه به یک سّم اجتماعی بدل کرده است که تنها با خشونت می خواهد به حیات خود ادامه دهد. او این پدیده را «انحطاط دینی» نام می دهد.  علی امیری، بعنوان مثال می گوید اگر یک روز جمعه در کابل باشید و از این مسیر تا آن مسیر بروید، هیچ خطبه دینی را نمی شنوید که یک، دو، سه‌تا فرمان قتل و فرمان تکفیر میانشان نباشد. بعقیده او، این پدیده روان جامعه را آلوده کرده است. در بخشی از این گفتگو، درباره موج مبارزه با تعویذ نویس‌ها و رمال‌ها صحبت هائی مطرح شد؛ علی امیری اعتراف می‌کند که در افغانستان مرجعیت فرهنگی و درمانی آنها در میان مردم بسیار زیاد است و این موضوع البته بعقیده او خیلی نگران کننده است. با این حال او تأکید دارد مبارزه با آنها مبارزه با معلول است. وی می گوید شاید براحتی بتوان با چند تا تعویذ‌ نویس درافتاد ، ولی این کار هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد و حتی ریشه‌های خشونت را تشدید می کند.
Apr 05, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - قتل فرخنده و خطر خرافات در جامعه مذهبی افغانستان
00:06:46
پس از قتل "فرخنده"، زن جوان افغان، شورای علمای کابل از دولت خواست تا مانع فعالیت تعویذنویسی (دعانویسی) در این شهر شوند، اما آیا می‌توان در افغانستان با دعانویسی که به یک حرفه تبدیل شده و مشتریان بسیاری هم دارد مبارزه کرد؟ چرا علمای کابل که پیش از این نیز درباره دعانویسی انتقاداتی داشتند به مبارزه با آن برخاسته‌اند؟ آیا نگرانی از رایج شدن امری خرافی در جامعه دلیل آن است یا علل دیگری هم دارد؟ تقریباً یک هفته از قتل "فرخنده"، زن جوان افغان که متهم شده بود به سوزاندن قرآن می‌گذرد. از این حادثه روایت‌های مختلفی شده از جمله اینکه یکی از دعانویس‌های مسجد "شاه دو شمشیره" که فرخنده در آنجا کشته شد، گفته که وی به دروغ اعلام کرده که این زن قرآن را آتش زده و به همین دلیل باعث برافروختن خشم مردم شده. این موضوع باعث اعتراض شورای علمای کابل شد که خواستار ممنوع شدن تعویذنویسی در شهر کابل شدند. اما تعویذنویسی چیست و چقدر در افغانستان جدی است؟ اگر فقط یک بار گذرتان به شهر کابل افتاده باشد، بر در و دیوار شهر در کنار تابلو‌ها و تبلیغات تجاری، تابلوهای تبلیغاتی تعویذنویسان را هم می‌بینید که از مردم دعوت می‌کنند برای حل مشکلات زندگی، درمان بیماری‌ها، افزایش محبت میان اعضای خانواده یا باطل کردن سحر و جادو به سراغ آن‌ها بروند. تابلوهایی با مضمونی شبیه این: «تعویذنویسی افغانی، معالجه سحر و جادو، جنیات، ارواح خبیثه، محبت و کار و بار». این درحالی است که پدیده «تبلیغات» در افغانستان امری تازه است وچند سال بیشتر از آشنایی افغان‌ها با آن نمی‌گذرد. این روز‌ها دعانویسان کابل که اغلب مارگیر یا فال‌بین هم هستند، مدرن شده و از تکنولوژی برای رونق کسب و کارشان استفاده می‌کنند. کامپیو‌تر، تلفن همراه، فکس، ماهواره و اینترنت به یاری دعانویسان آمده‌اند تا مشتریات بیشتری را جذب کنند. "سید شرف"، معروف به "آقا صاحب تایمنی" که از همین تعویذنویسان مدرن است، به خبرگزاری "پژواک" گفته که مردم برای «دم و دعا» به او مراجعه می‌کنند و او هم «براساس کلام پرودگار (قرآن) به آن‌ها تعویذ می‌دهد. وی همچنین گفته که به مشتریان خارج از افغانستان خود به وسیله تلفن، ایمیل یا فکس رسیدگی می‌کند. مشتریان این افراد، از طبقات مختلف اجتماعی هستند. همچنان که فهیم کوهدامنی، خبرنگار ساکن کابل، درباره این افراد به بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه می‌گوید که در میان آن‌ها اشخاص با تحصیلات بالای دانشگاهی هم وجود دارد.مردم افغانستان به گفته کوهدامنی برای حل مشکلات مختلف و حتی درمان بیماری‌های روانی به دعانویسان مراجعه می‌کنند و این استقبال سبب شده برخی تعویذنویسان در افغانستان درآمد زیادی داشته باشند: «برخی از این دعانویسان روزانه رقمی معادل ۲۰ دلار امریکایی و بعضی هم در روز ۲۰۰۰ دلار آمریکایی درآمد دارند»  اما ریشه و دلیل مراجعه زیاد مردم افغانستان به دعانویسان در چیست؟ رونا اتمر، شاعر و دانش‌آموخته اسلام‌شناسی در پاکستان که اکنون ساکن آلمان است، در گفت‌و‌گو با بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه، ریشه این امر را در جامعه خرافات زده و مذهبی افغانستان می‌داند. هرچند پس از قتل فرخنده، شورای علمای کابل به طور جدی از دولت خواست تا تعویذنویسی در این شهر ممنوع شود. عبدالبصیر حقانی، رئیس این شورا، به خبرنگاران گفته بود که بقیه علما را هم برای مقابله با تعویذنویسان بسیج خواهد کرد، اما آیا چنین موضوعی قابل اجرا شدن است؟ فهیم کوهدامنی، معتقد است که شرط اجرایی شدن چنین تصمیمی، درنظرگرفتن قوانینی برای مجازات تعویذنویسان است. کوهدامنی می‌گوید که «ماجرای فرخنده، بیش از هرچیز، مسأله خطرناک بودن خرافات را نشان داد» و به همین دلیل تنها راه مقابله کوتاه مدت با آن از طریق قوانین جزائی است. این درحالی است که تعویذنویسی در افغانستان اکنون به یک حرفه تبدیل شده و با توجه به اشتیاق مردم برای مراجعه به این افراد، شاید تنها راه حل اولیه برای برچیدن آن، اقدامات ضربتی قانونی باشد، هرچند برای ممانعت از روی آوردن گسترده مردم به اینگونه خرافات، آموزش‌های فرهنگی، بیش از هراقدامی کارآمد به نظر می‌رسد.
Mar 29, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - اعتصاب نماز در دفاع از نوروز
00:09:24
پیشاپیش نوروز، خبر رسید که در یک مسجد در ویانا، مرکز اتریش، بین نمازگزاران و ملا، دعوا شده و کار به اعتصاب نماز رسیده است. این قضیه مربوط به جمعۀ گذشته، یعنی دو روز قبل میشود و مهمان امروز برنامۀ فرهنگ افغانستان، آقای رحمانی است، که از افغانان ساکن ویانا میباشد و در این جماعت حضور داشت. آقای رحمانی میگوید که طی خطبۀ معمول پیش از نماز، سعی کرد در رد نوروز آیتی از قران بیاورد ولی نیافت، و موفق نشد. ولی استدلال شبیهی را پیدا کرد. به همین ترتیب، کوشش کرد حدیثی برای رد کردن نوروز بیابد و این هم نشد. بالاخره ملا امام برای رد کردن نوروز، از یک شخصی نقل قول کرد که شاید خودش از آن شخص پیروی میکرد، ولی برای حاضرین قابل قبول نبود. درین جا مردم اعتراض کردند و گفتند نوروز کدام منافی با اسلام ندارد. و اگر میداشت، در طی این هزار و چهار صد سال مشخص شده میبود. با یاد آوری این که در فیسبوک آمده است که «با سوء استفاده از خطبه نماز جمعه، با لحنی بسیار زشت، به کشورها و مردمانی که نوروز را جشن میگیرند حمله کرده، آنها را کافر و غیرمسلمان خواند. زمانیکه متوجه شد، همه گوسفند وار نشسته اند و به چرندیاتش سرا پا گوش هستند، جسورتر شده، پا را فراتر گذاشته و آنهایی را که در افغانستان، ایران و آسیای میانه نوروز را تجلیل میکنند کافر خواند»، از آقای رحمانی میپرسم آیا این حرف ها درست است؟ او میگوید بلی، و اضافه میکند که این گروه نه تنها این نوع مراسم را حرام میدانند، بلکه همچنان، کسانی را که در این نوع محافل اشتراک میکنند، کافر تلقی میکنند. در ادامۀ نوشتۀ فیسبوک آمده است که «بالاخره کاسه صبر نمازگزاران بسر آمده و صدای اعتراضات بلند شد و سر و صدا در داخل مسجد بالا گرفته و درگیری های شدید لفظی میان نماز گزاران شروع شده و تعدادی از نمازگزاران هم به رسم اعتراض مسجد را بدون ادای نماز ترک کردند». با طرح این مسئله از آقای رحمانی میپرسم که بالاخره کار به یک نوع اعتصاب رسید؟ این را هم آقای رحمانی تایید میکند و میگوید که بلی، بالاخره سرو صدا در داخل مسجد بلند، یک تعدادی بیرون شدند، و یک تعداد دیگر هم، به خاطر حرمت نماز جمعه و مردمی که در آن حضور داشتند، نماز خواندند. چرا ملاها با نوروز مخالفت میکنند؟ در گذشته در ممالک اسامی، در عین زمانیکه مراسم اسلامی به جا میشد، مراسم قبل از اسلام یا غیر اسلامی هم اشکالی نداشت. چرا امروز ما در یک حالتی رسیده ایم که تعدادی از مسلمانان مراسم غیر اسلامی را تحمل نمیکنند و دنبال یک نوع انحصارگری هستند؟ در جواب به این سوال، آقای رحمانی هم از گذشته ها یاد آوری میکند که ملاها هم نوروز را به مردم مبارک باد میگفتند و در مورد اینکه چرا اوضاع تغییر کرده، میگوید که شاید رقابت های کشورهای بیگانه کار را به اینجا کشانده باشد. کشور ما همزمان با جنگ مسلحانه، محل جنگ های سرد و رقابت های ممالک هم بوده است، و دلایل عمیق این حالت را باید در این رقابت ها و جنگ های سرد و گرم جستجو کرد. گفتگو با آقای رحمانی، در مورد اعتصاب نماز در دفاع از نوروز در اتریش
Mar 15, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - بازسازی در بامیان در سایه بوداها
00:08:30
یازدهم مارس امسال چهارده سال از تخریب بوداهای بامیان بدست رژیم ساقط شده طالبان می گذرد. در طول این مدت، برنامه های متعددی برای بازسازی بوداها و همچنین بازسازی شهر بامیان مطرح شده است اما به نظر میرسد نه بت های تخریب شده و نه هم مردم بامیان، از این برنامه ها سود چندانی نبرده اند.   احمد علی احمدپور، معاون ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان در گفتگو با رادیو بین المللی فرانسه گفت در طول چهارده سال گذشته برنامه های مربوط به بت های بامیان بیشتر حفظ یا « تحکیم » بقایای هردو اثر تخریب شده را مدنظر داشته اند و تا کنون تنها بقایای "شهمامه" یا بت کوچک بامیان محکم کاری شده است.آقای احمدپور با اشاره به طرح های متعددی که برای بازسازی احتمالی این دو اثر تاریخی مطرح شده است گفت شماری از کارشناسان آثار باستانی در مورد بازسازی کامل بوداها نظر مساعد نداشته اند. بگفته این کارشناسان، بازسازی یک آبده تاریخی، در صورتی ممکن است که هشتاد درصد این آبده تاریخی موجود باشد حال آنکه بخش اصلی بوداهای بامیان بدست طالبان تخریب شده است.معاون اطلاعات و فرهنگ بامیان گفت در چارچوب برنامه های بازسازی فرهنگی در بامیان بخشی از آبدات تاریخی این شهر مانند بقایای "شهر غلغله" یا " کنبد خواجه سبزپوش" مورد توجه قرار گرفته اند اما در قسمت "شهر ضحاک" و "قلعه کافری" کاری صورت نگرفته است.او گفت در تازه ترین برنامه ای فرهنگی برای بامیان، قرار است "مرکز فرهنگی بامیان" با همکاری و حمایت سازمان یونسکو در این شهر اعمار گردد.این مرکز فرهنگی بر اساس طرحی از یک گروه از مهندسان آرژانتینی، در فاصله دو کیلومتری از بقایای بوداها ساخته خواهد شد.
Mar 09, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - سایه شوم ناامنی بر باستان‌شناسی افغانستان
00:09:23
انتشار ویدئویی از گروه "دولت اسلامی" که در آن مجسمه‌های باستانی عراق توسط اعضای این گروه تخریب می‌شد، بار دیگر تخریب تندیس‌های بودا در بامیان توسط طالبان را به یاد آورد؛ تندیس‌های بزرگی که در دل کوه ساخته شده بودند و شهرتی جهانی داشتند. زمریالی طرزی، باستان‌شناس افغان و استاد دانشگاه استراسبورگ فرانسه، در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه، به سرچشمه‌های تخریب مجسمه‌های بودا در بامیان و تأثیرات این فاجعه بزرگ می‌پردازد. آقای طرزی می‌گوید: فجایع تخریب بودای بامیان ریشه‌اش در تلاش مجدد برای برپایی موزه کابل داشت که در زمان طالبان از سوی عده‌ای از دانشمندان و دوستان هنر و باستان‌شناسی افغانستان، صورت گرفت. وی اضافه می‌کند که در ادامه این کار اخلال به وجود آمد و در نهایت ملاعمر، رهبر طالبان، بر اساس اسلام دستور تخریب مجسمه‌ها را صادر کرد. این باستان‌شناس افغان همچنین به اهمیت مجسمه‌های بودایی که در بامیان تخریب شد، می‌پردازد و تأکید می‌کند که این مجسمه‌ها از بزرگترین مجسمه‌های ایستاده در جهان بودند. او می‌گوید بامیان نه تنها یک "سایت" یا "ساحه" باستانی است، بلکه خودش یک "سایت طبیعی" است. همچنین این شهر نقش مهمی در تمدن داشت و در شاهراه هند و چین واقع بود. این باستان‌شناس، در ادامه گفت‌وگو به تلاش‌های یونسکو برای تأسیس یک موزه و مرکز فرهنگی در این شهر اشاره می‌کند و می‌گوید که کشور ژاپن در تأسیس این مرکز فرهنگی نقش بسزایی دارد. زمریالی طرزی، همچنین به مقوله باستان‌شناسی در افغانستان امروز می‌پردازد و ناامنی را عاملی تعیین‌کننده در عدم پیشرفت آن می‌داند. این باستان‌شناس افغان مقیم استراسبورگ، علاوه بر نقش مخرب طالبان در زمینه باستان‌شناسی و حفاری، به کارشکنی‌های دولت افغانستان نیز اشاره می‌کند. او می‌گوید که به غیر از "ساحه عینک" که به دلیل دخالت چینی‌ها برای استخراج معادن مس، در آنجا امنیت برقرار است، دیگر سایت‌های باستان‌شناسی افغانستان ناامن شده است.
Mar 01, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - برای مقابله با خشونت‌های رایج علیه زنان افغانستان چه موانعی باید از سر راه برداشته شوند؟
00:08:34
بصیر سیرت، فعال حقوق بشر در سوئد ضمن اظهار بدبینی نسبت به فعالیت دادگاهها در افغانستان، بویژه در ایالات دور از مرکز و نیز اظهار بدبینی نسبت به برخی از ماموران پلیس افغانستان، می گوید فکر نمی کند که آنها بتوانند در مبارزه علیه خشونت به زنان کمک زیادی بکنند. در یکی دو هفته اخیر بحث بر سر خشونت جنسیتی در رسانه‌های افغانستان رواج بسیاری داشت و بویژه بمناسبت روز همبستگی جهانی زنان علیه خشونت، بیانیه های رنگارنگی منتشر شدند، آمارهای جدیدی درباره میزان رواج خشونت در ایالات مختلف افغانستان در مطبوعات چاپ شد و سازمان های مردم نهاد مدافع حقوق زنان مطالبات متنوعی را بقصد مبارزه با خشونت مطرح کردند. در میان این مطالبات آنچه بیشتر توجه را بخود مشغول میکرد، نه فراوانی حیرت انگیز موارد خشونت، و نه تنوع اشکال خشونت در مناطق مختلف کشور، بلکه شرح موانعی بود که جامعه را برای مقابله با این پدیده شوم ناتوان کرده است.در میان مطالب منتشر شده به سادگی می شد به مواردی برخورد که نویسندگان به مجازات نشدن عاملان خشونت اعتراض کرده بودند. گروهی مامورین انتظامی را مورد انتقاد قرار می دهند که گویا در برخی موارد با زنان قربانی خشونت همراهی لازم را نمی کنند. یا به علت تسلط دیدگاههای مردسالارانه در میان این ماموران، زنان قربانی خشونت قادر به جلب همدردی آنها نمی گردند. همین مشکل در دادگاهها و در میان قضات هم وجود دارد و کم نیستند وکلا و یا قاضی هائی که در دادگاههای کشور آمادگی همدلی با قربانیان خشونت را ندارند و در مواردی علیه قربانیان رای می دهند. درباره چگونگی عملکرد مسئولان دولتی نیز در این روزها پرسش هائی فراوانی مطرح شده و میزان تاثیر گذاری آنها در مقابله با خشونت مورد سئوال قرار گرفته است. آیا جامعه مدنی و سازمان های مردم نهاد گستردگی و توانائی لازم برای مقابله با این پدیده شوم اجتماعی را دارند؟در میان مطالباتی که مطرح شده اند یکی هم تقاضا از امامان مساجد است که به مردان برای رعایت حقوق زنان آگاهی بدهند و یا برای محو خشونت های جنسیتی اقدام کنند. آیا چنین توقعی از ملایان منطقی است؟ در گفتگوئی با بصیر سیرت، فعال حقوق بشر افغانستان در سوئد، پرسش هائی از این دست را در میان گذاشته ایم. بصیر سیرت ضمن اظهار بدبینی نسبت به فعالیت دادگاهها در افغانستان، بویژه در ایالات دور از مرکز و نیز اظهار بدبینی نسبت به برخی از ماموران پلیس افغانستان می گوید فکر نمی کند که آنها بتوانند در مبارزه علیه خشونت به زنان کمک زیادی بکنند. چرا که بخش هائی از این نیروها خود قربانی تفکر سنتی و مردسالارانه هستند. بصیر سیرت در عین حال نسبت به وزارت امور زنان خوشبین است و می گوید آنها واقعاً می خواهند کاری انجام دهند. ولی چون نیروی اجرائی ندارند و فقط قرار است نقش ناظر را داشته باشند نخواهند توانست وارد عرصه دادخواهی شوند. سیرت همچنین درباره نهادهای جامعه مدنی اظهار خوشبینی می کند و معتقد است که فشارهای آنها به دولت نقش مهمی در ایفای حقوق زنان دارد. او نسبت به رسانه های افغانستان نیز خوشبین است و نقش آنها را در آگاهسازی ستایش می کند. بصیر سیرت برعکس در مورد نقش احتمالی ملاامامان مساجد بدبینی زیادی دارد و می گوید من مطمئنم که آنها نمی توانند نقشی در جلوگیری از خشونت علیه زنان داشته باشند. چرا که خود ترویج کننده اعتقادات سنتی و مذهبی اند. بعقیده او توقع فعالین حقوق زن از ملاها توقع سازنده ای نیست. به این گفتگو گوش کنید.
Feb 22, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - "در کشوری دیگر"، اثر "سپوژمی" بانوی بزرگ داستان نویسی معاصر افغانستان
00:09:39
"در کشوری دیگر" نام اثری از بانوی بزرگ داستان‌نویس افغانستان "سپوژمی زریاب" است که به تازگی در ایران منتشر شده است. رمانی با محوریت مشکلات مهاجران افغان در دیگر کشورها. نویسنده در این رمان به دغدغه‌ها و مشکلات  مردم مشرق‌زمین در کشورهای غربی و تقابل میان دو فرهنگ پرداخته است. "میکائل باری Michael Barry" منتقد فرانسوی ادبيات فارسی، در پابرگ کتاب "ديوارها گوش دارند" مينويسد: "سپوژمی که نامش «مهتاب کامل» معنا دارد، در کنار خليلی و مجروح، يکی از سه نويسنده بزرگ افغان در روزگار مـاست." برای بررسی جایگاهی که "سپوژمی زریاب" در ادبیات داستانی معاصر افغانستان دارد. همچنین سبک پردازش او در قصه نویسی و درآمیختن مفاهیم سنت گرایی و مدرنیته که در کتاب "در کشوری دیگر" او به نحو زیبایی تبلور یافته است، با سعید حقیقی، نویسنده، روزنامه نگار و منتقد ادبی مقیم کابل به گفتگو نشسته ایم. ***  "سپوژمی زریاب" از نامداران عرصه داستان‌نویسی معاصرافغانستان است؛ وی در سال ۱۳۲۹ خورشیدی در کابل به دنیا آمد، تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فرانسه در کابل و سپس درسطح دکترا در کشورفرانسه به پایان برده است. دومجموعه داستان "دشت قابیل" و "شرنگ شرنگ زنگ‌ها" و داستان بلند "در کشوری دیگر" از جمله آثار این نویسنده است که در کابل منتشر شده است. کتاب در کشوری دیگر نخستین بار در سال ۱۳۶۷ خورشیدی توسط انجمن نویسندگان افغانستان در کابل منتشر شده است. این اثر به تازگی توسط انتشارات "سپیده باوران" در ایران بازچاپ شده و در چاپ جدید، واژگان خاص فارسی دری در پاورقی این نشر تازه برای مخاطبان ایرانی ترجمه شده است. سپوژمی زرياب با مجموعهء داستانی "دشت قابيل" و "چهرهء شهر بر زمينه بنفش" که بر بنياد نوشته ديگرش در جشنواره "آوینویون Avignon1991 "به نمايش گذاشته شده بود، آوازه بلندی يافت. "میکائل باریMichael Barry" منتقد فرانسوی ادبيات فارسی، در پابرگ کتاب "ديوارها گوش دارند" مينويسد: "سپوژمی که نامش «مهتاب کامل» معنا دارد، در کنار خليلی و مجروح، يکی از سه نويسنده بزرگ افغان در روزگار مـاست." سپوژمی زرياب از هفــده سـالگی به نوشـتن داسـتان های کوتاه آغـازيد. او در این باره ميگويد: "گرايش به ادبيات را از پدرم گرفته ام؛ هنگامی که کودک بودم ، پدرم شـبانه شـعرهايی برای مـا ميخواند و من آنها را يکی پی ديگر به حافظه ميسپردم. شايد سه يا چهار ساله بودم. او شعری را آغاز ميکرد، دنباله اش را من ميخواندم. سپس ادبيات ديروز، راه پيشرفت در سفر ادبی را برايم هموارتر کرد." او ادامه میدهد که پديده دلخواهش در ادبيات، داستان کوتاه است و شيفتگی او به داستان، که خود دستاورد غرب است، ريشه در کار نويسندگان خارجی، به ويژه اروپاييها و آمريکاييها دارد." داستانهای کوتاه دری سپوژمی از نگاه پرداخت، آميزه يکدستی است از سادگی، گستردگی و حس شاعرانه. همچنین، انسانگرايی و جهانباوری دراين نوشته ها به نحوی جادوئی به هم گره خورده اند . داستان هایش جلوه هايی دارند که برخاسته از يادهای سرزمينی است که او در آن بالنده شده است. درداستان کوتاه "موزه ها در هذيان" سپوژمی يورش شوروی را باز ميگويد. راوی داسـتان زنی است در آسـتانه مرگ. او ميبيند که چگـونه تانک های شـوروی به روسـتا ميرسند... دختر جوانی که سـرش زخم برداشـته، دچار روانپريشی ميشود. او به گمان خودش ازاين سوی کشور به آنسو ميرود و می بيند که به جای خوشه های انگور، دسـتها، پاها و سـرها از تاکهـا آويزان شده اند ... در داستان ديگری، "تذکره"، سپوژمی از نوجوانی ميگويد که مادرش او را پنهان ميکند، زيرا ميترسد مبادا فرزندش را برای ارتش نامنويسی کنند... "لطیف ناظمی" از نویسندگان بزرگ افغانستان در مقدمه این کتاب در مورد ویژگی‌های رمان در کشوری دیگر نوشته است. "در کشوری دیگر، تصویری از سیمای دو جامعه عمیقاً متفاوت. جامعه‌ای فقیر و درمانده با همه ارزش‌نماهای جدی‌اش، با همه صداقت‌های روستایی‌اش و با همه صمیمیت شرقی‌اش، با توانمندی و از خود بیگانگی‌هایش، با درون تهی هولناکش و با آدم‌هایی که به گفته مارکوزه یک بعدی‌اند. در اینجا سرگذشت آدمهایی را میخوانیم که با صداقت و باور میزیند و میمیرند و هم سرگذشت آدمهایی را که در برهوت تنهایی و بیباوری رها شدهاند؛ قصه خانواده‌های به هم پیوسته است و خانواده‌هایی از هم گسیخته؛ خانواده‌هایی که عشق و صمیمیت مهره‌های ساختاری آنهاست و خانواده‌هایی که بیگمان در پیله تنهایی دردناکی می‌تنند و می‌فرسایند. آدم‌های داستان، یک زن سالخورده، یک جوان و یک آدم شرقی‌اند که این آدم شرقی، «من» روایتی داستان را می‌سازد. نویسنده با دید شرقی و اشراقی به غرب می‌نگرد از این رو، هم از آدم‌های مرکزی داستانش نفرت دارد و هم دوستشان دارد. او آدمی است که بسیار عاطفی می‌اندیشد و از این رو گاه گاهی در داوری هایش از مفاهیم کلی انسانی، از انسان گرایی و اومانیسم عالی بهره می‌جوید. از" ژرار" می گوید که به دوستش "پاسکال" خیانت روا داشته و این خیانت مسیر زندگی پاسکال را دگرگون کرده است؛ او تحصیل را رها می کند، معتاد به مواد مخدر می‌شود و سرانجام در کشوری دیگر کشته می‌شود. نویسنده، گناه این خیانت‌ها را به گردن جامعه باختر زمین نمی‌اندازد، بلکه دست به یک طرح تاریخی می‌زند و نشان می‌دهد که همیشه قابیل‌هایی در پی هابیل‌ها بوده‌اند، شغادهایی به دنبال رستم‌ها و ژرارهایی در کمین پاسکال‌ها. با آن هم، این مدینه فاضله و این فرنگستان، سرزمین دلهره و اضطراب است؛ فساد آباد است؛ جامعه‌ای است که در واژه "خارجی"غمبارترین اهانت‌ها و تحقیرها را بار کرده است و انسان شرقی در این مدینه فاضله غریبه بودنش را و بیگانه بودنش را در میان دیگران حس می‌کند. از زبان «من» روایتی داستان است که می‌خوانیم «خود را درختی تصور می‌کردم که با ریشه‌اش از زمین کنده شده و به زمین دیگری نشانده شده و در زمین دیگر سر سازگاری ندارد.» این درخت افسرده که در سرزمین‌های دیگر زندگی ملال‌انگیزی دارد. هنگامی که بهشت گمشده‌اش را می یابد، نفس راحتی می‌کشد؛ آسمان آبی، چشمانش را پر می‌کند؛ در بهشت بازیافته زندگی را درمی‌یابد و مرگ فاصله‌ها را می‌نگرد." "در کشوری دیگر"، در ۱۹۲ صفحه و به قیمت ۹۸۰۰ تومان در سال ۱۳۹۳ در مشهد و توسط "سپیده باوران" منتشر شده است.  در بخش‌هایی از کتاب "در کشوری دیگر" می‌خوانیم: "بزانسون" شهر کوچکی است در شرق فرانسه. شهری است در مرز سوئیس و فرانسه. مردم این شهر عادات خاص خودشان را دارند؛ و درِ خانه‌شان را به آسانی به روی دیگری باز نمی‌کنند. در بین خود، حلقه‌های کوچکی ساخته‌اند که این حلقه‌ها هم بسیار محکم‌اند و هیچ تازه‌واردی نمی‌تواند به سادگی در این حلقه‌ها داخل شود. تمام زندگی این مردم در چهار‌دیوار خانه‌هایشان خلاصه می‌شود. و تمامی اندیشه‌هایشان دَورِ چَوکی‌‌هایشان، پرده‌هایشان و میزهایشان دَور می‌زنند. انگار بیرون از دروازه‌هایشان جهانی وجود ندارد؛ دیگرانی وجود ندارند. در چشمان رنگه و شیشه‌مانندشان هیچ چیز خوانده نمی‌شود. آدم خیال می‌کند که این چشمان تنها قادرند گاهی حالت خصمانه به خود بگیرند و بس. آنجا که من زندگی می‌کردم، بیشتر دهقانانی زندگی می‌کردند که زمین‌هایشان را ترک کرده بودند و شهرنشین شده بودند و با این شهرنشینی‌شان کارهای کوچکی برای خود دست‌و‌پا کرده بودند. و با این هم اُلفت‌شان با زمین قطع نشده بود. به همین علت هیچ گپی برای گفتن نداشتند. همیشه از هوا و تأثیر هوا روی زمین گپ می‌زدند. اگر قطره‌ای باران می‌بارید، نگاه‌ها با هم تلاقی می‌شدند. آنجا که زندگی می‌کردم، آپارتمان‌ها روی هم خوابیده بودند و طبقات بلندی را ساخته بودند. وقتی که از دور به این اشکال هندسی مربع‌شکل و مستطیل‌شکل می‌دیدم، دلم تنگ می‌شد. دلم هیچ نمی‌خواست که خانه‌ام بروم. اما می‌رفتم. وقتی زینه‌ها را می‌پیمودم گاهی تصادفاً دری یا درهایی باز می‌شدند؛ کسی یا کسانی می‌برآمدند و می‌رفتند پیِ کارشان. نگاه‌هایشان همیشه فراری می‌بودند؛ مثل اینکه از نگاه یکدیگر هراس داشتند. و اگر تصادفاً نگاه آدم با نگاهشان تلاقی می‌کرد، زود یا پیشِ پایشان را می‌دیدند و یا دیوار سپید کنار زینه‌ها را. این هراس و گریز همیشه به نظرم خنده‌دار می‌آمد؛ اما خو‌کردن به این هراس و گریز در آغاز برایم دشوار بود. در چهره‌هایشان هیچ چیز خوانده نمی‌شد: نه اندوهی، نه سُروری، هیچ. شاید هم به همین علت من هیچ علاقه‌ای به آشنایی‌شان در خود احساس نمی‌کردم. بعدها به این شیوه زندگی و این بی‌تفاوتی کنجکاو شدم. دلم می‌خواست آنان را در درون خانه‌هایشان، در پشت دیوارهایشان ببینم. به نظرم می‌آمد که هیچ قدرتی در جهان، آرامش آنان را به هم زده نمی‌تواند. این آرامش جزوِ همان ساختمان‌های مربع و مستطیل‌‌شکل شده بود. تنها گاه‌گاهی این آرامش به نظرم ساختگی می‌آمد. وقتی در اتاقم می‌بودم، همه جا ساکت می‌بود. تنها گاهی آواز قدم‌های کسانی که از زینه‌ها تا و بالا می‌رفتند، شنیده می‌شد؛ و آواز دری که باز می‌شد یا بسته می‌شد. این آوازها آوازهای همیشگی شب و روز بود. و یک وقتی متوجه شدم که با این آوازها، با آن هراس و گریز و با آن آرامشی که گاهی به نظرم ساختگی می‌آمد، خو کرده‌ام. یک روز از اُرسیِ اتاقم بیرون را می‌دیدم، ساختمان‌های مربع‌شکل و مستطیل‌شکل را، که یک بار صدای فریاد را شنیدم. خوب حواسم را جمع کردم. آوازِ فریاد زنی بود که با تمامی توانایی‌اش فریاد می‌زد. چیزهایی می‌گفت و فحش می‌داد. از خود پرسیدم: ـ صدا از کجاست؟ زود دانستم که از زینه‌هاست. دویده سوی در رفتم. آن را باز کردم. زن را شناختم. موهایش پریشان بود. رویش سرخ شده بود و مرطوب. چشمان بسیار کوچکش هم سرخ شده بود. همه گوشت‌های تنش تکان می‌خوردند. رویش را با ناخن‌هایش می‌خراشید و می‌گریست. همان طور که به دیوار سپید کنار زینه تکیه داده بود، خودش را پیچ‌وتاب می‌داد و فریاد می‌زد. خوب شناختمش. در یکی از طبقات همان ساختمان زندگی می‌کرد و همیشه با سر و روی مرتب و همان آرامش معمول از زینه‌ها پایان و بالا می‌رفت. با تعجب در دلم گفتم: ـ این زن گریسته می‌تواند؟ فریاد زده می‌تواند؟ تا همان لحظه نمی‌توانستم تصور نمایم که این زن فریاد زده بتواند و گریسته بتواند، موهایش را چنگ بزند؛ با آن آرامشی که من گاهی می‌دیدمش. گیج شده بودم. نزدیکش ایستادم و پرسیدم: ـ چی شده؟ ـ فرار کرده. شانه‌اش را گرفتم. گوشت شانه‌اش زیر دستم بسیار نرم و بی‌حال آمد. دستم را از روی شانه‌اش پَس کردم و باز پرسیدم: ـ کی فرار کرده؟ ـ رفت اما برای همیشه نِی. می‌دانید او نمی‌تواند از چنگ من فرار کند...
Feb 15, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - بدرفتاری با مهاجران افغان در پاکستان بهانه‌جوئی علیه آنهاست یا علت واقعی دارد؟
00:06:13
رئیس دفتر سازمان بین‌المللی مهاجرت در افغانستان "ریچارد نزینگر"، از بدرفتاری مردم پاکستان و پلیس این کشور با مهاجران افغان خبر می‌دهد؛ بعقیده او پس از حمله تروریست‌ها به مکتب پیشاور در پاکستان که باعث کشته شدن ١٣٠ دانش‌آموز شد، بدرفتاری مردم و پلیس پاکستان با مهاجران افغان افزایش یافته است. ریچارد نزینگر، حتی به خشونت‌هائی اشاره کرد که علیه مهاجران افغان انجام میگیرد و در مواردی به خانه هایشان حمله‌ور شده اند. این مقام سازمان بین المللی مهاجرت، از خروج ٢٤هزار شهروند افغان از پاکستان تنها در فاصله یک ماهه اخیر خبر داد و گفت که اکثریت این افراد بخاطر نجات از بدرفتاری‌ها مجبور به ترک پاکستان شده اند، این در حالی است که حدود ١۵٠٠ تن از آنها توسط مأموران پلیس پاکستان اخراج شده اند. برخی خبرها نیز از دستگیری و زندانی شدن گروهی از مهاجران افغان منتشر شده است. مقامات سفارت افغانستان در اسلام آباد، اخبار مربوط به برخوردهای خصمانه با افغان‌های مهاجر را تأیید می‌کنند. مصری خان مهمند، رئیس امور مهاجرین در سفارت افغانستان، از اذیت و آزار افغان‌ها پس از حمله تروریستی پیشاور خبر می‌دهد و می‌گوید این بدرفتاری شامل همه افغان‌ها می‌شود و ربطی به مدارک اقامت آنها ندارد.او گفت که از مقامات حکومت افغانستان در خواست کرده است که برای رسیدگی به این موضوع هیأتی را به اسلام آباد بفرستند تا با مسئولان پاکستانی گفتگو کنند.گفته می شود که حدود ٣میلیون افغان در پاکستان زندگی می کنند که لااقل یک میلیون نفر از آنها کارت اقامت ندارند. مسئولان سازمان بین‌المللی مهاجران، اظهار نگرانی می کنند که مهاجران بازگشته به کشور از خدمات ضروری بی بهره‌اند و این سازمان تنها قادر به پوشش خدماتی ١٠درصد از آنهاست. این سازمان برای مقابله با این موج جدید بازگشت مهاجران به یک میلیون دلار پول احتیاج دارد. در گفتگوئی با فردوس کاوش، روزنامه نگار مقیم کابل، وی اظهار نظر می کند که قبل از این ماجرا هم، پلیس پاکستان رفتار خوبی با افغان‌های مهاجر نداشت و از آنها اخاذی میکرد. اما پس از حمله تروریستی به مکتب پیشاور که طالبان پاکستانی مسئولیتش را بعهده گرفتند، رسانه‌های پاکستان نفرت پراکنی را نسبت به افغانستان و افغان‌ها شروع کردند. بعقیده کاوش علت بدرفتاری با مهاجران همین مطالب رسانه‌های پاکستانی است فردوس کاوش، درباره احتمال همکاری برخی از افغان‌های مهاجر با تروریست‌ها، اظهار اطمینان می کند که افغان‌های مهاجر هیچ ارتباطی با طالبان پاکستانی ندارند.بروایت فردوس کاوش، برخی از مهاجران افغان مقیم پاکستان با طالبان افغان همکاری دارند، ولی او بلافاصله اضافه می‌کند که «نه تنها آنها، بلکه دستگاه‌های رسمی دولت پاکستان مثل استخبارات و ارتش پاکستان و نیز احزاب مذهبی این کشور نیز با طالبان افغان همکاری دارند». فردوس کاوش، پیش‌بینی می کند که اگر نفرت پراکنی نسبت به افغان‌ها ادامه یابد هیچ راه حلی برای رفع این بحران وجود نخواهد داشت و رفتار پاکستان با شهروندان افغان مقیم آن کشور باز هم بدتر خواهد شد. برای  شنیدن این گفتگو به فایل صوتی بالا رجوع کنید.
Feb 08, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - فیلم "مدرسه" و عبور از سانسور
00:09:19
در این هفته، طلوع، فیلم "مدرسه" را پخش کرد؛ فیلمی که در آن صحبت از مشکلات مهاجرین افغان در ایران است و در گذشته به درخواست مسئولین ایرانی، مورد سانسور حکومت افغانستان قرار گرفته بود. این فیلم، ساختۀ فیلم‌ساز افغانی "اسد سکندری" در اکتبر سال 2011، زمانی که قرار بود «افتتاح» شود مورد سانسور قرار گرفته بود. آغاز این فیلم، محروم شدن یک دخترک افغانی در ایران، از مدرسه و تحصیل است و مخالفت پدر او که به صحنه‌های خطرناک منتهی میشود. در بررسی این مسئله، امروز سراغ آقای همایون مروت رفتیم؛ آقای مروت فیلم‌ساز است و در سویدن (سوئد) سالی یک بار جشنوارۀ سینمای افغانستان را برگزار میکند. او میگوید که آنان در سال‌های قبل، این فیلم را هم در جشنوارۀ سویدن (سوئد) نشان داده اند؛ این فیلم به یکی از مسایل بسیار مهم مهاجرین افغان در ایران میپردازد و بسیار خوب است که سینما بتواند این مسایل را مطرح کند. این فیلم یک مقدار با شیوۀ «بالیوودی» ساخته شده است که آقای مروت در مورد آن، اصطلاح فیلم های «پر مخاطب» را بکار میبرد. در مورد این شیوه، بعضی‌ها دید مخالف دارند و آنرا مختص به هند میدانند ولی آقای مروت میگوید که در کنار «فیلم های جدی» این نوع سینما هم برای خود جا دارد و میتواند بینندگان خود را داشته باشد. در مورد رسالتی که سینما میتواند داشته باشد، نظر آقای مروت این است که به دلیل اینکه در افغانستان، فرهنگ کتاب‌خوانی کم است، هنرهای تصویری اهمیت و مسئولیت بیشتر دارند. با یادآوری از اینکه در سال 2013، زمانی که میخواستند این فیلم را در لیسه (دبیرستان) استقلال پخش کنند و حکومت مانع شد، از آقای مروت دلیل این ممانعت را میپرسم و ارتباط آن را با ایران؟ او میگوید که بلی، این دخالت ایران بود که نمیخواست این فیلم پخش شود که باعت این برخورد مسئولین حکومتی افغانستان شد. او از فیلم دیگری یاد میکند به نام "همسایه"، ساختۀ "زبیر فرغند"، که آن هم در مورد مهاجرین افغان در ایران است و آن فیلم هم در سال 2011، با دخالت ایرانی ها، در کابل مورد سانسور قرار گرفته بود. ولی با پافشاری برگزارکنندگان، بالاخره به نمایش آمد. گفتگو با همایون مروت، فیلمساز و مسئول جشنوارۀ سینمای افغانستان در سویدن (سوئد) را از طریق فایل صوتی بالای صفحه گوش کنید.
Feb 01, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - نگاهی به زندگی و شعر براتعلی فدایی، شاعر افغان
00:11:00
بزرگداشت بیش از هفتاد سال شاعری براتعلی فدایی، دوشنبه گذشته، با حضور این شاعر هشتاد و شش ساله در شهر هرات افغانستان، زادگاه او برگزار شد. براتعلی فدایی به دلیل نقش مؤثری که در پرورش شعر و ادبیات افغانستان داشته، از مشاهير کشورش، به شمار می‌رود. این شاعر آن طور که خودش می‌گوید از همان دهه دوم زندگی‌اش به سرودن شعر پرداخت و آثارش تاکنون علاوه بر چاپ در مطبوعات افغانستان، به صورت چندین مجموعه شعر به نام‌های «حریم راز»، «چامه‌ها و چکامه‌ها»، «راه روشن» و «گنج در ویرانه» نیز منتشر شده است. در برنامه "برگ‌هایی از فرهنگ و هنر افغانستان"، از زبان خود براتعلی فدایی خواهید شنید که در دهه پنجاه زمانی که به خاطر نابسامانی‌های سیاسی ناچار به مهاجرت شد بر او چه گذشت. همچنین در این برنامه، روح الامین امینی، در گفت‌وگو با رادیو بین المللی فرانسه، به وجه سیاسی آثار براتعلی فدایی می پردازد و می گوید که این شاعر بر درگاه هیچ حاکمی زانو نزده است.
Jan 24, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - تروریسم و تفاوت‌های اخلاقی میان کشورهای اسلامی و غرب
00:13:39
حملۀ تروریستی اسلام گرایان به شارلی، در شهر پاریس، علاوه بر مردمان کشورهای اروپایی، مردمان کشورهای اسلامی را هم وادار به تفکر و تعمق کرده است. این سوء قصد به نظر میاید، حاکی از تشدید قطب بندی ها میان کشورهای دموکراتیک غربی و اسلام گرایان باشد. ولی در پشت این اختلافات، خود مردم هم است. اگرچه طرفداران آزادی بیان، با اعلام این که «من چارلی استم»، این سوء قصد را شدیداٌ محکوم کردند، ولی در میان مسلمانان، تعدادی بجای اعتراض به قتل نقاشان و خبرنگاران چارلی، لبۀ تیز اعتراض خود را بسوی خود چارلی و چاپ مجدد کاریکاتور حضرت محمد، نشانه گرفتند. این موضوع را امروز با آقای شکیب مصدق، عضو سابق گروه «مورچه ها» و آواز خوان پاپ / راک افغانستانی، در میان گذاشتم. آقای مصدق این حرکت تروریستی را شدیداٌ محکوم میکند ولی این را هم اضافه میکند که قضیه چارلی باعث شد مسایلی چون حملات «بوکوحرام» در نیجیریا را، مردم فراموش کنند. از سوی دیگر، آقای مصدق این را هم که تعدادی از مردم، با این استدلال، که چون آنان به مقدسات اسلامی توهین کرده بودند، خوب شد کشته شده بودند، رد کرده و میگوید که اصلاٌ هیچ انسانی نمیتواند بپذیرد، که به دلیل نقاشی، کسانی به تفنگ زده و کشته شوند. توهین و اهانت، باید تعریف مجدد شود و بخصوص برای مسلمانان گفته شود که هیچ چیزی نباید در طنز و تمسخر استثنا باشد. چون طنز توهین نیست. و اگر طنزی باعث احساس توهین برای یک ملت شود، باید در مورد آن گفتگو شود. ولی در مورد اصل مسئلۀ تروریسم، آقای مصدق روی نقش خود کشورهای غربی هم انگشت میگذارد و میگوید که خود آنان هم در ایجاد گروه های چون طالبان، القاعده و داعش نقش داشتند. از سوی دیگر سوالات زیادی در مورد این قضایا بی جواب میمانند، آقای مصدق در مورد دو نفری که دست به این عمل تروریستی زدند و در نهایت کشته شدند، هم میگوید که آیا آنان واقعاٌ میخواستند کشته شوند؟
Jan 18, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - "روز ملی قلم" آغازی در جهت هم‌گرایی و وحدت فرهنگی افغانستان
00:10:58
تلاش‌هایی که از ٢ سال پیش در افغانستان برای نام‌گذاری یک روز ویژه ١٦ ثور به نام "روز ملی قلم" در سالنامه این کشور آغاز گردیده، پیشرفت قابل ملاحظه‌ای را نشان میدهد. با توجه به کثرت و تنوع قومی و زبانی موجود در افغانستان، رسمیت یافتن "روز ملی قلم" میتواند آغازی باشد در جهت همگرایی و وحدت فرهنگی در چهارچوب پروژه فراگیر ملت- دولت که تضمین کننده پیشرفت و ثبات جامعه افغانستان می‌باشد. افغانستان سرزمینی است کهن با کثرت و تنوع قومی و زبانی. برخی از پژوهش‌ها شمار اقوام مختلف در این سرزمین را بیش از 50 قوم دانسته اند. بدیهی است که کثرت قومی در این سرزمین با تنوع و گوناگونی زبانی همراه باشد. برخی‌ها از محقققان و زبان شناسان زبان‌های زنده افغانستان را بیش از ٤٠ زبان دانسته اند. مجاور احمد زیار، زبانشناس افغان می‌گوید که زبان‌های رایج افغانستان ۴۷ زبان است که در ۴ گروه تقسیم شده است: «از جمله یک "گروه آریایی" است که شامل زبان‌های دری، پشتو، بلوچی و ١٢- ١٣زبان پامیری می‌شود. گروه دوم، "گروه زبان ترک و مغولی" است که شامل زبان‌های ازبکی، ترکمنی، قیرغیزی، قزاقی، ایغوری و غیره می‌شود. گروه سوم، "گروه هند و آریایی" است که شامل زبان‌های گجراتی، سندی، پنجابی و براهوی است و گروه چهارم، "گروه زبان سامی" است که عبارت از عربی و عبری می‌باشد و در حال حاضر عبری در افغانستان موجود نیست چون گویش ورانش از افغانستان رفته‌اند.» وجود اقلیت های مذهبی گوناگون از جمله شیعه، اسماعیلی، هندوها، سیک ها و حتی یهودی ها بر تنوع و کثرت قومی و زبانی بی نظیر افغانستان افزون گردیده و به این سرزمین موقعیتی خاص بخشیده است. این شرایط ویژه، میتواند خاستگاهی تاریخی در جهت شکوفایی فرهنگی ، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی باشد. در همان حال میتواند زمینه ای برای بروز اختلافات و تنش ها باشد؛ تنش هایی که میتوانند به جنگ داخلی منجر گردیده و خرابی ها و ویرانی‌های بسیاری را به وجود آورند. سرزمین افغانستان این تجربه تلخ را آزموده است. تنها راه برای نیل به وحدت ملی، و استقرار پایه ای استوار و محکم که این موزائیک قومی، مذهبی و زبانی متنوع را به هم پیوند زند، همانگونه که رنگین دافر سپنتا نیز گفته است، پیشرفت پروژه دمکراسی در چهارچوب یک بنیاد و پیمان حقوقی دولت- ملت است. پیشرفت پروژه دمکراسی و تبلور آن در چهارچوب بنیاد دولت-ملت، نیازمند تلاش های فرهنگی گسترده ای برای نزدیکی، همزیستی، درک متقابل و بالاخره همگرایی اقوام گوناگونی است که در سرزمین افغانستان زندگی می کنند. برای نیل بدین مقصود، داشتن یک سیاست فرهنگی جامع و مدون که نیازهای فرهنگی اقوام گوناگون افغانستان را جهت داده و با همگرایی این نیازها در قالب یک پروژه فراگیر، پروژه جامع فرهنگی ملت افغانستان را شکل دهد ضرورت دارد. تاکنون انتقادهای بسیاری از سوی کنشگران فرهنگی جامعه افغانستان، به نبود این سیاست فرهنگی مدون و جامع به دولت و مجامع قانون گزاری افغانستان صورت پذیرفته است؛ از جمله این انتقاد ها، تعلل دولت و مجلس در پذیرش در خواست های جامعه مدنی افغانستان برای نام گذاری روز 16 ثور به عنوان "روز ملی قلم" در سالنامه افغانستان میباشد این جنبش از هرات و ولایات غربی افغانستان، در قسمت هایی از کشور از جمله بامیان گسترش یافته است. برای بحث در باره این موضوع با خانم سهیلا عرفانی، روزنامه نگار و و استاد روزنامه نگاری در دانشگاه هرات، به گفتگو نشسته‌ایم.
Jan 04, 2015
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - موسیقی مدرن افغانستان و نقش رسانه‌ها
00:09:53
مسعود حسن زاده، پژوهشگر موسیقی و مسئول اولین گروه راک افغانستان، "مورچه ها"، در گفت‌وگو با رادیوی بین المللی فرانسه در خصوص نقش رسانه‌ها در ترویج موسیقی افغانستان گفت: در رسانه های افغانستان، از موسیقی، بعنوان پدیده ای تنها در جهت تفریح و سرگرمی استفاده می شود که این‌گونه برداشت از موسیقی، بسترهای مورد نیاز را برای موسیقی تجاری باز می نماید که رواج آن می تواند زمینه ساز آسیب‌های جدی به موسیقی سنتی در افغانستان را فراهم سازد. تشکیل گروههای موسیقی در افغانستان از سابقه طولانی برخوردار است. پس از ایجاد رادیوی ملی افغانستان در سال ١٩٢١، منطق و بستر تشکیل گروههای موسیقی رنگ و بوی دیگری به خود گرفت. موسیقیدانان افغان از غالب گروههائی که الهام از هنرمندان هندی داشتند، فاصله گرفتند و اینگونه بود که سپس از گذراندن آموزشهای جدید و نوین، گروههای جدید موسیقی دراین کشور تشکیل شدند. همچنین در دورانهائی، تلفیقی از موسیقی هندی به همراه آواها و ملودی‌های موسیقیائی بومی نواحی مختلف کشور، سبب ساز شکل گیری نخستین گروههای نسبتا مدرن موسیقی شد. مسعود حسن زاده، پژوهشگر موسیقی و مسئول اولین گروه راک افغانستان، "مورچه ها"، در گفت‌وگو با رادیوی بین المللی فرانسه در خصوص منطق و معیارهای تشکیل گروههای موسیقی در افغانستان گفت: تاریخ تشکیل گروههای موسیقی در افغانستان به سالهای بسیار دور باز می گردد. این گروهها ابتدا با فعالیتهای گروههای محلی و سنتی آغاز به کار نمودند و سپس کار خود را با تلفیقی از مجموعه ای از موسیقی‌های ملل و کشورهای مختلف ادامه دادند. همچنین بررسی موسیقی امروز افغانستان هم که به شکلی مدرن در حال ارائه است، نشان می دهد، موسیقی این کشور، بیش از پیش الهام گرفته از موسیقی سایر ملتها به ویژه موسقی غرب و به شکل ویژه، الهام گرفته از موسیقی پاپ و راک می باشد. بر پایه برخی اسناد و تحقیقات صورت گرفته در عرصه تاریخچه موسیقی افغان، از دهه ۴٠ خورشیدی، بعنوان شروع عصری تازه در شناخت و کشف موسیقی افغان نام برده می شود. بدنبال سقوط طالبان در افغانستان، رسانه های مختلفی در این کشور آغاز به کار نمودند که در ارائه و ترویج موسیقی مدرن در افغانستان، همچنین در تشویق جامعه به سوی دنیای موسیقی نقش داشتند. مسعود حسن زاده در ارتباط با نقش رسانه ها در گسترش موسیقی در افغانستان بر این باور است که یک دسته موسیقی رسانه ای در کشور وجود دارد و بعبارتی این گونه موسیقی، زاده رسانه ها است که حضور آن در جامعه همواره در کنار رسانه ها معنا می یابد. این پژوهشگر موسیقی در عین حال تاکید می کند: تمامی کسانی که در افغانستان در حوزه فرهنگ فعالیت می کنند، الزاما دارای صلاحیت حرفه ای در حوزه فرهنگی نیستند. مسعود حسن زاده می افزاید: در رسانه های افغانستان، از موسیقی، بعنوان پدیده ای تنها در جهت تفریح و سرگرمی استفاده می شود که این‌گونه برداشت از موسیقی، بسترهای مورد نیاز را برای موسیقی تجاری باز می نماید که رواج آن می تواند زمینه ساز آسیب‌های جدی به موسیقی سنتی در افغانستان را فراهم سازد.
Dec 28, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - پیش به سوی کتاب و کتاب خوانی دردوران دموکراسی افغانستان
00:07:36
در افغانستان، پس از سقوط حکومت طالبان که جز قرآن کتابی را برای خواند لازم نمی‌دانستند، اکنون آرام آرام نوشته‌ها، کتاب‌ها و کتابخوان‌ها، به مرور سال‌های دهه گذشته بار دیگر فرصت یافته اند به کارنشر نظم، نثر وکتاب خوانی بپردازند.با این حال موضوع کتاب خوانی و علاقمندی به تازه های بازار کتاب هنوز به عنوان یک پدیده مرسوم همگانی ساری و جاری نیست. به گفته کارشناسان، شمار عناوین و تیراژ چاپ همچنان درسطح رضایت بخشی قرار ندارد، اما در عین حال با دوران خشکسالی نشر و نویسندگی دوران طالبان نیز قابل مقایسه نیست. سامانه افغانی "در افق تبعید"، در یکی از شماره‌های خود، به دوران غم حال و روز کتاب و کتابت در دوران ٦ ساله حکومت طالبان در اواخر دهه ٩٠ میلادی اشاره دارد و در جایی می نویسد:  «آنگاه در تابستان 1998 میلادی جنگجویان طالب برشماری از ولایت های شمالی کشور تسلط یافتند. افزون بر آن بیداد استخوان سوزی که برمردم بی دفاع روا می داشتند، بر دروازه های نهادهای فرهنگی قفل تعصب آویخته و هرجا مشعلی بود از فرهنگ و بیداری می کشتند.چنان که هرچه نهاد فرهنگی بود تعطیل گردید و از آن میانه کتابخانۀ "حکیم ناصر خسرو بلخی" در شهر بلخ، از کتاب خالی شد. درهمان روزها این آوازه های تلخ به گوش رسید که طالبان دست کم ۵٠ هزار جلد کتاب این کتابخانه را در چهار راه شهر پُل‌خمری آتش زدند». بخشی بود در یک سامانه ادبی افغان تحت عنوان "درافق تبعید" درباره شش سال رفتار حکومت اسلامی طالبان در افغانستان با کتاب و کتاب‌خوانان این کشور . واما باز گردیم به امروز، سیزده سال پس از پایان حکومت استبداد اسلامی طلبان؛ موسی رفیع زاده، روزنامه نگار درباره وضعیت کتاب و کتابخوانی درافغانستان می گوید: کتاب و کتابخوانی مانند بسیاری از عرصه‌های دیگر با چالش‌های ناگواری رو بروست.به گفته وی، در بحبوحه وضعیت ناگواری که کتاب و فرهنگ کتاب خوانی در کشور دارد، هستند افرادی که سعی دارند به هر طریق ممکن، به اعتلای این فرهنگ در میان اقشار متفاوت جامعه کمک کنند و راه هایی برای افزایش میل و علاقه مردم به کتاب و کتاب‌خوانی دریابند. محمد ناظری، ناشر کتاب، می گوید: متأسفانه در افغانستان، فرهنگ کتاب خوانی دروضعیت آشفته‌ای قرار دارد. این ناشر افغانی می افزاید: سرانه مطالعه در کشور پائین است و به همین دلیل سکتور خصوصی در تلاش این است تا به بهترین شکل ممکن در نهادینه شدن فرهنگ کتاب خوانی در کشور فعالیت کند. با این حال، شاه حسین مرتضوی، روزنامه نگار و علاقمند با کتاب و انتشارات درافغانستان، با ابراز امید خود به دوران فور کتاب و کتاب‌خوان، وضعیت نشر و نوشتار در افغانستان را مثبت ارزیابی می کند و می گوید: ده‌ها ناشر، صدها کتابدار، کتابفروش و کتابخانه، امروز صدها هزار تن از جوانان و علاقمندان به علم، ادب و سیاست افغانستان جدید را به سوی خود جلب می کنند. در کنار ده‌ها دانشکده خصوصی در ولایات افغانستان، کتابفروشی‌ها از مشتریان بسیاری پذیرایی می کنند.   به گفت وگوی ما با شاه حسین مرتضوی، روزنامه نگار جوان افغان در کابل، از طریق فایل صوتی بالا گوش کنید.
Dec 14, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - تبلور "حاکمیت قانون" در نظام چندفرهنگی افغانستان
00:07:23
"گفتارهائی در حاکمیت قانون"، مجموعه‌ای است که با بهره‌گیری از نظام‌های حقوقی، به بررسی مفهوم حاکمیت قانون در روزگار باستان و در جهان مدرن و امروزی پرداخته است و دیدگاه‌های مدافع و مخالف به ویژه با موضع لیبرالی حاکمیت قانون را مورد نظر قرار داده است. حاكميت قانون قاعده ای كلی در حقوق است كه به موجب آن و بر اساس اصول شناخته شده حقوقی،  تصميمات حكومتی  گرفته می‌شوند. اردشير بهنام، نویسنده و دانش آموخته حقوق و علوم سیاسی که خود متولد و رشد یافته در کشوری است که سال‌ها قانون و حاکمیت قانون در آن مورد ظلم قرار گرفته، در پائيز امسال با همكاري مشترک نشر زرياب در افغانستان و گروه گفت‌وگو (مجموعه ای از جوانان فعال و نویسنده در کابل)، كتابي زير عنوان "گفتارهائي در حاکمیت قانون" را به چاپ رساند كه در آن بطور اجمال تلاش نموده تا نظريه حاكميت قانون را از ديدگاه‌هاي متفاوت به بحث بگيرد. اردشیر بهنام در این اثر سعی نموده است تا وضعيت حاكميت قانون مدرن و آينده آن را به ویژه در سرزمین مادری خود مورد بررسی قرار دهد. نگاهي اجمالي به نظريه حاكميت قانون نشان مي دهد كه در برخي از ديدگاههاي سياسی حاكمان بالاتر از قانون قرار داشتند. همچنین در طي دوران و در زماني طولانی از تاريخ بشريت حاكمان و قانون در يك رديف قرار داشتند، اما قانون به سادگی چيزی بود كه حاكم می‌خواست. از ديدگاه مدرن حقوقی، اما حاكم در بند قانون است و حاكميت قانون فراتر از اختيارات حاكميت است. اردشير بهنام در اين كتاب با تمركز بر روي تازه ترین دیدگاه‌ها در قبال مفهوم حاکمیت قانون و مفهوم ليبرالی آن، این نظريه را از ديدگاه‌هاي گوناگون مورد نقد و بررسی قرار داده است. اما در نهايت اين ديدگاه‌ها از نقطه نظر نگارنده در مخالفت اساسي با مفهوم ليبرالی حاكميت قانون قرار دارند. اردشير بهنام، نگارنده کتاب "گفتارهائي در حاکمیت قانون"، با پرداختن به پيشينه ديدگاه حاكميت قانون در روزگارباستان و پس از بررسي ديدگاههاي متفاوت درباره آن، با وام گرفتن از تاريخ، راه را براي توضيح دقيق مفهوم حاكميت قانون در زمانه مدرن باز نموده است. نگارنده در نقد دیدگاه لیبرالیستی حاکمیت قانون آورده است: «حاکمیت قانون با پیروزی بر فرد یا فرمانروا باز هم نتوانسته است که از آسیب قدرت در امان باشد». در عین حال نگارنده بر این باور است که نظریه حاکمیت قانون لیبرالی آنطور که لازم است درباره برابری‌های اجتماعی حرفی برای گفتن ندارند. "گفتارهائی در حاکمیت قانون" با بهره گیری از فلسفۀ سیاسی به بررسی مفهوم حاکمیت قانون می پردازد؛ امری که خلاف رسم معمول در این کشور است. در واپسین فصل‌های کتاب "گفتارهائی در حاکمیت قانون"، نگارنده به ارائه نقد حاکمیت قانون، همزمان از دو دیدگاه فلسفی و سیاسی می پردازد. این اثر که بر پایه متن قوانین و اسناد تاریخی به نگارش درآمده است، به گونه ای از تبارشناسی نظریه‌ی حاکمیت قانون در افغانستان نیز توجه خاص مبذول داشته است. پرداختن به تبارشناسی تاریخی حاکمیت قانون در افغانستان معاصر در راستای بررسی برهه‌هائی از تاریخ رژیم حقوقی-سیاسی افغانستان نیز مورد توجه ویژه نگارنده قرار داشته است.
Dec 07, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - اعتراض یک حزب تندروی اسلامی در افغانستان، به ترویج اسلام معتدل
00:06:12
علی محقق نسب روحانی مقیم پاریس، درباره احتمال ترویج اسلام معتدل در افغانستان می گوید روحانیت افغانستان که هنوز هم تساوی حقوقی مرد و زن را نمی توانند قبول کنند، چطور می توانند اسلام معتدل و هماهنگ با علوم انسانی، با حقوق بشر و دموکراسی تولید کنند؟ به گزارش برخی از رسانه های کابل، با انتشار خبر گشایش یک مرکز آموزش های اسلامی در افغانستان که ترویج اسلام معتدل را هدف خود اعلام کرده است، حزب اسلامی تحریر با انتشار بیانیه ای با برپائی این مرکز آموزشی ابراز مخالفت کرد. گفته می شود که این مرکز آموزشی توسط دولت افغانستان و به یاری کمک های مالی عربستان سعودی بر پا می شود و مدیریت آنرا هر دو کشور بطور مشترک بر عهده می گیرند. گردانندگان حزب تحریر معتقدند که در اسلام تدریس دروس معتدل جایگاهی ندارد و عربستان سعودی با ایجاد این مرکز تلاش می کند " ارزش های اسلامی را با منافع غرب گره بزند." به‌روایت بیانیه حزب تحریر، عربستان قصد دارد ارزش های غربی را در قالب آموزش های معتدل اسلامی در جوامع اسلامی ترویج کند. این حزب با اسلامی سازی مفاهیم غربی مخالفت می کند و "علمای طرفدار ارزش های سکولاریستی " را متهم می کند که با ترویج مفاهیمی مانند دموکراسی اسلامی، پارلمان اسلامی، حقوق بشر اسلامی و غیره ... در واقع خیال دارند " هر مفهوم کفری را ... اسلامی سازند." حزب التحریر مدعی است که در پشت ساختن این مرکز آموزشی آمریکا قرار دارد و عربستان سعودی منافع این ابر قدرت را تامین می کند. بیانیه مذکور که مرکز آموزش اسلام معتدل را " دار الافتاء سکولاریستی " نامیده است، بر پا کننده آن عربستان را مزدور آمریکا تلقی کرده است. در تدارک ساختن این مرکز دولت افغانستان امیدوار است که دانشجویان تحصیلات اسلامی از رفتن به پاکستان و تحصیل در مدارس افراطیون خود داری کرده و در افغانستان آموزش ببینند. گفته می شود که ملا امامان مساجد نیز قرار است در این مرکز آموزشی دوره ببینند. در گفتگوئی با علی محقق نسب روحانی و اسلام پژوه مقیم پاریس، وی نسبت به حضور عربستان سعودی در برپائی این مرکز آموزشی اسلام اعتدالی اظهار بدبینی می کند . محقق نسب یاد آوری می کند که در پاکستان هم اکنون حدود بیست هزار مدرسه علمیه به‌یاری عربستان ساخته شده است که حدود دو میلیون نفر در آنها تحصیل می کنند. او می گوید تنها از افغانستان حدود بیست هزار نفر طلبه در این مکاتب پاکستانی تحصیل می کنند. به عقیده محقق نسب نتیجه کوشش های عربستان به کمک علمای وهابی پاکستان، چیزی جز ترویج افراط و خشونت گرائی نبوده است. به همین دلیل او می گوید "در جائی که عربستان فعالیت می کند، من باور ندارم اسلام معتدل آموزش داده شود و یا حتی از اسلام معتدل حمایت کنند." علی محقق نسب با استناد به آمار رسمی دولتی از وجود پانزده هزار مدرسه علمیه در افغانستان خبر می دهد و در عین حال معتقد است که در این کشور ظرفیتی برای آموزش اسلام معتدل وجود ندارد . او می گوید روحانیت افغانستان که هنوز هم تساوی حقوقی مرد و زن را نمی توانند قبول کنند، چطور می توانند اسلام معتدل و هماهنگ با علوم انسانی، با حقوق بشر و دموکراسی تولید کنند؟ محقق نسب نتیجه میگیرد که مذهب در افغانستان اسم بسیار بزرگی دارد ولی دارای محتوای اندکی است. بعقیده او فهم و درک مذهبی در افغانستان بسیار پائین است.به این گفتگو گوش کنید.
Nov 30, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - افغانستان را فراموش نکنیم
00:09:28
مجموعه برنامه‌هایی تحت عنوان "هفتۀ افغانستان" در فرانسه برگزار می‌شود که هدف اصلی آن جلب افکار عمومی فرانسویان به اوضاع این کشور است. برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی و جلسات و بحث و گفتگوئی که در چند شهر فرانسه اجرا خواهد شد یک پیام مهم در بر دارد: افغانستان را فراموش نکنیم.  از فردا، دوشنبه ٢۴ نوامبر هفتۀ افغانستان در فرانسه برگزار می‌شود.  مجموعه‌ای از سازمان‌های غیردولتی فرانسوی که در افغانستان فعالند، مبتکر این برنامۀ یک هفته‌ای هستند که بر محور یک شعار برگزار می‌شود: "افغانستان را فراموش نکنیم"...COFA مجموعه، یا انجمنی است که بیش از بیست سازمان غیردولتی فعال در افغانستان را یکجا جمع کرده است.ثریا نوری که مسئولیت ارتباط این سازمان را با رسانه‌ها بر عهده دارد، در گفتگویی با رادیو بین‌المللی فرانسه ابراز امیدواری کرد که تعداد علاقه‌مندان فرانسوی و غیرفرانسوی طی این برنامه‌ها چشمگیر باشد.برنامه‌های "هفتۀ افغانستان" ساعت دو بعدازظهر روز دوشنبه ٢۴ نوامبر با یک گردهمایی در میدان تروکادرو پاریس، در محوطه یا ایوان موسوم به "حقوق بشر" آغاز خواهد شد. به این مناسبت عتیق رحیمی نویسنده و سینماگر افغان و چند شخصیت آشنا با افغانستان سخن خواهند گفت.باید یادآوری کرد که "هفتۀ افغانستان" با پشتیبانی و حمایت عتیق رحیمی و همچنین ژان‌کلود کاریر، سناریو نویس و نویسندۀ فرانسوی برنامه‌ریزی شده است.جزییات برنامه‌های هفتۀ افغانستان را می‌توانید در این آدرس مشاهده کنید:http://semainedelafghanistan.org
Nov 23, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - چگونه می‌توان با خشونت نسبت به روزنامه‌نگاران افغانستان، مقابله کرد؟
00:07:24
فهیم دشتی-  رئیس اجرائی اتحادیه ژورنالیستان افغانستان، عقیده دارد که یک بخش عمده از خشونت‌ها، تهدیدها و فشارها علیه رسانه‌ها توسط گروه‌های مسلح مخالف دولت، از جمله طالبان انجام میگیرد؛ او به این فهرست، انواع گروه‌های مافیائی و نیز زورمندان محلی و در برخی موارد علمای دینی را هم اضافه می کند.   اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان، در پاسخ به اعتراض مقامات وزارت داخله علیه آنچه که خود تبلیغات منفی روزنامه‌ها علیه پلیس نامیده اند، طی اطلاعیه‌ای هم مقامات مسئول را به بردباری بیشتر دعوت کرده است و هم از روزنامه‌ها خواسته است که بکوشند به روحیه نیروهای امنیتی لطمه وارد نشود. وزارت داخله افغانستان، با ارسال شکایت نامه ای به اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان، از وجود «تبلیغات منفی» علیه نیروهای پلیس در برخی از روزنامه‌ها شکایت کرده و مدعی شده است که محتوای این نوع تبلیغات «بی بنیاد» است و سبب بدنامی نیروهای امنیتی می شود. در اطلاعیه‌ای که اتحادیه ملی ژورنالیستان در پاسخ به این شکایت منتشر کرده است، وزارت داخله افغانستان را در برابر برنامه‌های انتقادی رسانه‌ها به «صبر و بردباری» دعوت کرده است؛ این اطلاعیه از تمام رسانه‌ها و خبرنگاران نیز خواسته است تا به حمایت از نیروهای امنیتی کشور، از نشر و پخش هرگونه «اخبار و گزارشات بی اساس» که به روحیه این نیروها لطمه بزند جلوگیری کنند. *** در حالی که برخی از رسانه‌ها مدعی شده‌اند که بیشترین رقم خشونت علیه روزنامه‌نگاران از سوی مأموران دولتی صورت میگیرد، در گفتگوئی با فهیم دشتی- رئیس اجرائی اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان، این ادعای برخی از مطبوعات را با او در میان گذاشتیم. فهیم دشتی، ضمن تأیید این نکته که «میزان خشونت ها علیه خبرنگاران از سوی مأموران دولتی کم نیست» در عین حال اضافه می کند این ادعا که گویا بیشترین رقم خشونت علیه آنها از سوی مأموران دولتی است نادرست است. فهیم دشتی، در این گفتگو توضیح داد که گاهی اتحادیه ژورنالیستان با مقامات وزارت داخله تماس میگیرد و انتقادتی را مطرح می‌کند که البته آنها هم می پذیرند. فهیم دشتی از جمله به جلسه‌ای اشاره کرد که همین اواخر در محل وزارت داخله تشکیل شد و در آن فعالان جامعه مدنی و نیز رسانه‌ها از سوی وزیر داخله دعوت شده بودند تا مشورت صورت بگیرد که چگونه می شود وضعیت پلیس در افغانستان را بهتر کرد. دشتی تأکید کرد که این طور نیست که هر انتقادی به پلیس گرفته می‌شود انتقاد واردی باشد. این طور هم نیست که کار رسانه‌های ما بی‌عیب و نقص باشد. در پاسخ به پرسشی درباره منشاء خشونت ها علیه روزنامه نگاران، فهیم دشتی اظهارنظر می کند که یک بخش عمده از خشونت ها، تهدیدها و فشارها علیه رسانه‌ها، توسط گروه‌های مسلح مخالف دولت، یا گروه‌های تروریستی از جمله طالبان و همکارانشان انجام میگیرد. بروایت دشتی، گروه های فشار دیگر، تشکل‌های مافیائی هستند؛ مافیای اقتصادی، مافیای زمین، مافیای مواد مخدر ... زورمندان محلی و در برخی موارد علمای دینی و حتی گاهی هم مسئولان خود رسانه ها به عوامل خشونت علیه روزنامه‌نگاران تبدیل می شوند. به این لیست عوامل فشار، باید برخی از نمایندگان مجلس و مقامات محلی را هم در ولایات مختلف کشور، اضافه کرد حتی در پایتخت هم گاهی برخی مسئولین دست به خشونت علیه خبرنگاران می زنند. به کامل این گفتگو از طریق فایل صوتی بالا گوش کنید.
Nov 16, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - جنجال درباره «کاتب هزاره» مورخ بزرگ افغان در کابل
00:10:25
این روزها نامگذاری خیابانی به نام ملا فیض‌محمد کاتب، مورخ بزرگ افغان، در کابل خبرساز شده است و برخی از فعالان عرصه فرهنگ افغانستان با برگزاری راهپیمایی اعتراضی در غرب کابل، از شهرداری و مقامات حکومت خواسته‌اند تا نسبت به تغییر نام خیابانی که به نام فیض محمد کاتب نامگذاری شده، محتاط باشند. صاحب نظران و تاریخ نگاران از فیض محمد کاتب به عنوانِ «پدرِ تاریخ نگاریِ معاصرِ افغانستان» یا «بیهقی افغانستان» یاد کرده‌اند. همچنین برخی کوشش کرده‌اند از طریق تحلیلِ سبکِ تاریخ نگاریِ او، جایگاهش را در تاریخِ معاصرِ افغانستان روشن سازند. علی امیری، نویسنده و پژوهشگر افغان در کابل، که کتاب "تذکرالانقلاب"، نوشته ملا فیض محمد کاتب هزاره را اخیرا تصحیح و منتشر کرده، در گفت وگو با بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه، به اهمیت آثار این مورخ می پرازد و جنجال اخیر بر سر نامگذاری خیابانی به نام وی در کابل را بررسی می کند.
Nov 09, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - چرا مراسم عزاداری محرم در افغانستان نوعی خودنمائی شیعیان قلمداد می شود؟
00:09:53
علی محقق نسب روحانی شیعه مقیم پاریس معتقد است که مردم افغانستان از لحاظ تحمل مذهبی مردمی آزادمنش هستند و به همین دلیل انتقاد از مراسم مذهبی عاشورا تا کنون معمول نبوده است. ولی امروزه از آنجا که مراسم محرم با یک سری از اعمال ناروا و خرافاتی، یا اعمال زشت همراه شده است، نه تنها سنی ها بلکه شیعیان هم این مراسم را نمی پذیرند. روزنامه های افغانستان بمناسبت عزاداری های ماه محرم هر کدام مطالبی را به این موضوع اختصاص داده اند. گروهی از این رسانه ها از این مراسم تجلیل کرده اند و بر خی دیگر نسبت به ان برخوردی انتقادی داشتند. یکی از روزنامه های کابل – صدای شهروند – با اشاره به سنت های اعتدالی رایج در افغانستان در مراسم عزاداری ، از توسل جستن برخی از گروهها به افراط و تفریط در عزاداری ها ی محرم انتقاد کرده و مدعی شده است که این کار باعث " انزجار و نفرت دیگران از عاشورا و عزاداری " می شود. این روزنامه بویژه با اشاره به عملیات تیغ زنی و قمه زنی اظهار نظر کرده است که چنین رفتار هائی "جواز شرعی و اسلامی ندارند " و در تاریخ چیزی در این باره نیامده است. نشریه دیگری نیز ( جامعه باز ) از مراسم عزاداری ماه محرم انتقاد کرده و نوشته است که با برگزاری این مراسم " شهر از دروازه و پرچم و سقاخانه " پر شده است. و فضا مملو از صدای نوحه و روضه و خطبه است. این نشریه اعتقاد دارد که این نوع تظاهرات مذهبی در سال های اخیر ، هر سال پر رنگ تر از سال قبل می شود. این نشریه می پرسد " از این نماد سازی ها و تظاهرات بدنبال چه چیزی هستیم ؟ و چه دست هائی در عقب پر رنگ ساختن مراسم محرم به این گونه است ؟" در گفتگوئی با علی محقق نسب ، روحانی شیعه و پژوهشگر دینی مقیم فرانسه درباره این نوع انتقاداتی که علیه مراسم عزاداری محرم در افغانستان مطرح می شوند پرسیده ایم. علی محقق نسب این انتقادات را درست و بجا ارزیابی می کند و ضمن تجلیل از مراسم عزاداری برای امام سوم شیعیان ، تاکید دارد که این مراسم " نباید با دروغ ، خرافات و اعمال حرام توام باشد." او اضافه می کند که عزاداری همچنین باید "از اغراض سیاسی و خصومت های فرقه ای و خودنمائی های جاهلانه " پرهیز کند. محقق نسب معتقد است که مردم افغانستان از لحاظ تحمل مذهبی مردمی آزاد منش هستند و به همین دلیل انتقاد از مراسم مذهبی عاشورا تا کنون معمول نبوده است. او می گوید امروزه از آنجا که مراسم محرم با یک سری از اعمال ناروا و خرافاتی ، یا اعمال زشت همراه شده است، نه تنها سنی ها بلکه شیعیان هم این مراسم را نمی پذیرند. محقق نسب یادآوری می کند که " قاطبه علمای شیعه " با زنجیر زنی و قمه زنی و طبل زدن ها مخالفت کرده اند و سپس نتیجه میگیرد که این مراسم نباید با اعمال حرام همراه شود. علی محقق نسب تایید می کند که جمهوری اسلامی بطور مستقیم و غیر مستقیم می خواهد در کشورهای دیگر پایگاه اجتماعی و قدرت خود را نشان دهد و به این دلیل این نوع تظاهرات پر سر و صدا را در افغانستان ترویج می کند. بعقیده محقق نسب جمهوری اسلامی ایران با رقابتی که با آمریکا و دنیای غرب دارد می خواهد در افغانستان نشان دهد که در متن این جامعه حضور دارد. در حالیکه بعقیده او در افغانستان "نه در میان شیعه ها و نه در میان سنی ها " طرفداران زیادی برای جمهوری اسلامی وجود ندارد. محقق نسب فکر می کند که اقلیت بسیار کمی هستند که از نظام ایران حمایت می کنند. او می گوید از همین روست که جمهوری اسلامی به کمک این مراسم می خواهد نشان دهد که در افغانستان خیلی طرفدار دارد. این روحانی افغان مقیم پاریس معتقد است که این موضوع برای ایران جنبه سیاسی دارد و به همین دلیل با کمک ایادی خود در کابل و شهر های دیگر افغانستان می کوشد به این تظاهرات دامن بزند. او می گوید اگر به مراسم عزاداری توجه کنید می بینید که تمام رنگ ها و نماد ها و پارچه ها و چاپ ها و کل این شعار ها جزو محصولات فرهنگی – سیاسی ایران است که به افغانستان آمده است. به این گفتگو گوش کنید.
Nov 02, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - مروری بر ادبیات معاصر افغانستان
00:17:02
«ادبیات معاصر افغانستان» آخرین کتاب رضا محمدی، شاعر و منتقد جوان افغان است که انتشارات مردمک در لندن به تازگی آن را منتشر کرده است.   این کتاب مجموعه مقاله های نویسنده درباره برخی از شاعران و نویسندگان ادبیات امروز افغانستان است. رضا محمدی، شاعر متولد ۱۳۵۸ در افغانستان است، در ایران تحصیل کرده و اکنون ساکن لندن است. نویسنده «ادبیات معاصر افغانستان» در این کتاب از شعرای امروز افغانستان محبوبه ابراهیمی، الیاس علوی، شکیلا عزیززاده، مجیب مهرداد، فریبا حیدری، ضیاء قاسمی، وجیهه خدانظر، زهرا حسین زاده، لینا نبی زاده، معصومه صابری، مارال طاهری، مریم ترکمنی، زهرا رسولی، سیمین رسول زاده، فائقه جواد مهاجر و شکریه عرفانی را معرفی کرده و از میان داستان نویسان به بررسی آثار عتیق رحیمی، خالد حسینی، آصف سلطان زاده، احمد ضیاسیامک هروی و رفیع جنید پرداخته است. رضا محمدی در گفت و گو با بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه درباره این کتاب آن را مجموعه نقدهای خود در معرفی و بررسی برخی آثار شاعران و نویسندگان معاصر افانستان معرفی می کند. شرکت اچ اند اس مدیا پخش این کتاب را به عهده گرفته است.
Oct 26, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - نجیب‌الله مسافر عکاس نام‌آوری که تصویرگر امید به زندگی است
00:09:31
محمد سرور رجائی روزنامه نگار مقیم تهران با اشاره به برگزاری نمایشگاه عکس نجیب الله مسافر در تهران می گوید در ایران کسی اطلاع چندانی درباره عکاسان خلاق افغانستانی نداشت. اتفاقی که افتاده این است که ما این بار سوژه عکاسی نباشیم ، بلکه عکاسی باشیم برای ثبت تصاویر افغانستانی‌های امیدوار به زندگی. نجیب الله مسافر عکاس برجسته افغانستانی که تا کنون نمایشگاههای متعددی از اثارش در داخل و خارج از کشور برگزار شده است، این هفته برای اولین بار آثارش را در تهران به صحنه آورد. این نمایشگاه که از هفته پیش در خانه عکاسان ایران برگزار شد، شامل 55 قطعه عکس بود که گر چه سوژه واحدی داشتند و کودک افغان و دنیای شاد و کودکانه افغان ها مضمون و متن اصلی آنها بشمار می رفتند، ولی آنها را می توان اثار مشترک دو عکاس دانست که اولی نجیب الله مسافر عکاس صاحب نام افغانستانی و دیگری خانم بهارک زرگروفا عکاس ایرانی بود. نجیب الله مسافر به خبرنگار خبرگزاری بخدی در باره سوژه اصلی عکس هایش که کودکان افغانستان هستند توضیح می دهد که "جنگ های مداوم افغانستان باعث شده بود روحیه کودکان افغانستان روحیه خوب، امیدوار و با نشاطی نباشد و این ناملایمات در روحیه آنها تاثیر گذاشته بود. اما در در یک دهه اخیر در افغانستان شاهد این هستیم که کودکان بشاش و امیدوار شده اند." در گفتگوئی با محمد سرور رجائی شاعر و روزنامه نگار افغانستانی مقیم تهران که خود از این نمایشگاه دیدن کرده است، وی درباره مراسم افتتاح این نمایشگاه می گوید بسیاری از مهاجران افغان مقیم تهران در کنار بقیه مردم از این نمایشگاه دیدن کردند. او از قول برخی از بینندگان این نمایشگاه بر تاثیر مثبت این عکس ها بر مردم تاکید دارد. رجائی می گوید مضمون اصلی عکس های این نمایشگاه حضور چشمگیر امید و شادی کودکان است. این تصاویر منعکس کننده این واقعیت اند که پس از سال ها ناملایمات جنگ اینک خنده و شادی دوباره بر چهره کودکان افغانستان نقش بسته است. رجائی یاد آوری می کند که این اولین بار بود که نمایشگاه عکس نجیب الله مسافر در تهران برگزار شد. بعقیده او عنوان زیبای " بادبادک سفید " که برای این نمایشگاه انتخاب شده بود نشانگر محوریت بازی های شادی آفرین کودکان افغانستان است. محمد سرور رجائی می گوید در تهران کسی اطلاع چندانی درباره عکاسان خلاق افغانستانی نداشت. او معتقد است اتفاقی که افتاده این است که ما این بار سوژه عکاسی نباشیم، بلکه عکاسی باشیم برای ثبت تصاویر افغانستانی های امیدوار به زندگی، افغانستانی هائی که می خواهند بعد از این با لبخندی بر چهره، به اینده بصورت امیدوارانه نگاه کنند.به این گفتگو گوش کنید.
Oct 18, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - تأثیر حافظ شیرازی بر شعر معاصر افغانستان
00:10:18
امروز، روز بزرگداشت حافظ شیرازی است. شعر این شاعر بزرگ، علاوه بر ایران در آسیای میانه و افغانستان و هند نیز علاقه‌مندان و خوانندگان بسیاری دارد. هستند شاعران و نویسندگانی که شعر و زبان خود را مدیون این شاعر فارسی‌زبان می‌دانند. حافظ به غیر از فارسی‌زبانان افغانستان، پشتوزبانان این کشور را نیز متأثر از خود کرده است. "رحمان بابا" و "خوشحال خان ختک"، دو شاعر بزرگ پشتو هستند که به "لسان لغیب" افغانستان مشهور شده‌اند و مردم با دیوان آنان فال می‌گیرند.  اما شیوه تأثیرپذیری از حافظ در افغانستان دقیقاً به چه گونه است؟ آیا این تأثیرپذیری را می‌توان فقط در شکل شعر حافظ که غزل است خلاصه کرد یا ابعاد بیشتری دارد؟ روح‌الامین امینی- شاعر افغان مقیم هرات، در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه به تأثیر حافظ در شعر معاصر افغانستان می‌پردازد.
Oct 12, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - چرا مسابقات لیگ برتر فوتبال زنان افغانستان تماشاچی ندارد؟
00:08:17
عبدالله احمدی در مورد حضور کمرنگ زنان در مسابقه فوتبال زنان عقیده دارد که باید دلیل آنرا در وضعیت اجتماعی و تاریخی افغانستان جستجو کرد. تصویر خوبی از استادیوم کابل – بخصوص برای زنان افغانستان – در ذهن مردم وجود ندارد. یعنی اینجا جائی بود که زنان در آن شکنجه و یا تیرباران می شدند روز جمعه گذشته در جریان مسابقات قهرمانی فوتبال زنان افغانستان ، دو تیم فوتبال زنان کابل با تیم زنان هرات مسابقه دادند که در آن تیم زنان کابل پنج بر یک بر تیم رقیب پیروز شد. صرفنظر از نتایج و پیامد های ورزشی این حادثه ، نکته ای که اهمیت دارد و کنجکاوی فرستاده ویژه نشریه فرانسوی فیگارو بر انگیخته است، این اتفاق حیرت آور است که این مسابقه تماشیان بسیار اندکی داشت.رونامه فیگارو می نویسد استادیوم شش هزار نفری کابل که در سالهای سیاه حاکمیت طالبان محلی برای شکنجه و اعدام کسانی بود که توسط طالبان مجرم انگاشته می شدند ، اینک باز سازی شده و بصورت یک استادیوم ورزشی شیک و زیبا در آمده است. خبرنگار فیگارو در عین حال اظهار تعجب می کند که در مسابقات لیگ برتر زنان افغانستان ، روز جمعه گذشته خبری از تماشاگران پر سر و صدای مسابقات فوتبال نبود. خبرنگار فیگارو یاد آوری می کند که در این مسابقات زنانه ، ورود آقایان آزاد بود ولی با این حال استادیوم در تمام طول مسابقه ی میان زنان کابل با هرات تقریباً خالی از تماشاچی باقی ماند.بروایت فیگارو مردانی که در این مسابقه زنانه شرکتی نداشتند عصر همان روز ، همین استادیوم را در جریان فینال مسابقات قهرمانی فوتبال مردان پر کرده و با علاقه و هیجان مسابقه را دنبال کردند.این خبرنگار از عدم حضور زنان کابلی در مسابقات صبح جمعه نیز اظهار حیرت کرده است.در گفتگوئی با عبدالله احمدی از فعالان مدنی و رئیس مرکز تعاون افغانستان ، وی علت عدم استقبال از مسابقات قهرمانی فوتبال زنان را کمبود تبلیغات و خبر رسانی ارزیابی می کند. او می گوید در مقایسه با تبلیغات لیگ برتر مردان ، اطلاع رسانی بسیار کمرنگی درباره مسابقات زنان انجام شده بود.عبدالله احمدی در مورد حضور کمرنگ زنان در ورزشگاه عقیده دارد که باید دلیل آنرا در وضعیت اجتماعی و تاریخی افغانستان جستجو کرد.او می گوید ما و شما شاهد بودیم که در زمان طالبان در استادیوم ورزشی کابل زنان را سنگسار میکردند و یا به گلوله می بستند.به همین دلی تصویر خوبی از این ورزشگاه – بخصوص برای زنان افغانستان – در ذهن مردم وجود ندارد. یعنی اینجا جائی بود که زنان در آن شکنجه می شدند.آقای احمدی همچنین یادآوری می کند که تا همین یک دهه گذشته زنان حتی اجازه نداشتند در بیرون از خانه برای خرید بروند. چه برسد برای انجام کارهای ورزشی . او نتیجه میگیرد که فرهنگ ورزش برای زنان افغانا کاملاً جا نیافتاده است.به عقیده عبدالله احمدی این نیاز به زمان دارد تا ورزش زنان در جامعه جا بیفتد و تیم ها طرفداران خاص خودشان را پیدا کنند.احمدی هم چنین به نقش مسئولین دولتی اشاره می کند و آنرا نقشی برجسته می داند. او می گوید مسئولان می توانستند در این قسمت بیشتر اطلاع رسانی کنند و فکر می کنم اگر اطلاع رسانی درست انجام می شد حضور زنان و مردان در استادیوم بیش از چیزی می شد که ما شاهدش بودیم.
Oct 07, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - دغدغه‌های تئاتری نوجوانان افغان در ایران
00:07:47
حمید پورآذری، کارگردان تئاتر ایران، مشغول تمرین تئاتری است که در آن دغدغه‌های گروهی از نوجوانان و جوانان افغان را به نمایش می‌گذارد. این هنرمند تئاتر که پیش از این نیز نمایش‌های دیگری را با حضور نوجوانان افغان اجرا کرده است، درباره تجربه تازه‌اش می‌گوید: «قرار است این دغدغه‌ها فراتر از مسائل قومی باشد و خیلی درگیر جغرافیا نباشد. بنابراین تم نمایش با مشارکت خود بچه‌ها شکل می‌گیرد اما همچون نمایش‌های گذشته‌ام، نمایشنامه را نشمینه نوروزی بر اساس دغدغه‌ها و گفته‌های بچه‌ها خواهد نوشت.» پورآذری قبلا به خبرگزاری ایسنا در این باره گفته بود: «ما مشغول تمرین در پلاتویی خصوصی هستیم و امیدواریم ماحصل این تمرین‌ها، سال آینده در قالب یک نمایش به صحنه برود.» این کارگردان تئاتر اضافه کرده بود: «در آغاز می‌خواهیم تصورات‌مان را یکی کنیم. چون بعضی از بچه‌ها هیچ گونه آشنایی با مقوله تئاتر ندارند. به هر حال، نمایش کم کم در حال شکل‌گیری و جدی شدن است.» حمید پورآذری، در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه، انگیزه‌های اجرای این تئاتر را شرح می‌دهد.
Sep 28, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - شعر جوان افغانستان خیلی امیدوار کننده است
00:08:24
غفران بدخشانی- شاعر مقیم هلند، ضمن گفتگو درباره سیمین بهبهانی، در عین حال نسبت به ادبیات معاصر افغانستان داوری می کند و اعتقاد دارد که در چند دهه واپسین در عرصه ادبیات افغانستان امیدواری‌های فراوانی دیده می شود، بویژه در شعر بانوان افغانستان. جمعه شب ١٩ سپتامبر (پریشب)، در شهر پاریس مجلس باشکوهی بیاد و بقصد تجلیل از غزال غزل‌های فارسی "سیمین بهبهانی"، برپا شده بود که علاوه بر خیل عظیم فارسی زبانان ، شاعران و نویسندگان متعددی در آن شرکت و یا به این مناسبت سخنرانی کردند. در این جلسه، "غفران بدخشانی" شاعر افغان نیز که از کشور هلند برای سخنرانی در این جلسه دعوت شده بود، در ستایش سیمین سخنان کوتاهی ایراد کرد که مورد استقبال بسیار گرم حاضرین قرار گرفت و دقایقی طولانی با دست زدن های پرشور حضار مواجه شد.او در این سخنرانی از نقش و جایگاه سیمین بهبهانی در میان شهروندان افغانستان سخن گفت و از محبوبیت فراوان او در میان مردم خبر داد. در گفتگوئی با آقای غفران بدخشانی- شاعر افغان و دانشجوی دوره دکترای فلسفه در کشور هلند، او درباره همایش بزرگداشت سیمین بهبهانی در پاریس و نیز محبوبیت این شاعر پرآوازه در افغانستان صحبت می کند. بعقیده غفران بدخشانی، بانو بهبهانی از همان زمانی که هنوز عاشقانه می سرود و هنوز به یک شاعر اجتماعی و سیاسی مبدل نشده بود، مردم با نام سیمین آشنا بودند. او می گوید در دو دهه پسین نیز که سیمین به نمادی از استقامت و مبارزه در برابر استبداد، در برابر زور گوئی و در برابر رژیمی که دشمن استعداد و دشمن آزادی هست قرار گرفته بود، باز هم تأثیر خود را بر یک بخش بزرگی از جوانان، بویژه بانوان افغانستان داشته است. او توضیح می دهد که در گذشته هم شاعران فراوانی بودند که از سبک بانو بهبهانی پیروی میکردند. مانند لیلا صلاحت روشنی، احمد ضیائی رفعت و یا سعیدی احمدی . غفران بدخشانی، در قسمت دیگری از این گفتگو درباره ادبیات معاصر افغانستان داوری می کند و اعتقاد دارد که در چند دهه واپسین در عرصه ادبیات افغانستان امیدواری های فراوانی دیده می شود، بویژه در شعر بانوان افغانستان؛ بانوانی که در طول همه تاریخ چند سده گذشته، بویژه در این سی سالی که از تمام حقوق خود محروم بودند و حضور سیاسی-اجتماعی نداشتند، حالا در آثار این‌ها یک نوع شعر دادخواهی دیده می شود. بعقیده غفران بدخشانی شعر جوان افغانستان خیلی امیدوار کننده است. به این گفتگو از طریق فایل صوتی بالا گوش کنید.
Sep 21, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - برگردان تازه کتاب معروف "کلیه و دمنه "به زبان پشتو
00:07:24
در هفته‌ای که به پایان میرسد، کتاب "کلیله و دمنه" این گنجینه بزرگ و ارزشمند سرزمین‌های شرق و شرق میانه که از سوی "صالح محمد زیری" به زبان پشتو بر گردانده شده در قندهار به چاپ رسید و در دسترس علاقمندان قرار گرفت.برای گفتگو در باره این رویداد فرهنگی با "نجیب منلی"- نویسنده و مترجم مقیم کابل، به گفتگو نشسته‌ایم.  "صالح محمد زیری" پیش تر داستان‌های شاهنامه را نیز به نثر و به زبان پشتو ترجمه کرده است. اینطور به نظر میرسد که در این اواخرترجمه داخلی از دو زبان رسمی افغانستان، یعنی دری و پشتو به یکدیگر افزایش یافته و این موضوع میتواند راهگشای نزدیکی فرهنگی بیشتر بین شهروندان پشتو زبان و دری زبان افغانستان باشد. "نجیب منلی"، شتاب تازه ای را که در عرصه برگردان آثار و کتاب های مختلف از زبان دری به پشتو و بالعکس در این اواخر در حوزه فرهنگی افغانستان ایجاد شده، تأیید می کند . وی میگوید، در گذشته با تکیه بر این فرضیه غلط که "پشتو" و "دری" دو زبان رسمی کشور افغانستان بوده و تمامی افراد باسواد باید و لزوماً به این دو زبان آشنایی داشته باشند و بتوانند آثار متقابل را در دو زبان رسمی کشور بخوانند، ضرورت امر ترجمه کاهش یافته بود. وی در این باره توضیح میدهد که رویدادهای سه دهه اخیر در افغانستان و جنگ داخلی و مهاجرت گسترده مردم و جوانان افغان به ایران و دیگر کشورهای جهان، فرآیند یادگیری زبان را چه برای پشتوزبانان و چه برای فارسی‌زبانان مهاجر تقریباً متوقف کرد. برگردان آثار مختلف در دو زبان پشتو ودری را دریچه‌ای نو برای شناسایی بیشتر موزائیک فرهنگی افغانستان باز میکند از طریق آن پیوندهای فرهنگی استحکام یافته وزمینه ها برای توسعه کثرت گرایی سیاسی و اجتماعی فراهم میگردد. در باره کتاب "کلیه و دمنه"، "نجیب منلی" میگوید که این نخستین باری نیست که این کتاب به زبان پشتو ترجمه شده است؛ وی میگوید که این سومین باری است که "کلیه و دمنه" به زبان پشتو ترجمه شده است. نخستین‌بار در قرن هفدهم و دومین‌بار در قرن بیستم. وی میگوید ترجمه اخیر کلیله و دمنه به زبان پشتو و به وسیله "صالح محمد زیری" مستقیماً از نسخه "بهرامشاهی" کلیله و دمنه صورت گرفته است. "نجیب منلی"، همچنین میگوید که در زمان حکومت پادشاهی در افغانستان، کتاب کلیله و دمنه به لحاظ متون انتقادی تند آن نسبت به حاکمان مستبد و غیردمکرات، نظر خوبی نداشتند و عملاً این کتاب به چاپ نمی رسید و در دسترس عامه قرار نمیگرفت. برای شنیدن این گفتگو روی فایل صوتی بالا کلیک نمایید.
Sep 14, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - مرکز معلومات افغانستان چگونه کار می کند؟
00:07:10
وحید وفا رئیس اجرائی مرکز منبع معلومات افغانستان می گوید گر چه همه اسناد ما تا کنون دیجیتالی نشده اند ولی توانسته ایم سی فی صد (30% ) این اسناد را که بیش از دوازده هزار سند می شوند دیجیتالی کنیم.که بصورت "آنلاین" قابل دسترس هستند.  اخیراً  مراسمی در موسسه تحصیلات عالی گوهر شاد برگزار شد که هدف آن گشایش شعبه جدیدی از "مرکز منبع معلومات افغانستان" در این مرکز علمی بود.در این مراسم که با حضور بنیاد گذار این مرکز خانم "نانسی دوپری" انجام گرفت شخصیت هائی همچون سیما سمر رئیس کمیسیون حقوق بشر افغانستان که از بنیاد گذاران موسسه تحصیلات عالی گوهر شاد است ، جواد صالحی رئیس این موسسه و سرانجام رئیس مرکز منبع معلومات افغانستان وحید وفا شرکت داشتند.برای آشنائی با این مرکز پر اهمیت اطلاعاتی که از سال 1989 میلادی در محوطه دانشگاه مرکزی کابل تاسیس شده است، از اقای وحید وفا رئیس مرکز منبع معلومات افغانستان دعوت کرده ایم تا در باره این مرکز به پرسش های ما پاسخ گویند.وحید وفا در این گفتگو تاکید می کند که تا کنون بیش از صد هزار سند در این مرکز جمع آوری شده اند.او می گوید ما هم اکنون اسنادی را به سه زبان فارسی دری ، زبان پشتو و همچنان زبان انگلیسی تهیه کرده ایم و توانسته ایم از سال 2007 به این سو در حدود دوازده هزار سند را به صورت "پی دی اف" تهیه و نگهداری کنیم.وحید وفا می گوید گر چه همه اسناد ما تا کنون دیجیتالی نشده اند ولی توانسته ایم سی در صد (30% ) این اسناد را که بیش از دوازده هزار سند می شوند دیجیتالی کنیم. آقای وحید وفا معتقد است که از وقتی که مدارک خود را دیجیتالی کرده اند و آنها را "آنلاین " ارائه می کنند استقبال خوبی از آنها شده است.وحید وفا معترف است که هنوز کولتور تحقیق در افغانستان رواج زیادی ندارد. بعقیده او محصلین افغان هنوز به مرحله تولید کنندگی اندیشه نرسیده اند. به همین دلیل او اعتراف می کند که در حال حاضر بیشتر محققین کشورهای خارجی به افغانستان می آیند تا از این اسناد بهره گیرند.به این گفتگوی شنیدنی گوش کنید.
Sep 07, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - جوانان و تاریخ زندۀ افغانستان
00:13:15
بیش از یک دهه پس از سقوط طالبان شش میلیون پناهندۀ افغان در خارج و از جمله یک میلیون و هفتصد هزار نفر آنان در پاکستان به سر می برند و از قرار تمایلی به بازگشت به کشورشان نیز ندارند. در این حال، قربانیان خشونت های طالبان در جستجوی مأمنی کشور را دسته دسته ترک می کنند، در حالی که پایتخت جولانگاه کسانی است که با اتکاء به قاچاق یا تصاحب کمک های بین المللی یک شبه به ثروت های افسانه ای دست یافته اند. آیا افغانستان محکوم است که پس از خروج نیروهای بین المللی از این کشور در پایان سال جاری میلادی همچنان شاهد جنگ ها و خشونت های قومی و مذهبی باشد؟ به نظر نمی رسد که این سرنوشت محتوم افغانستان باشد. افغانستان امروز، به رغم همۀ مشکلات و موانع داخلی، بخشی از جامعۀ جهانی است. پشتیبانی جهانی از افغانستان پس از خروج نیروهای بین المللی از این کشور ادامه خواهد یافت و قراردادهای همکاری میان افغانستان و جامعۀ جهانی در عرصه های گوناگون رو به افزایش اند. با این حال، مهمترین و شاید با اهمیت ترین ثروت افغانستان جوانان این کشور باشد که اکثریت بزرگ جمعیت را تشکیل می دهند و آئینۀ آیندۀ آن به شمار می روند. در گفتگویی با عبدالغفور لیوال، نویسنده و محقق افغان در کابل، از او پرسیدم که جوانان افغانستان، این سرمایه مهم انسانی، چه دورنمای تاریخی را پیش روی افغانستان ترسیم می کنند و چگونه مانع از آن خواهند شد که پس از خروج نیروهای بین المللی از افغانستان این کشور مجدداً در دام خشونت و جنگ و تعصبات قومی و مذهبی گرفتار شود.
Aug 31, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - فرهنگ سیاسی و نخبگان جوان افغانستان
00:11:29
به تازگی مرکزی با عنوان "منبع معلومات افغانستان" مرکب از صد هزار سند در مؤسسۀ تحصیلات عالی گوهرشاد در کابل با حضور شخصیت های علمی، سیاسی و فرهنگی از جمله خانم ها سیما سمر، مؤسس دانشگاه گوهرشاد، و نانسی دوپر، مؤسس "منبع معلومات افغانستان" گشایش یافت. البته، این نخستین مرکز اطلاعات یا معلومات افغانستان نیست که طی سال های اخیر در این کشور گشایش می یابد. به گفتۀ آقای فرامرز تمنا، استاد و رییس دانشگاه افغانستان و همچنین مدیر دفتر مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجۀ افغانستان، مرکز معلومات افغانستان در دانشگاه گوهرشاد نمایندگی دفتر اصلی معلومات افغانستان در دانشگاه کابل را داراست که بزرگترین مخزن اسناد مربوط به افغانستان به شمار می رود. در هر حال، به گفتۀ کارشناسان این مراکز باید نقشی مهم در آموزش و پژوهش جوانان افغانستان و به ویژه نخبگان جوان این کشور و آشنا کردن آنان با تاریخ کشورشان ایفا کنند. از خلال چنین تجربه ای است که باید نسل جدیدی از سیاستمداران، مسئولان و دیپلمات های افغان ترتیب شود که وظیفۀ دشوار هدایت کشورشان در سال های پیش رو را بر عهده دارند.نخستین پرسشی که در ذهن هر ناظری نقش می بندد این است که ساختمان افغانستان فردا نیازمند کدام فرهنگ سیاسی است و الیت جوان این کشور باید حامل و عرضه کنندۀ کدام ارزش ها باشد؟ تساوی حقوقی زنان و مردان افغان، فاصله گیری از قومگرایی و برتری طلبی دینی یا نژادی در توصیف هویت ملی چه نقش و جایگاهی در وظایف نخبگان جوان افغانستان و ساختمان افغانستان فردا دارند؟ به این پرسش ها فرامرز تمنا، رییس دفتر مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجۀ افغانستان و همچنین رییس دانشگاه افغانستان پاسخ داده است. او یکی از چالش های مهم پژوهشگران جوان افغانستان را بومی کردن علم و به ویژه بومی کردن دانش جهانی مربوط به افغانستان میداند.
Aug 22, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - رهنورد زریاب: نویسندگان خوب افغان در داخل افغانستان هستند نه در بیرون
00:18:21
محمداعظم رهنورد زریاب، از بزرگترین نویسندگان افغانستان است که به ویژه در داستان کوتاه نویسی سبک و امضای خود را دارد. فعالیت ادبی این نویسنده از نیم قرن پیش آغاز شده و آنچه او را در میان نویسندگان فارسی زبان متمایز می‌کند نه تنها فعالیت ادبی پیوسته، بلکه سبک ادبی ویژه اوست. همین پیوستگی و تجربه چندین ساله در عرصه داستان‌نویسی او را بر شیوه‌های داستان‌نویسی مسلط کرده است. به عقیده منتقدان ادبی، این نویسنده با آفرینش نزدیک به صد داستان و چندین رمان، نه تنها شخصیت‌های متفاوتی به جهان داستانی افزوده، بلکه با اعتلای زبان داستانی و طرح موضوعات بکر زوایای پیچیده روح انسانی را نیز تشریح و توصیف می‌کند. از سویی، یکی دیگر از ویژگی‌های داستان‌نویسی او را، «فضاسازی نوستالژیک از موضوعات روزمره» می‌دانند. همچنین تسلط ویژه او بر زبان فارسی، زبان داستانی این نویسنده را نیز ژرف کرده است. به تازگی دو رمان این نویسنده به نام های "کاکه شش پر و دختر شاه پریان" و "شورشی که آدمی زادگکان و جان ورکان برپا کردند"، در کابل رونمایی شده. این نویسنده در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه درباره رمان "کاکه شش پر و دختر شاه پریان" می‌گوید: «واژه "کاکه" در واقع همان چیزی است که در ایران به آن داش می‌گویند، مثل داش آکل؛ یعنی همان واژه قدیمی عیار که ما در کابل به آنها کاکه می گوییم.» وی در مورد این رمان توضیح می‌دهد: «این رمان در واقع روایت ورود یک نوع مدرنیته به افغانستان در زمان پادشاهی حبیب الله خان است که با شکست مواجه می شود و پرنده‌ای که در این رمان هست هم در واقع نماد مدرنیته است.» این نویسنده همچنین در مورد وضعیت زبان فارسی در افغانستان نیز معتقد است که «زبان فارسی در افغانستان دوره بسیار بدی را سپری می کند. » وی تأکید می کند:«نویسندگان افغانستان امروز باید کاری کنند که یک زبان فارسی خوب ترویج یابد و تلاش من این بوده که در داستان‌ها و رمان‌هایم یک نوع فارسی ناب به کار ببرم.» رهنوردزریاب در مورد تأثیر نویسندگان فارسی زبان بر خود، نیز می گوید: «من بیش از هرچیز خود را مدیون مترجمان ایرانی می دانم که آثار جهان را به ما معرفی کردند.» به عقیده او، صادق هدایت، نویسنده ایرانی «نه تنها بزرگترین نویسنده ایران بلکه بزرگترین نویسنده زبان فارسی» است. وی همچنین درباره رابطه ادبیات ایران و افغانستان می گوید: «متأسفانه ایرانی ها از ادبیات افغانستان و نویسندگان و شاعران آن اطلاع چندانی ندارند. اما ما در مورد نویسندگان ایران اطلاعات زیادی داریم هرچند ایرانی ها حتی واصف باختری را نمی شناسند.» این نویسنده در گفت و گوی خود با رادیو بین المللی فرانسه در مورد نویسندگان مهاجر افغان نیز چنین اظهارنظر می کند: «نویسندگان خوب افغان در داخل افغانستان هستند نه در بیرون و این چیزی است که جامعه ادبی باید آن را درک کند.» وی تأکید می کند: «من ادبیات اصیل افغانستان را همان ادبیاتی می دانم که در درون کشور به وجود آمده و آنچه در بیرون به وجود آمده را ادبیات واقعی افغانستان نمی‌دانم.» به گفته رهنورد زریاب «نویسندگانی که در خارج از افغانستان و مخصوصاً به زبان‌های دیگر می نویسند را نمی توان جزو ادبیات افغان دانست.» برای شنیدن گفتگوی ما محمداعظم رهنورد زریاب، به فایل صوتی بالا رجوع کنید.
Aug 17, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - خلاقیت هنری و تولیدات فرهنگی مهاجران افغان در ایران، ابزاری برای اعتلای فرهنگی در مهاجرت
00:08:41
به روایت محمد علی حیدری کتاب هائی که توسط مهاجران افغان در ایران منتشر می شوند بیشتر با نگاه جدیدی به تاریخ و مسائل فرهنگی و اجتماعی افغانستان می پردازند. هدف بسیاری از این نوشته ها واکاوی و آسیب شناسی مسائل تاریخی، سیاسی و فرهنگی افغانستان هستند آنچه که تا کنون درباره مهاجران افغان در ایران گفته و یا نوشته شده است، در اکثر موارد به مشکلات و مصائب آنها در مهاجرت اختصاص داشته است. موضوعی که البته باید هر چه بیشتر رسانه ای شود و تا از میان برداشتن اصلی ترین مشکلات ادامه یابد.با این حال از وضعیت فرهنگی مهاجران افغان در ایران تا بحال کمتر گفتگو شده است.براستی با گذشت حدود سی سال از حضور پناهندگان افغان در ایران ایا می توان از تولیدات فرهنگی و خلاقیت هنری در میان مهاجران صحبت کرد؟آیا مهاجرانی که با مشقت فراوان زندگی در غربت را آزموده اند و با ناملایمات زیادی جنگیده اند فرصتی هم برای روی آوردن به فعالیت های فرهنگی و خلق اثار ادبی و هنری داشته اند؟در گفتگوئی با محمد علی حیدری روزنامه نگار و فعال فرهنگی در ایران و افغانستان و با سابقه فراوان آموزشی در عرصه مدارس خودگردان برای کودکان افغان بویژه در شهر اصفهان ، با وی درباره تولیدات فرهنگی مهاجران افغان صحبت کردیم.بروایت محمد علی حیدری کتاب هائی که توسط مهاجران افغان در ایران منتشر می شوند بیشتر با نگاه جدیدی به تاریخ و مسائل فرهنگی و اجتماعی افغانستان می پردازند. هدف بسیاری از این نوشته ها واکاوی و آسیب شناسی مسائل تاریخی ، سیاسی و فرهنگی افغانستان هستند. حیدری می گوید نویسندگان این کتاب ها کسانی هستند که در ایران درس خوانده اند. پایان نامه های خود را در مرحله کارشناسی ارشد و یا دکترا به مسائل افغانستان اختصاص داده اند و بسیاری از نوشته ها تبدیل به کتاب شده است.محمد علی حیدری در عین حال به جوانان مهاجری اشاره می کند که طبع شاعری و یا نویسندگی داشته اند. آنها کتاب هائی منتشر کرده اند که سوژه بیشتر آنها مهاجرت ، دوری از وطن و نیز مشکلات فرهنگی و اجتماعی در مهاجرت است.حیدری اعتقاد دارد که برای تهیه کتاب های کودکان کوشش زیادی انجام نشده است. او از نویسندگانی یاد می کند که بخش هائی از داستان های محلی افغانستان را با زبان کودکانه برای بچه های افغان به نگارش درآورده اند.در این گفتگو صحبت مختصری هم از هنرمندان مهاجر افغان در عرصه های منبت کاری ، مینا کاری و طلا کوبی می شود.بعقیده حیدری در زمینه سینما کار زیادی انجام نشده است و تا بحال تنها چند فیلم توسط مهاجرین تولید گردیده است.به این گفتگو گوش کنید.
Aug 10, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - فرهنگ بلوچ‌های افغانستان رو به نابودی است؟
00:09:51
رسانه‌های افغانستان به مناسبت عید فطر، از کمرنگ شدن برخى رسوم و آداب ديرينۀ بلوچ‌هاى این کشور به ویژه بلوچ‌های ولايت نيمروز، در زمینه جشن‌های مربوط به عيد فطر خبر داده‌اند. این درحالی است که چند هفته دیگر یعنی روز نهم سنبله در افغانستان، روزهمبستگی بلوچ‌ها است و در اکثر ولایات این کشور از جمله شهر کابل مراسمی برای بزرگداشت این روز برگزار می‌شود. با این حال، برخی از فعالان بلوچ در افغانستان معتقدند که تا وقتی که سرنوشت بلوچ ها و در عرصه سیاست افغانستان مشخص نشوند، زبان و فرهنگ آنان نیز جایگاه خود را نخواهد یافت. در این زمینه بیشترین انتقادها متوجه دولت افغانستان است که به نظر می رسد توجه چندانی بر حل مشکلات بلوچ ها از جمله نبود امکانات آموزشی و تحصیلی، ندارد؛ به گونه ای که برخی معتقدند بلوچ ها نسبت به سایر اقوام درافغانستان عقب مانده اند. اجمل بلوچ زاده، فعال مدنی مقیم کابل درباره عدم توجه به فرهنگ بلوچ‌ها در افغانستان، توضیحاتی به بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه می دهد. وی با برشمردن شماری از مشکلات، بخشی از این بی توجهی را ناشی از رفتار خود بلوچ ها می داند.
Aug 03, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - طرح قانونی حق نسخه‌برداری (کپی رایت) مورد اعتراض نهادهای مدنی افغانستان قرار گرفت
00:07:20
خانم سهیلا عرفانی- استاد روزنامه نگاری در دانشگاه هرات، به مشکلاتی اشاره می کند که صاحبان خلاقیت هنری در غیاب یک قانون کپی رایت، از آن رنج می برند، چرا که نمی‌توانند از نتایج اقتصادی و هنری و اخلاقی آثار خود بهره بگیرند. او بر دیدگاه‌های اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان صحه می گذارد و اعتقاد دارد که طرح فعلی ناقص است.  اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان به همراه چند نهاد مدنی دیگر پیشنهاد کرده اند که طرح قانونی «حق نسخه برداری» که به «قانون حمایت از حقوق مؤلف، منصف و محقق» معروف است، مورد بازنگری قرار گیرد. آنها این طرح را «ناقص» توصیف می کنند و معتقدند که به «اصلاحات جدی» نیاز دارد. در اطلاعیه‌ای که اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان منتشر کرده است، از وزارت عدلیه خواسته شده که این طرح قانونی را دوباره به وزارت اطلاعات و فرهنگ باز گرداند تا نواقص آن بر طرف شود.بنظر می رسد که خود وزارت اطلاعات و فرهنگ هم به نواقص این طرح پی برده است، بطوری که اخیراً رسانه‌ها خبر دادند که این وزارتخانه طرحی را بقصد اصلاح قانون حق نسخه برداری به وزارت عدلیه فرستاده و خواهان تکمیل طرح قبلی شده است. نکته عجیب این که اتحادیه ژورنالیست‌ها مدعی است که این اصلاحیۀ وزارت اطلاعات و فرهنگ، هیچیک از پیشنهادات اتحادیه ژورنالیستان را مورد توجه قرار نداده است. در گفتگوئی با خانم سهیلا عرفانی- استاد روزنامه نگاری دانشگاه هرات، وی از این موضوع تعجب نمی‌کند و معتقد است که دولتمردان عادت دارند که توجهی به نظر کارشناسان و دانشگاهیان نداشته باشند. خانم عرفانی، در این مصاحبه به مشکلاتی اشاره می کند که صاحبان خلاقیت هنری، در غیاب یک قانون کپی رایت از آن رنج می برند، چرا که نمی توانند از نتایج اقتصادی و هنری و اخلاقی آثار خود بهره بگیرند. او در این گفتگو، به تأکید بر دیدگاه‌های اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان، صحه می گذارد و اعتقاد دارد که طرح فعلی ناقص است و نمی تواند بخوبی حقوق ناشران و هنرمندان را تأمین کند. در مورد پیشنهاد اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان مبنی بر تشکیل یک «کمیته دادخواهی» که قرار است با یاری یکی از سازمان‌های مردم نهاد افغانستان بنام «نهاد تحقیقی توسعه و صلح افغانستان» تشکیل گردد، خانم سهیلا عرفانی تأکید دارد که این کمیته باید از حضور کارشناسان در همه رشته‌ها بهره گیرد تا بتواند نقائص این طرح قانونی را برطرف سازد. از طریق فایل صوتی به این گفتگو گوش کنید.
Jul 27, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - "هرات" کانون ادب و فرهنگ معاصر افغانستان
00:16:38
هرات، این شهر هزاره‌ها، پیشینه‌ای بس دراز و درخشان دارد. هرات به شهر علم و ادب و فرهنگ شهرت یافته است؛ شهرت یافتن هرات به این نام بیشتر بخاطر شاعران، نویسند گان و هنرمندانی است که از گذشته‌های دور تا کنون در این شهر زیسته و بالنده شده‌اند. این شهر که در کنار رودخانه معروف "هریرود" در غرب افغانستان و در نزدیکی مرز ایران واقع گردیده است، پس از کابل دومین شهر پرجمعیت افغانستان محسوب می‌شود. هرات هم اکنون نیز مهمترین کانون فرهنگی-هنری افغانستان به‌شمار می‌آید؛ وجود چندین انجمن ادبی، هنری و فرهنگی از جمله انجمن ادبی هرات با سابقه‌ای بسیار طولانی موجودیت هرات را به عنوان کانون اصلی ادب و فرهنگ و هنر افغانستان ثبت کرده است و آوازه آن مرزهای افغانستان را در نوردیده است. وجود بناها و آثار تاریخی بسیار زیادی تاریخ دیرینه این شهر را نشان میدهد؛ قلعه اختیار الدین، مسجد جامع گوهرشاد، مرقد خواجه عبدالله انصاری ، منارهای مصلی هرات و ده ها آثار تاریخی دیگر، از پیشینه غنی تاریخی این شهر حکایت دارند. این شهر در سال ۲۰۰۹ پس از بررسی شهرهای مختلف جهان توسط سازمان یونسکو، شامل برنامه "هزار شهر و هزار زندگی" این سازمان گردیده است. به روایت تاریخ پیدایش این شهر به هزاره دوم پیش از میلاد بر میگردد. هروی‌ها (به زبان یونانی: آرین‌ها)، دسته‌ای از تیره‌های آریایی بودند که در هزارهٔ دوم پیش از میلاد، زادبوم خود در آسیای میانه را رها کرده و از ناحیهٔ رودخانهٔ آمودریا (اکسوس یا جیحون) به داخل فلات ایران روی آوردند و در سرزمینی بارور، پیرامون هریرود (به لاتین: Arius) جای گرفتند. نام سرزمینشان را به نام این رودخانه، "هریوا" نامیدند که کم و بیش با "هرات" امروز همانند است. *** میهمان برنامه رادیویی امروز "برگ‌هایی از فرهنگ و هنر افغانستان"، دکتر محمد داوود منیر، پژوهشگر و استاد ادبیات دانشگاه هرات میباشد. استاد "محمد داوود منیر، در باره عواملی سخن میگوید که موجب گردیده‌اند تا «هرات معاصر، به عنوان کانون ادب، فرهنگ و هنر افغانستان» شناخته شود. استاد منیر درگفتگو با ما، از فعالیت دو دهه اخیر انجمن ادبی هرات و دیگر انجمن های ادبی و فرهنگی و همچنین آثار ادبی و فرهنگی این کانون ها که در سطح گسترده ای انتشاریافته است سخن میگوید. برای شنیدن گفتگوی ما با دکتر محمد داوود منیر، به فایل صوتی بالا رجوع کنید.
Jul 20, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - انتشار بدون سانسور "لولیتا" در افغانستان
00:10:32
مشهورترین رمان ولادیمیرناباکوف، نویسنده روسی- آمریکایی بعد از چند دهه برای دومین بار به فارسی ترجمه شده و این‌بار برخلاف دفعه قبل، ناشری در افغانستان چاپ و انتشار ترجمه فارسی آن را برعهده گرفته است. انتشار رمان لولیتا به زبان فارسی به دلیل اهمیت آن و اینکه برای سال‌ها ترجمه تازه‌ای از آن وجود نداشته، قابل توجه است. منوچهر فرادیس، مدیر نشر زریاب در کابل که خود نویسنده است در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه در مورد این موضوع می‌گوید: «ترجمه ذبیح‌الله منصوری از این کتاب بیشتر ترجمه و تالیف محسوب می‌شد؛ اما ترجمه تازه از این کتاب که اکرم پدرام‌نیا آن را انجام داده؛ در واقع نخستین ترجمه کاملا وفادار به متن رمان لولیتا است که به زبان فارسی منتشر می‌شود.»وی در مورد انتخاب رمان «لولیتا» برای انتشار در افغانستان نیز چنین می‌گوید: «بنا بر سهولت قوانین فعلی نشر در افغانستان و عدم سانسور پیش از انتشار، امکان ترجمه و چاپ کامل و بی‌کم و کاست رمان در این کشور فراهم شده است تا لولیتا با ترجمه‌ای دقیق در اختیار همه فارسی زبان‌ها قرار گیرد.»مدیر نشر زریاب همچنین در مورد توزیع این کتاب در ایران نیز می‌گوید: «قصد داریم نسخه‌هایی از این کتاب را به ایران بفرستیم اما در این زمینه مشکلاتی وجود دارد.»
Jul 13, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - بامیان، مکانی که کثرت گرائی فرهنگی در گذشته آن تبلور یافته است
00:11:18
ولایت بامیان به عنوان پایتخت فرهنگی "سارک" یعنی کشورهای عضواتحادیه همکاری های منطقه‌ی جنوب آسیا در سال ۲۰۱۵ برگزیده شده است. وجود صدها اثر تاریخی مثل مجسمه‌های تخریب شده بودا، شهر ضحاک، شهر غلغله، چهل برج یکاولنگ و هزاران آثار خرد و بزرگ دیگر موجود در این ولایت سبب شهرت جهانی بامیان شده است.اما آنچه موحب " بی نظیری" بامیان گردیده است، آنست که بامیان از جمله ندرت مناطق جهان است که کثرت گرایی فرهنگی گذشته خود رابرای جهانیان به نمایش می گذارد. وزارت امور خارجه‌ی افغانستان اعلام کرد که ولایت بامیان به عنوان مرکز فرهنگی سازمان "سارک" یعنی کشورهای عضواتحادیه همکاری های منطقه‌ی جنوب آسیا در سال ۲۰۱۵ میلادی معرفی شده است.اتحادیه همکاری های منطقه‌ی جنوب آسیا (سارک) یک سازمان سیاسی و اقتصادی در جنوب آسيا است و هشت کشور عضويت آن را دارد. سید مخدوم رهین، وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان نیز تایید کرده است که بامیان به عنوان مرکز فرهنگی سازمان "سارک"یا کشورهای جنوب آسیا برای همکاری منطقه ای معرفی شده است.او تاکید کرده است که بامیان در میان هشت کشور جنوب آسیا، به عنوان شهر "بی نظیر" انتخاب شده است. داشته های فرهنگی، قدامت تاریخی ومناظر طبیعی ومنحصر به فرد ولایت بامیان ازجمله ویژگی هایی است که موجی گردید تا سازمان "سارک" آنرا اولین پایتخت فرهنگی این اتحادیه درسطح کشورهای جنوب آسیا معرفی می کند. نمایندگان ارشد سازمان "سارک" می گویند، از تمامی سران کشورهای عضو این سازمان درسال ٢٠١٥ دعوت به عمل می آید تا برنامه هایشان را دربخش های مختلف دراین پایتخت فرهنگی عملی بسازند. بدین ترتیب قرار است ازماه ژانویه سال میلادی ٢٠١٥، کشورهای عضو این سازمان، جشنواره ها وبرنامه های مختلف فرهنگی خود را در ولایت بامیان، به مرحله اجرا در آورند. "سارک" با عضويت هفت کشور جنوب آسيا يعنی هند، پاکستان، نپال، بوتان، مالديف، سريلانکا و بنگلاديش به موجودیت وفعاليت خود را آغاز کرد. سپس با پیوستن افغانستان به این سازمان ، اعضای آن دائمی آن به هشت عضو رسید. کشورهای ايران و چين نيز خواهان عضويت در اين سازمان می باشند. این سازمان در داکار پایتخت بنگلادش بنیانگذاری شده و در حال حاضر ایالات متحده آمریکا، چین، موریس، ژاپن، کره جنوبی، ایران و اتحادیه اروپا، اعضای ناظر "سارک" محسوب می ‌شوند. وجود صدها اثر تاریخی مثل مجسمه‌های تخریب شده بودا، شهر ضحاک، شهر غلغله، چهل برج یکاولنگ و هزاران آثار خرد و بزرگ دیگر موجود در این ولایت سبب شهرت جهانی بامیان شده است. بامیان منطقه ای است با میراث فرهنگی "بی نظیر"، از جمله ندرت مناطق جهان است که کثرت گرایی فرهنگی گذشته خود رابرای دید جهانیان به نمایش میگذارد. بامیان، نقطه برخوردهمراه با همزیستی و بالندگی فرهنگ ها وتمدن‌های مختلفی است که در گذشته در این سرزمین تبلور یافته است. دوران کوشانی‌ها، بوداییان، شاهان غوری و یفتلی‌ها و... تنها پانزده اثر آن جزو آبده‌های ملی کشور ثبت و راجستر شده وزارت اطلاعات و فرهنگ و هشت اثر آن جزو میراث‌های فرهنگی جهان، ثبت و راجستر سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد است. هشت اثری که به‌عنوان میراث فرهنگی جهان ثبت شده است، هر دو مجسمه‌های ۵۵ و۳۷ متری تخریب شده بودا، شهر غلغله در مرکز بامیان، شهر ضحاک که به نام شهر سرخ نیز یاد می‌شود واقع در شش پل در حدود بیست‌وپنج کیلومتری شرق بامیان، قلعه کافری الف و قلعه کافری ب، مغاره‌های دره قل اکرم و مغاره‌های قلعه غمی در دره فولادی می‌باشند. در باره تمرکز آثار مهم فرهنگی در ولایت بامیان و موضوع کثرت گرائی فرهنگی گذشته این منطقه با رضا مرادی غیاث آبادی باستان شناس مقیم ایران به گفتگو نشسته ایم.
Jul 06, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - بازار پر رونق کتاب‌های ایرانی در افغانستان
00:06:54
اجمل عازم- رئیس اتحادیه ناشران افغانستان، اعتقاد دارد که ناشران این کشور به چاپ غیرقانونی کتاب‌های چاپ ایران اقدام نمی‌کنند؛ او می گوید این کتاب‌ها در پاکستان چاپ می‌شوند چون در آنجا هزینه کاغذ  و چاپ ارزان‌تر است.  رئیس اتحادیه ناشران افغانستان، در گفتگوئی با یکی از رسانه های چاپ تهران مدعی است که گرچه نمی توان میزان کتاب‌های ایرانی در افغانستان را تخمین زد، اما می‌توان گفت که ٨٠ درصد کتاب های بازار افغانستان ایرانی هستند. وی در این مصاحبه افشا می کند که بیشتر این کتاب ها در پاکستان چاپ افست می شوند و به صورت قاچاق به بازارهای کتاب افغانستان راه می یابند. او می گوید روزانه ۵ کامیون کتاب ایرانی، از مرزهای پاکستان وارد افغانستان می‌شود و بدون آنکه سودی عاید ناشران ایرانی و افغان شود، در بازار بفروش می رسند. اجمل عازم، می گوید که این اتحادیه در تلاش است تا این چرخه را به نفع فعالان رسمی دو کشور برگرداند؛ در این زمینه تفاهم نامه‌ای بقصد ایجاد همکاری های دو کشور تدوین شده است تا به یاری آن بازار کتاب های ایرانی در افغانستان در کنترل ناشران دو طرف قرار گیرد. *** در مجله رادیوئی فرهنگ و هنر افغانستان، با دعوت از آقای اجمل عازم- رئیس اتحادیه ناشران افغانستان، با او درباره نوع کتاب هائی که بطور غیرقانونی چاپ و منتشر می شوند گفتگو کرده ایم. وی همچنین درباره ضرورت ترجمه برخی از کتاب های دانشگاهی به زبان دری و پشتو توضیح می دهد.   گفتگو با آقای اجمل عازم- رئیس اتحادیه ناشران افغانستان، را میتوانید از طریق فایل صوتی بالا گوش کنید.
Jun 29, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - گفت‌وگو با عزیزالله نهفته، شاعر و نویسنده افغان
00:09:30
عزیزالله نهفته، این روزها مشغول نگارش تازه‌ترین رمان خود با عنوان "٢٤ ساعت گمشده" است که به زودی در کابل منتشر می‌شود. این شاعر و نویسنده افغان، در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه، با خواندن بخشی از این رمان به وضعیت امروز صنعت نشر در افغانستان می‌پردازد. عزیزالله نهفته، متولد سال ۱۳۵۱ خورشیدی در کابل، اولین شعرهایش را در مجموعه‌ای با عنوان"به حجم بیکران شط" در سال ١٣٧٤ منتشر کرد و پس از آن نیز مجموعه شعر‌هایی با عنوان "خواب چشمه‌های صبح" (١٣٧٩)، "ما شرنگ شب" (١٣٧٩) و "زندگی را مه گرفته است" (١٣٨٤) را به چاپ رساند. این شاعر و نویسنده افغان که به علت شرایط کشورش در سال ١٣٦٧ به پاکستان مهاجرت کرد و تا سقوط طالبان در این کشور بود، مجموعه داستان كوتاهی با نام "نقش‌های موهوم" در پیشاور منتشر کرد و پس از بازگشت به زادگاهش، شهر كابل، نیز رمان‌های "روایت آیینه" و "سنگ‌ها و كوزه‌ها" را به چاپ رساند. نهفته یک کتاب داستان نیز در ایران منتشر کرده است: مجموعه داستان "دست شیطان" که جایزه ادبی نوروز در افغانستان را از آن خود کرده است. عزیزالله نهفته که اکنون در سوئد زندگی می‌کند، در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه اعلام کرد که به زودی رمان "٢٤ساعت گمشده" را در کابل منتشر می‌کند. این شاعر و نویسنده افغان در این گفت‌وگو، همچنین به بررسی آثار داستان‌نویسان جوان افغان و نیز تأثیر مهاجرت بر ادبیات معاصر افغانستان می‌پردازد.
Jun 22, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - نقش مثبت جنبش معاصر روشنفکری افغانستان
00:09:05
یعقوب مشعوف عقیده دارد که وضعیت روشنفکران در ده سال اخیر را می شود با " یک گام به پیش " توصیف کرد. البته او اعتقاد دارد که نقش روشنفکران در این دوره بسیار ضعیف است و اضافه می کند که سیاست های دولت در این زمینه بی تقصیر نبوده است.  اخیراً کتابی بنام " سیر جنبش روشنفکری در افغانستان " منتشر شده است که نویسنده آن میر محمد یعقوب مشعوف است.این کتاب که در 260 صفحه تهیه و تنظیم شده است، همین چند هفته پیش در شهر هرات رونمائی شد و گفته می شود مورد استقبال محافل فرهنگی قرار گرفته است.در گفتگوئی با یعقوب مشعوف نویسنده این کتاب وی درباره مطالب مندرج در کتاب خود توضیحاتی داده است که شما را به شنیدن ان دعوت می کنیم.یعقوب مشعوف در پاسخ به پرسشی درباره این که واژه روشنفکر را چگونه تعریف می کند و چه کسانی را روشنفکر می داند می گوید در کشورهای عقب مانده ،بعقیده او ، روشنفکر به کسی گفته می شود که خواست ها و مطالبات روز را مطابق با جریانات و خواست های زمان داشته باشد و ترقی و تعالی زمانه خود را در نظر بگیرد. یعنی این که روشنفکر باید تولید فکر کند و مطابق با خواسته های زمان حرکت کند. گذشته را نقد کند ، به آینده بیاندیشد و حرکت رو به پیش داشته باشد.یعقوب مشعوف توضیح می دهد که در کتاب خود دو نوع روشنفکر را از هم تفکیک کرده است. گروهی روشنفکران در مسند قدرت و گروهی دیگر روشنفکرانی که وابستگی به ایدئولوژی های وابسته – همچون مارکسیزم و غیره – نداشتندو در خط ملی حرکت می کردند.یعقوب مشعوف درباره نقش مثبت یا منفی روشنفکران افعانستان می گوید پنجمین دوره روشنفکری در افغانستان مصادف است با قدرت گیری حزب خلق و پرچم و به همین دلیل که روشنفکران در قدرت سیاسی حضور دارند دورانی منفی بشمار می رود. او می گوید در دوره های قبل از آن می توان گفت که روشنفکران نقش مثبتی در تاریخ و جامعه ایفا کرده اند.مشعوف عقیده دارد که وضعیت روشنفکران در ده سال اخیر را می شود با " یک گام به پیش " توصیف کرد. البته او اعتقاد دارد که نقش روشنفکران در این دوره بسیار ضعیف است و اضافه می کند که سیاست های دولت در این زمینه بی تقصیر نبوده است.
Jun 15, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - جایگاه فرهنگ در مبارزات انتخاباتی افغانستان
00:09:58
تا چند روز دیگر، دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان برگزار می‌شود؛ انتخاباتی که به نظر برخی از ناظران، خالی از برنامه‌های فرهنگی است. با سقوط حکومت طالبان به دست نیروهای بین‌المللی، امیدواری‌هایی در زمینه گشایش فرهنگی در افغانستان به وجود آمد. طی ده سال گذشته نیز، این کشور علی‌رغم مشکلات بزرگ داخلی و خارجی، و ناامنی‌های مستمر و پیاپی، شاهد آزادی‌هایی در حوزه رسانه و فرهنگ بوده است. اما با این حال، افغانستان امروز با چالش‌های بزرگ فرهنگی مواجه است. مجیب مهرداد، شاعر و روزنامه‌نگار مقیم کابل، در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه به این چالش‌ها می‌پردازد. وی همچنین معتقد است که جای سیاست‌ها و برنامه‌های فرهنگی در مبارزات انتخاباتی نامزدها خالی است و در میان جنجال های سیاسی و اقتصادی، به فرهنگ توجه چندانی نمی‌شود. این روزنامه نگار همچنین در این گفت‌وگو کارنامه فرهنگی حامد کرزی، رییس جمهور کنونی افغانستان را نیز بررسی می‌کند.
Jun 08, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - جامعه مدنی افغانستان چه نقشی در تحولات اجتماعی ایفا می کند؟
00:09:48
روح الامین امینی- معاون بنیاد "آرمان‌شهر" در کابل، درباره فعالیت‌های مختلف این بنیاد بویژه انتشارات منظم و متعدد کتاب‌هائی که بطور عمده به حقوق بشر مربوط هستند و یا خبرنامه‌ها و نشریات دوره‌ای متفاوت این سازمان مردم نهاد، توضیح می‌دهد. سازمان‌های مردم نهاد افغانستان در سال‌های اخیر فعالیت‌های گسترده و چشم گیری در سطح کشور داشته اند و جوانان افغانستان بنظر می رسد در این عرصه اشتیاق کم وبیش قابل توجهی، چه برای بنیان گزاری این تشکل ها و چه برای پیوستن به این نهاد از خود نشان داده اند. در ماه‌های اخیر با نزدیک شدن به فضای انتخاباتی ، گفته می شود که شور و اشتیاق این سازمان های مردم نهاد برای مشارکت در عرصه عمومی، ابعاد وسیعی پیدا کرده است و فعالان مدنی، مهر خود را بر بسیاری از فعالیت های اجتماعی می کوبند. در مجله رادیوئی فرهنگ افغانستان به سراغ یکی از این سازمان ها می رویم که بنیاد "آرمان شهر" نام دارد و اینک سال‌هاست در شهر کابل به فعالیت های مختلف مدنی مشغول است و در عرصه های حقوق بشر و مسائل زنان و جوانان به ترویج ایده های آرمان خواهانه اشتغال دارد. در گفتگوئی با روح الامین امینی- معاون بنیاد آرمانشهر در کابل، وی درباره فعالیت های مختلف این بنیاد بویژه انتشارات منظم و متعدد کتاب‌هائی که بطور عمده به حقوق بشر مربوط هستند و یا خبرنامه ها و نشریات دوره ای متفاوت این سازمان مردم نهاد صحبت کرده است که شما را به شنیدن آن از طریق رجوع به فایل صوتی بالا دعوت می کنیم. روح الامین امینی، در این گفتگو از یک کمپین صد روزه بنام «افغانستان به روایت دیگر» پرده برمی دارد که بنیاد آرمان شهر بقصد حضور فعالانه در عرصه انتخابات اخیر ریاست جمهوری تدارک دیده است.امینی شرح می دهد که آنها با انجام تعداد زیادی مصاحبه با صاحب نظران در زمینه های مختلف، اسنادی تهیه کرده اند که با انتشار و پخش آنها در میان مردم می کوشند از طریق حساس کردن آنها نسبت به حقوق بشر و مطالبات دیگر، بر آرای رأی دهندگان تأثیرگذاری کنند. بعقیده امینی، این کار در عین حال این امکان را فراهم می کند که دغدغه‌ها و نگرانی‌های آنها در زمینه حقوق بشر، مسائل زنان و مسئله عدالت انتقالی به گوش کاندیداها نیز برسد. امینی اضافه می کند که فعالیت‌های این کمپین تنها به انتشار این مصاحبه‌ها خلاصه نمی شود. او می گوید «ما چندین جلسه بحث و گفتگو را هم در ارتباط با این کمپین سازماندهی کرده ایم و تا رسیدن به دور دوم انتخابات نیز ،چند جلسه دیگر بحث و گفتگو برگزار خواهیم کرد».
Jun 01, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - ترجمه‌های مختلف از آثار خالد حسینی به زبان فارسی
00:07:58
تازه‌ترین رمان خالد حسینی، نویسنده افغان انگلیسی‌زبان، با ترجمه‌های مختلف به زبان فارسی در ایران منتشر شده است. این رمان که دقیقاً یک سال پیش در آمریکا منتشر شد، تا کنون توسط چندین مترجم‌های ایرانی از جمله مهدی غبرایی، به زبان فارسی ترجمه شده است. مهدی غبرایی که پیش از این، کتاب‌های "بادبادک باز" و "هزار خورشید تابان" نوشته خالد حسینی را به فارسی ترجمه کرده، تازه ترین رمان این نویسنده افغان را نیز با عنوان "ندای کوهستان" روانه بازار کتاب ایران کرده است. رمان "ندای کوهستان" در 448 صفحه و به بهای 20 هزار تومان از سوی نشر ثالث منتشر شده است. "ندای کوهستان" روایت خانواده‌ای تهیدست است که به دلیل مشکلات مالی مجبور می‌شوند دخترشان را بفروشند. جدایی این دختر از اعضای خانواده ارتباط عاطفی او و برادرش را به چالش می‌کشد و تأثیرات زیادی بر زندگی آن‌ها می‌گذارد. در واقع محور اصلی کتاب داستان زندگی و روابط "عبدالله"- پسر 10 ساله و "پری"- خواهر سه ساله‌ و تصمیم پدرشان برای فروختن پری به خانواده‌ای بی‌فرزند است و همین اتفاق سبب گره‌خوردن روایت‌های افراد مختلف در رمان حسینی می‌شود. غبرایی پیشتر درباره این کتاب به خبرگزاری کتاب ایران گفته بود: «حسینی در این رمان از شگردهای جدید داستان‌نویسی بهره می‌گیرد و همین امر سبب شده رمان جدیدش نسبت به آثاری چون "بادبادک‌باز" و "هزاران خورشید تابان" تا حدی متفاوت باشد. ماجراهای این رمان طبق معمول داستان‌های خالد حسینی در افغانستان روی می‌دهد، نویسنده از روایت‌های تو در تو بهره می‌گیرد و راوی در مسیر داستان تغییر می‌کند.» مهدی غبرایی، در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه، درباره ترجمه تازه‌ترین رمان خالد حسینی توضیحاتی ارائه می‌دهد. همچنین این نویسنده به دلایل استقبال از آثار حسینی در ایران می پردازد و شباهت‌های فرهنگی میان ایران و افغانستان را نیز یکی از این دلایل می داند.
May 25, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - سیمین تندر: جاز و ریشه‌های پشتو
00:07:50
سیمین تندر، خوانندۀ آلمانی افغانی‌تبار کم‌کم فراتر از آلمان، شناخته می‌شود. وی در چند سال اخیر، در عین پرهیز از ورود به عرصۀ موسیقی تجاری و مصرفی، در مقام یکی از چهره‌های قابل توجه صحنۀ جاز آلمان شهرتی دست و پا کرده است. او در آخرین آلبوم خود یکی از اشعار پدرش را به زبان پشتو اجرا کرده است.  سیمین تندر یکی دیگر از هنرمندان زادۀ اروپا است که بخشی از ریشه‌های خانوادگی‌اش در خاک افغانستان است. سیمین تندر حداقل شش هفت سالی هست که در اروپا آواز می‌خواند. اما در این یک سال اخیر بخصوص اسمش بیشتر در رسانه‌های آلمان و فرانسه و هلند شنیده می‌شود.اما چیزی که تازگی دارد اینست که سیمین تندر برای اولین بار دل به دریا زده و به زبان پدری، پشتو خوانده است.در دومین و آخرین آلبوم* او که بهار همین امسال (مارس ٢٠١٤) منتشر شد، سیمین تندر به گفتۀ خودش به جستجوی ریشه‌هایش رفته است.علاوه بر قطعاتی که به زبان پشتو در این آلبوم دیده می‌شود، به طور کلی، در تمامی موسیقی خانم تندر تآثیرهای شرقی به گوش می‌آید.او می‌گوید: "زبان و آواها همیشه برای من مهم و الهام‌بخش بوده... همیشه آرزو داشتم که به پشتو بخوانم اما مدت زیادی طول کشید تا واقعاً این کار را عملی کنم"...او می‌افزاید: "هیچوقت دلم نمی‌خواست که یک گروه جاز کلاسیک داشته باشم  و ترجیح می‌دهم با نوازندگانی کار کنم که فراتر از سازهای معمول به آفرینش می‌پردازند"بداهه‌خوانی، آمیختن زبان‌ها، اختراع واژه‌های بی‌معنا و بازی با اصوات و بهره ‌گیری موسیقایی از این صداها که  شنونده را غافلگیر یا تعجب‌زده می‌کند، اصول کار اوست.شاید موسیقی سیمین تندر بر اساس تقسیم‌بندی‌های مرسوم در چارچوب جاز قرار گیرد، اما به هرحال، تلفیق و تأثیرپذیری چه از گرایش‌های فولک (folk) وغیره وچه از موسیقی شرق واضح و شنیدنی است.ترکیب دنیاها و حال و هوا و فرهنگ‌های گوناگون، به لطف مهارت فنی میسر می‌شود.کوارتتی که وی را همراهی می‌کند، همگی ازنوازندگان و موسیقی‌دانانی هستند که علاوه بر تسلط بر چند ساز کلاسیک دنیای جاز، از آلات کمتر شناخته‌شده و مهجور هم برای خلق فضاهای تازه و بکر بهره می‌گیرند.قطعۀ De Kor Arman  (در حسرت خانه؟) در آلبوم اخیر، بر اساس شعری است به زبان پشتو که سرودۀ پدر سیمین تندر است.به نوشتۀ سایت شبکۀ تلویزیونی آرته، پدر او در دهۀ شصت میلادی در رادیوی بین‌المللی آلمان (دویچه‌وله) کار می‌کرده است. سیمین نیز در شهر کلن متولد شده است.راه رفته توسط سیمین تندر را کسان دیگری نیز طی کرده‌اند. شاید بشود این هنرمندان را نمایندۀ نسل تازه‌ای دانست که محصول سال‌های مهاجرت‌های مدرن هستند. افرادی از خانواده‌ها یا محیط‌های روشنفکران که خیلی زود و با علاقه‌ای پیگیر، فرهنگ و زبان میزبان را بسیار سریع جذب کرده و برآن تسلط یافته‌اند.اینان نه" دوزبانه" که "دوفرهنگه"‌اند و تعلقشان به هر دو میراث اجازه نمی‌دهد که یکی را کنار بگذارند...                 *where water travels home
May 11, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - "لبخند خدا" تازه‌ترین مجموعه شعر سفیر-شاعر افغان
00:13:17
در هفته ای که گذشت، در سفارت افغانستان در تاجیکستان، طی مراسمی از تازه ترین کتاب شعر دکتر "عبدالغفور آرزو" تحت عنوان "لبخند خدا" رونمایی شد. دکتر عبدالغفور آرزو، سفیر افغانستان در تاجیکستان و شاعر و پژوهشگر در قلمرو ادب و شعر فارسی دری میهمان برنامه "برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان" در بخش فارسی رادیوی بین المللی فرانسه است. او به پرسش های ما پاسخ میدهد. "عبدالغفور آرزو"، نه تنها سفیر و بالاترین نماینده سیاسی دولت افغانستان در تاجیکستان است، بلکه با اندیشه‌های ناب فرهنگی اش که در قالب های ظریف شعری بیان می گردد، پیام آور عشق، آزادی و دوستی، در این سرزمین می باشد. همچنان که او خود با اشاره به خط "رودکی" می گوید: «این مسئولیت فرهنگی اش به موازات مسئولیت سیاسی اش در واژه "صفیر"( به ص) تبلور می یابد». عبدالغفور آرزو، شاعری را از سال‌های دهه شصت هجری شمسی آغاز می کند. پس از حوادث ماه ثور سال 1978 میلادی و سپس اشغال افغانستان به وسیله نیروهای شوروی سابق، او ناگزیر به ترک وطن گردیده و سال‌های دراز غربت و آوارگی را تاب می آورد. در آن ایام، شعر عبدالغفورآرزو، بازتاب توفان ویرانگری است که با نام جنگ، بر وطنش افغانستان تحمیل گردیده است. زبان شعر او در آن هنگام، نغمه ای انقلابی و سیاسی دارد؛ او «مقاومت» را در برابر نیروهای اشغال‌گر وطنش فریاد میزند: برخیز، هم وطن که وطن در اسارت است،آماج توپ و موشک دیو شرارت است پس از آن، نگرانی و واهمه «آرزو» از انحرافی که در جنگ افغانستان پدید آمده، در شعر "جنگل سبز خدا" تجلی می کند. او این چنین آغاز میکند: از دل کوچه شب همهمه ای می آیدوای بر باور ما، واهمه‌ای می آید   به رغم سال های جنگ افغانستان ، شعرهای چند سال اخیر دکتر آرزو دوباره به سوی «عشق و عرفان» چرخش کرده است.همچنان که در شعر "لبخند خدا" مشاهده میکنیم: من چه می دانممسجع چیست یا مرسلگوش دل از «نفثة المصدور» لبخندِ شما مملوستدر نگاهت «کشف الاسرار» دگر پیداست«روضه‌ی خلدبرینِ» قامتت را می‌ستایم مندر «بهارستان» عشقتسوز دل با «هفت اورنگِ» دگر گل کرداز «گلستان» صفا یک صفحه جانمجانَ جانانم قرائت کنبا سرانگشتان زیبایتورق زن دفتر دل رانام این آشفته شاگردِ شما پیداستکلک خطاطِ ازل با خط نستعلیق بنوشته‌ست *** من نمی‌دانم مسجع چیست یا مرسلشعر منثور نگاهت کرده مسحورمتا فراسوی جنون پر می‌کشم هردممات و مبهوت و غزل آوابا صدای گرم و گیرا می‌کنم انشا:من نمی‌دانم مسجع چیست یا مرسلمی‌دانممی‌دانممی‌دانمبر لبانت واژگان عشق می‌رقصنددر صفایت مستی صبح ازل پیداستدر نگاهت موج لبخندِ خدا جاری‌ست   "عبدالغفور آرزو" در کنار شعر، همچنین نويسنده و محققی است پرتلاش که نوشته‌های فراوانی از او به ويژه در زمينه‌های نقد ادبی به نشر رسيده است که از آن شمارند: "نقد اشعار استاد خليلی"، "بوطيقای بيدل"، "عرفان و ديناميزم تجدد"، "سياه سپيد اندرون در شرح حال و آثار اسماعيل سياه هروی" و... *** دکتر عبدالغفور آرزو- سفیر افغانستان در تاجیکستان و شاعر و پژوهشگر در قلمرو ادب و شعر فارسی دری، میهمان برنامه "برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان" در بخش فارسی رادیوی بین المللی فرانسه است. او در این برنامه، به پرسش های ما پاسخ میدهد. برای شنیدن گفتگوی ما با دکتر عبدالغفور آرزو بر روی فابل صوتی کلیک نمائید.
May 04, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - "ناشران فارسی زبان افغان" در بخش "آثار خارجی" نمایشگاه کتاب تهران
00:09:12
بخش بین‌المللی نمایشگاه کتاب تهران که در هفته دوم اردیبهشت ماه آغاز بکار می کند، پذیرای حضور ناشران افغان است اما غرفه‌های ناشران افغان به رغم چاپ آثارشان به زبان فارسی، در بخش غرفه‌های ناشران خارجی درنظر گرفته شده است. نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، در هفته دوم اردیبشهت ماه آغاز بکار می کند. در بحبوحه تحریم‌های بین المللی علیه ایران و کاهش حضور ناشران بین المللی بدلیل بدهی‌های میلیاردی نمایشگاه کتاب، بخش بین المللی نمایشگاه کتاب تهران با پدیده تازه ای روبروست که همانا حضور ناشران افغان در این رویداد فرهنگی در تهران است. این واقعه فرهنگی، بعبارتي نمايشگاه كتاب تهران، از ٣ سال پیش پذیرای حضور ناشران افغان هست. البته نکته حائز اهمیت این است که ناشران افغان به رغم چاپ و انتشار آثار خود به زبان فارسی، در بخش ناشران خارجی جای گرفتند و در بخش ناشران داخلی ایران و در میان آثار فارسی زبان، مکانی برای حضور آنان در نظر گرفته نشده است. در عین حال، در طی سه سال گذشته ناشران افغان تلاش داشتند تا جدیدترین عناوین منتشر شده در افغانستان را برای معرفی و عرضه به نمایشگاه کتاب تهران برسانند تا دستارودهای خود را به رغم تمامی مشکلات و کمبودهای موجود بر سر راه این صنعت، با همزبانان کشور همسایه، شریک شوند. گرچه ناشران افغان كه با آثار به زبان فارسی در نمايشگاه كتاب تهران حضور می‌يابند از قرار گرفتن غرفه‌هايشان در ميان آثار ناشران غيرفارسی زبان چندان رضايتی ندارند و بيشتر تمايل دارند تا در كنار ناشران ايرانی و فارسی زبان در نمايشگاه كتاب تهران حضور يابند، در عين حال، بختِ حضور در اين واقعه فرهنگی در كشور همسايه و همزبان را از دست نمی دهند و در نمايشگاه كتاب سال ٩٣ تهران همچون ٣ سال گذشته حضور بهم می‌رسانند. به گفته دبير اتحاديه ناشران و كتابفروشان افغانستان، هفت ناشر از افغانستان با ٢ هزار عنوان كتاب در نمايشگاه كتاب سال ٩٣ تهران شركت می‌كنند. از يك سو، زبان مشترك ميان ناشران ايرانی و افغان و از سوي ديگر روند رشد و تحول در نشر آثار آموزشی، تاريخی، ادبی، فلسفی، سیاسی ... طي ١٠ سال گذشته، بسترهاي لازم براي همكاري ميان دست اندركاران حوزه نشر دو كشور ايران و افغانستان را فراهم می آورد. به همين منظور، چندی پيش هيأتی ايرانی در سفر به افغانستان تفاهم نامه همكاري ميان ناشران ايرانی و افغان را منعقد نمود. بر پايه اظهارات دبير اتحاديه ناشران و كتابفروشان افغانستان، در جريان حضور هيأت ناشران افغان در تهران و در حاشيه نمايشگاه كتاب تهران، قرار است تفاهمنامه ديگری به امضا برسد كه تكميل كننده تفاهم نامه منعقد شده در افغانستان است و زمينه را يراي همكاري بيشتر ناشران ايراني و افغان فراهم مي آورد. *** وسیم امیری- مدیر انتشارات امیری، که خود از ناشران شرکت کننده در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران است، در  گفت‌وگو با رادیوی بین المللی فرانسه از دیدگاه‌های ناشران افغان نسبت به حضور در میان ناشران غیرفارسی زبان در نمایشگاه کتاب تهران و میزان استقبال آنان از این رویداد فرهنگی کشور همسایه می گوید. برای شنیدن این گفتگو به فایل صوتی بالا رجوع کنید.
Apr 27, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - ضرورت تدوین فرهنگ لغات مشترک فارسی
00:08:06
در حالی که یک فرهنگ لغات انگلیسی، فرانسوی یا عربی در همۀ کشورهای انگلیسی، فرانسوی یا عرب زبان مشترکاً مورد استفاده قرار می گیرد، در کشورهای فارسی زبان که کنار یکدیگر نیز قرار دارند یک فرهنگ لغات مشترک هنوز در دست نیست و کوشش درخوری نیز در این زمینه صورت نگرفته است. برای مثال، کشورهای فارسی زبان افغانستان، تاجیکستان و ایران که دارای زبان و تاریخ مشترک هستند فرهنگ لغات مشترک ندارند و یا هر کدامشان فرهنگ های جداگانه ای برای خود دارند و تاکنون کوششی نیز برای یکدست کردن گنجینۀ واژگانی شان صورت نپذیرفته است. با این حال، بسیاری از پژوهشگران ایرانی زبان فارسی در مواجهه با زبان فارسی افغانستان به تفاوت هایی پی می برند که در عین حال به منزلۀ نقبی است به گنجینۀ اصطلاحات و واژه هایی که در فارسی قدیم به ویژه در دیوان های شاعران و متون علمی و ادبی و همچنین در افغانستان امروز کاربرد داشته و دارند، هر چند در زبان فارسی ایران از یاد رفته اند. برای نمونه، واژه "مگر" که در ایران به معنای "الا" و "به جز" است در افغانستان به جای "اما" به کار می رود. "گل کردن" که در ایران به معنای "شکفتن " و "شکوفا شدن" است در افغانستان به معنای "خاموش کردن چراغ" به کار می رود و یا "نامه نگاری" که در افغانستان به معنای "خبرنگاری" است نه "نوشتن نامه". یکی از چالش های تدوین فرهنگ لغات مشترک فارسی چگونگی بهره جویی از همین امتیاز بی بدیل است که نوعاً در زبان فارسی افغانستانی نمودار می شود. و یکی دیگر از گنجینه های زبان، فرهنگ و ادب فارسی اشعار و اثار مولانا است و زبان مولانا چنانکه معروف است پیش از هر چیز زبان زادبومش، یعنی زبان خراسانی است و معروف است که بلخ در روزگار مولانا از اهمیت مهم علمی و ادبی بالایی برای خراسان برخوردار بوده است. زیرا، بلخ از جمله مناطقی است که زبان فارسی در آن بالیده و گسترش یافته : نخستین شاهنامه نویسان که نخستین سُرایندگان شعر به زبان فارسی بوده اند از این شهر برخاسته اند و بلخ در روزگار باستان از مراکر مهم آیین زردشتی و محل تلاقی فرهنگ های فارسی، عربی، هندی، چینی و ترکی بوده و شاید در همین تلاقی فرهنگی است که باید منشا فکر مدارا را در اشعار مولانا جست. پرسش این است که عرصه های کار برای پی بردن به غنای این فرهنگ و زبان مشترک که زادگاهش در هر حال مزارشریف امروز است کدام ها هستند؟صالح محمد خلیق، رییس اطلاعات و فرهنگ مزار شریف، به این پرسش و دیگر پرسش ها پاسخ داده است.
Apr 20, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - سحر شیرزاد، کاندیدای انتخابات در هلاند
00:08:16
سحر شیرزاد، یک دختر جوان اهل افغانستان است که در شهر لاهه، در کشور هالند (هلاند)، در لیست حزب کارگر، یکی از کاندیدا ها بود. در حالیکه مردم افغانستان برای برگزاری انتخابات آینده آمادگی میگیرند، سحر شیرزاد، دختر جوان افغانی، محصل حقوق و عضو حزب کاگر در هالند (هلاند)، در انتخابات شهرداری، در شهر لاهه، به عنوان کاندیدا، اشتراک کرد. در برنامۀ امروز گفتگویی با او انجام دادیم و هم در مورد کشور هالند و شرکت او در انتخابات این کشور، و هم در مورد افغانستان و آیندۀ این کشور، با او صحبت کردیم.  سحرشیرزاد میگوید که از چندسال قبل در حزب گارگران هالند فعال شده است و در سازمان جونان این حزب، سحر شیرزاد رئیس شهر دنهاخ (لاهه) و شهر لیدن. او بعد از وارد شدن در حزب کارگران، جوانان را بسیج کرده است و یا عقیده به دموکراسی، در راه همکاری میان پیر و جوان و زن و مرد کار کرده است. سحر شیرزاد که پدرش از کابل و مادرش از هرات است، در سن هفت سالگی به هالند آمده است و  خواسته است از این حقی که همه دارند که میتوانند در احزاب داخل شوند و در کارزار های انتخاباتی سهم بگیرند، استفاده کند. حزب کارگر، حزب چپی هالند است که برندۀ انتخابات گذشته استند و قدرت سیاسی در دست آنان است. از خانم سحر شیرزاد میپرسم که چرا او حزب کارگر را انتخاب کرده است ؟ او میگوید که از نوزده سالگی، زمانیکه وارد دانشگاه حقوق شد، باید احزاب سیاسی کشور هالند را بررسی میکرد. و در آن زمان دید که حزب کارگر، که از جنگ جهانی دوم به بعد بوجود آمده است، بسیار پیشرفت کرده است. این حزب یک حزب سوسیال دموکرات است، بسیار چپی نیست. و از نظر ایدیولوژی، در میان راست و چپ قرار دارد. معمولاٌ در انتخابات شهر داری، مردم برخلاف حکومت بر سر اقتدار رای میدهند و در این انتخابات هالند هم، حزب کارگر رای کمتر از گذشته به دست آورده و از لیستی که در آن سحر شیرزاد، در ردۀ هفدهم قرار داشت، تنها شش نفر انتخاب شدند. در حالیکه در انتخابات قبلی شهر داری آنان ده کرسی را برده بودند. در این مورد سحر شیرزاد میگوید که برای او انتخاب شدن حتمی نبود، بلکه چیزیکه مهم بود، حضور یک زن جوان در این لیست بود. سحر شیرزاد جوانترین عضو این لسیت بود و در نهایت بعد از سی سال، حزب کاگر شهر لاهه را میبازد. کامپاینی که خانم سحر شیرزاد در آن شرکت کرد، بیشتر روی مساوات حقوق میان زن و مرد و پیر و جوان، و همچنان مسئلۀ فقر، متمرکز بود. در هالند هم به دلیل بیکاری، بسیاری از مردم مبتلا به فقر استند کار برای جوانان بسیار کم شده است و در میان جوانان، پنجاه در صد تحصیل کردگان هم بیکار استند. آنان روی اقتصاد و ایجاد فرصت های شغلی بسیار کار کردند، در حالیکه احزاب رقیب، بیشتر در مورد مهاجرت ها و مهاجرین کامپاین کردند. سوال آخر را، از سحر شیرزاد، در مورد افغانستان مطرح کردم. با یاد آوری از حملۀ طالبان و کشته شدن سردار احمد، سخنان محمد حسن جعفری، رئیس حزب رفاه ملی را، که دیروز ضبط کرده بودیم، به خانم سحر میشنوانم که میگوید : «من تاسف میخورم برای آنانیکه داعیۀ اسلامی دارند. آنان چطور میتوانند اطفال بیگناه و ژورنالیست های کشور را بکشند.» خانم سحر شیرزاد با تایید سخنان آقای جعفری میگوید که بلی بسیار درد آور است، که خود او در کشوری است که زنان این حق را دارند که در انتخابات اشتراک کنند ولی در افغانسیتان، آنان زن و مرد و خرد و کلان را میکشند. اصلاٌ به چه دلیل این کار را میکنند؟ او امید واری میکند که دموکراسی بیاید و طالبان این «سوء استفاده» را بس کنند. گفتگو با سحر شیرزاد، محصل حقوق و کاندیدای انتخابات شهرداری در لیست حزب کاگر هلاند
Mar 23, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - روز جهانی زن و زنان افغانستان
00:06:11
دیروز هشتم مارس، روز جهانی زن بود. از این روز در افغانستان هم تجلیل شد ولی به نظر میاید که زنان افغانستان و کشورهای اسلامی بصورت عموم، آنچنان در راه حقوق خود نمی رزمند. زنان در طول قرن‌ها، با مبارزاتی که کردند، حیثیتی را که داشتند تغییر دادند و امروز به عنوان شخصیت مساوی با مردان، لااقل در بسیاری از کشورهای جهان زندگی میکنند. مبارزات زنان و مشکلات آنان در جوامع اسلامی را امروز با خانم لیدا کارمل- عضو سابق شورای همبستگی زنان  افغان در آلمان، در میان گذاشتم. خانم لیدا، بعد از تبریک گفتن این روز و آزادی زنان به همه زنان بخصوص زنان رنج دیدۀ افغانستان، میگوید که مبارزات زنان در قرن های 18 و 19 زمانی آغاز میشود که زنان همراه با مردان وارد کار صنعتی میشوند. در این هنگام زنان و مردان با هم کار میکنند و قانونی برای محافظت آنان وجود ندارد. آنان بیشتر از مردان زیر فشار و استثمار قرار دارند و از قوت آنان استفادۀ غیرعادلانه صورت میگیرد. استثمار و نابرابری و بی عدالتی که زنان در همکاری با مردان، در کار می‌بینند، باعث میشود که بخصوص زنانی که آگاهی بیشتر دارند دست به جنبش میزنند. در آن زمان‌ کلارا زتکین- زن سوسیالیست آلمانی و الکساندرا کانتالیا و زن مبارز روسی، جنبشی بوجود می‌آورند در دفاع از حقوق زنان. این مبارزات که بیشتر از دو قرن طول میکشد، در برگیرندۀ تظاهرات مهم در کشورهای مختلف است. علاوه بر تجدید نظرهای مهمی در قوانین، انتخاب یک روز توسط سازمان ملل بنام روز زن هم یکی از دستاوردهای این مبارزات است. در مورد افغانستان، خانم لیدا میگوید که زن، زمانی متوجه حقوق خود و بی‌عدالتی‌ها میشود که در جامعه وارد کار میشود؛ زنان افغانستان هنوز از این مرحله دور هستند، چون هنوز وارد بازار کار نشده اند. زن هنوز بردۀ خانه است و بردۀ مرد خانه. حالا ما در یک جامعه ای هستیم که بیشتر به عقب رفته است تا به پیش. جامعه امروز به تغیر انسان‌ها نیاز دارد و این حرکت زمانی میتواند موفق باشد که مرد و زن و دیگر نیروهای جامعه با هم همکار باشند. گفتگو با لیدا کارمل- عضو سابق شورای همبستگی زنان افغان در آلمان را از طریق فایل صوتی بالا گوش کنید.
Mar 09, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - نقش اقوام در توسعه دمکراسی در افغانستان
00:10:12
شورای جهانی هزاره، نهادی که می گوید برای فعال ساختن و استفاده از توانایی های فکری، فرهنگی و علمی هزاره های مقیم کشورهای غربی فعالیت می کند، امروز در پاریس سیمیناری را بنام « سیمینار بررسی نقش اقوام در توسعه دموکراسی افغانستان» برگزار کرد. در این سیمینار که بمناسبت نزدهمین سالروز در گذشت عبدالعلی مزاری، یک تن از رهبران جهادی هزاره های افغانستان برگزار شد، شماری از چهره های علمی، فرهنگی و سیاسی از اروپا شرکت داشتند. در گفتگویی با حمزه واعظی، پژوهشگر مسایل اجتماعی در ناروی و از سخنرانان این سیمینار ابتدا پرسیده ام آیا میتوان مقوله های « دمکراسی » و «اقوام » را در کنار هم قرار داد ؟
Mar 02, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - جشن پایان سال غزنی، پایتخت فرهنگی کشورهای اسلامی
00:09:58
امروز شهر غزنی شاهد جشن پرشکوهی بود که اختتامیۀ برنامه های خاص این شهر در طی سال 2013 بود. سال 2013، سالی بود که طی آن، غزنی پایتخت فرهنگی جهان اسلام بود. در سال 2007، کشورهای سازمان کنفرانس اسلامی تصمیم گرفتند که شهر غزنی را برای سال 2013، پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی کنند. افغانستان سالها برای این برنامه آمادگی گرفت و بالاخره در طی سال 2013، مراسمی هم در این شهر برگزار شد. ولی بصورت عموم، اولیای امور، زیاد راضی به نظر نمیایند. مردم از اینکه آقای کرزی در این جشن پایانی حاضر نبود، کله دارند و همچنان، دست آوردهای این سال، گذشته از چند محفل بزرگ، آنچنان ملموس نیست. در بررسی این رویداد، و جمع بندی دست آوردهای آن، امروز گفتگویی انجام دادم با آقای احمد فرید عمری، مسئول رادیو«صدای غزنویان». آقای عمری میگوید که دو دست آورد مهم این سال، یکی این بود که غزنی به عنوان یکی از ولایات درجه اول به حساب آمد و دوم اینکه، قرار شد این جشنواره، هر سال یک بار در این ولایت برگزار شود. در مورد مراسم امروز، با یادآوری از خوشی مردم، آقای عمری از شرکت نکردن آقای کرزی صحبت میکند که نه این بار در جشن پایانی، و نه هم در جشن اول، حضور داشت. در مورد وزرای حکومت هم او گفت که اگرچه تعداد زیادی از آنان در جشن اول اشتراک کرده بودند، ولی در این جشن آخری، سهم گیری آنان بسیار کمتر بود. غزنویان در قرن های بسیار دور حکمرانی داشتند ولی به گفتۀ آقای عمری، اثرات آنزمانها، هنوز هم مشهود است. از جملۀ 400 شاعر مربوط به دوران غزنویان، یا در این شهر زندگی کرده اند و یا هم در آنجا دفن شده اند و تپۀ سلطان، مقبرۀ سلطان محمود، بهلول دانا، همه در غزنی میباشد. علاوه بر آبدات تاریخی دیگر، بندی در این شهر مجود دارد به نام بند سلطان، که از کار بازمانده است. در این مورد آقای عمری میگوید که این اثر مهم قدیمی مورد بازرسی قرار دارد و زمانی وزیر آب و انرژی از آن دیدن کرده، وعده داده بود که آن را باز سازی کند. ولی هنوز این وعده عملی نشده است.
Feb 23, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - نگاهی به اولین مناظره های انتخاباتی در افغانستان
00:09:41
به نظر می رسد در مبارزات انتخابات ریاست جمهوری افغانستان که کمتر از دو هفته پیش آغاز شده و تا ١٤ حمل/ فروردین ١٣٩٣ ادامه خواهد یافت، برگزاری مناظره های انتخاباتی میان کاندیداها، از همان روزهای اول جای مهمی را در رسانه های تصویری اشغال کرده است. تنها دو روز بعد از آغاز مبارزات، روز ١۵ دلو/ بهمن اولین مناظره انتخاباتی میان ۵ کاندید از میان ١١ کاندید این انتخابات، در تلویزیون خصوصی "طلوع" برگزار شد. در این مناظره عبدالله عبدالله، اشرف غنی احمدزی، قیوم کرزی، رحیم وردک و زلمی رسول دیدگاههای خود درباره امنیت و سیاست داخلی افغانستان را بیان کردند. بدنبال این دو مناظره، روز ١٩ دلو، تلویزیون خصوصی "یک" هم میزبان اولین مناظره انتخاباتی این شبکه با شرکت عبدالله عبدالله، اشرف غنی احمدزی و قیوم کرزی بود. بغیر از این مناظره ها ، رادیو ها، روزنامه ها و تلویزیون های افغانستان گفتگوهای گروهی و انفرادی دیگری را هم با شماری از کاندیداها و یا معاونان اول و دوم آنها منتشر کرده اند اما تا کنون در هیچیک از این مناظره ها یا گفتگوهای رسانه ای، یازده کاندید انتخابات ریاست جمهوری جمعا حضور نیافته اند. از نظرات و دیدگاههای منتشر شده در باره این مناظره ها در شبکه های اجتماعی چنین بر می آید که کاندیداها در توضیح برنامه های مورد نظر خود نتوانسته اند قناعت مخاطبان خود را فراهم کنند. در گفتگویی با محمد علی رضوانی، سخنگوی اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان، نگاهی به چگونگی برگزاری این مناظره های انتخاباتی انداخته ایم.
Feb 16, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - پشتونوالی و درک مخالفت آقای کرزی با امضای پیمان با امریکا
00:07:28
در صحبت های آقای کرزی در رد امضای قرارداد نظامی با ایالات متحده، تناقضی وجود دارد که در حالیکه خود آقای کرزی به کمک همین نیروهای غربی به قدرت رسید، حالا که حضور آنان شکل قانونی پیدا میکند، با آن مخالفت دارد. برای درک این موضوع، شاید اصول پشتونوالی بتواند به ما کمک کند. آقای کرزی زمانیکه به قدرت رسید، از خارج آمده بود ولی امروز، بعد از گذشت سالها، او با مردم خود در تماس است و میخواهد از مردم نمایندگی کند. این سخنان را خانم رونا، میگوید، که در برنامۀ امروز، مهمان ما بود. از خانم رونا میپرسم که اصلاٌ پشتونوالی چه است؟ آیا همان موازین اخلاقی و انسانی است که در میان مردمان غیر پشتون هم وجود دارد، یا اینکه چیز های خاص و مختص به پشتون ها است؟ خانم رونا میگوید که اساسات پشتونوالی همان گپ های است که در میان مردمان دیگر افغانستان هم وجود دارد. غیرت، عزت، ننگ و ناموس، از آنجمله است. ولی در میان پشتون ها این مسایل به شدت مطرح است و به کودکان از سنین خرد، این مسایل تعلیم داده میشود. در جنگ فعلی، بمباران ها و ظلم نیروهای خارجی بیشتر در برابر پشتون ها است و امروز آقای کرزی از این موضوع آگاه شده است و به همین خاطر برایش مشکل است که پیمان امنیتی را با امریکا امضا کند. موضوع دیگری که در میان پشتون ها مطرح است آیندۀ مملکت است. امروز اقوام دیگر افغانستان، از افغان بودن خود سر باز میزنند، به همین ترتیب پشتون ها از متلاشی شدن مملکت در تشویش استند و بیم تجزیۀ افغانستان را دارند. گفتگو با خانم رونا، ساکن آلمان
Jan 26, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - از حسن صباح تا طالبان، پیشینۀ فرهنگ انتحاری
00:09:35
اگرچه خودکشی در فرهنگ ها هیچ وقتی در بالای ارزش های اجتماعی قرار نگرفته است، ولی با آنهم در مواردی از تاریخ، گروه ها ی وجود داشته است که از زندگی و مرگ اعضای خود، در جنگ، استفادۀ ابزاری میکردند. یکی از این موارد، گروهی به نام حشیشیان است، که در زمان های دور در تاریخ اسلام، به رهبری حسن صباح ایحاد شده بود. این گروه با استفاده از مواد مخدر و تلقین به اعضای خود، آنان را برای مرگ آماده میکردند و به این ترتیب از آنان حربۀ نظامی میساختند. ولی در ادبیات و فرهنگ ما بر عکس، صحبت از عیاری و جوانمردی است که نه تنها احترام به زندگی هر انسان را واجب میداند بلکه در آن، مسایل خاصی در رابطه با دشمن هم مطرح است. این مسایل را امروز با آقای سجاد ظفر در میان گذاشتم. آقای ظفر میگوید که قضاوت در مورد این گروه تاریخی، که به نام «باطنی» ها یاد میشدند، شاید نادرست باشد. آنان انگیزه های داشتند که بر اساس آن، هدف را برتر از وسیله میدانستند، یعنی، کشتن دشمنان، با جانفشانی قاتل. انگیزۀ سیاسی این گروه، اشغالگری و فساد روز افزون خلفای عباسی در سرزمین های عجم بود و آنان رده های مختلف داشتند. برای اعضای پایینی گفته میشد که قران، علاوه بر معانی سطحی، معانی عمیق و نهفته هم دارد که همگی به آن دسترسی ندارند. آنان دست به کشتار دشمنان میزدند و اگرچه در این کشتار، خود حمله کننده هم کشته میشد، ولی با آنهم اسم آن انتحار و تروریسم نبود. حملات جاپانی های که در جنگ دوم جهانی با کشتن خود، به نیروهای دشمن آسیب میرساندند، هم با حملات گروه باطنی، شباهت دارد. ولی از زمان حسن صباح تا کامیکاز های جاپانی، همیشه توجه این اشخاص بر این بود، که مردم بیگناه کشته نشوند. ولی امروز، کشتن انسان های بیگناه هم، وارد طرز عمل تروریستان شده است. در حالیکه این کار، در هیچ قاموس و در هیچ فرهنگ  در هیچ عقیده ای، قابل توجیه نیست. با یاد آوری از این که حملۀ دو روز قبل طالبان، در قلب دشمن آنان، که باعث کشته شدن اشخاص مهم سازمان ملل شد، میتواند از نظر منطق جنگ، درست و موفقانه باشد، ولی در عین زمان، کله بریدن های که منسوب به طالبان است و فیلم های از آن برای ارعاب مردم پخش میشود، با این منطق نزدیکی ندارد، لز آقای سجاد ظفر میپرسم که آیا طالبان یک گروه واحد است، یا اینکه گروه های مختلفی وجود دارد که دست به انواع مختلف جنگ میزنند؟ و در نهایت منطق این کله بریدن ها چیست؟ داخل شدن در جنگ، به گفتۀ آقای ظفر انگیزه میخواهد، ولی هر انگیزۀ که باشد، نقطۀ مشترک میان جنگندگان، احترام به انسان است. زمانیکه این احترام از بین میروز، جنگ بی منطق میشود و در نتیجه، علاوه بر جنگ و صلح، تفکیک دیگری وجود دارد میان جنگ منطقی و جنگ بی منطق. جنگ بی منطق، یا جنگ بدون قانون جنگ، وحشت است. گفتگو با سجاد ظفر
Jan 19, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - تیم ملی فوتبال افغانستان نامزد جایزه فوتبال جوانمردانه فیفا
00:08:22
فدراسیون فوتبال افغانستان اعلام کرده است تیم ملی فوتبال افغانستان از سوی فدراسیون بین المللی فوتبال (فیفا) نامزد فوتبال جوانمردانه جهان در سال ٢٠١٣ شده است. قرار است مراسم انتخاب تیم برنده این مقام و مراسم بهترین های فوتبال جهان در سال گذشته، فردا دوشنبه در سویس برگزار گردد. در این مراسم ٢٠٩ کشور عضو فیفا شرکت خواهند کرد. نامزدی تیم ملی فوتبال افغانستان برای فوتبال جوانمردانه جهان در حالی اعلام شده که اوایل این هفته، منصور فقیریار، دروازه بان تیم ملی فوتبال افغانستان بهترین چهره ورزشی شمال آلمان انتخاب شد. منصور فقیریار، که بغیر از تیم ملی فتبال افغانستان در تیم باشگاه اولدنبورگ آلمان نیز بازی می کند در جریان یک نظر خواهی از سوی سایت "ان . د. آر " با کسب پانزده هزار رای از رقبای خود پیشی گرفت. وی در سال گذشته همراه با تیم ملی فوتبال افغانستان در بازیهای قهرمانی جنوب آسیا در بازی نهایی در برابر هند به مقام قهرمانی دست یافت.
Jan 12, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - حذف آثار منتقدان حکومت ایران در نمایشگاه کتاب کابل
00:05:43
در نمایشگاه کتابی که به تازگی از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران در کابل برگزار شد، از عرضه آثار منتقدان حکومت ایران جلوگیری به عمل آمد و در عوض کتاب هایی درباره "ولایت فقیه" عرضه شد. طی سال‌های اخیر، آثار روشنفکران ایرانی منتقد جمهوری اسلامی در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران نیز ممنوع شده است. نمایشگاه کتاب و محصولات فرهنگی ایران از یکشنبه یکم جدی (دی ماه) در کابل برگزار شد و تا چند روز پیش ادامه داشت. در مراسم افتتاحیه این نمایشگاه، سید مخدوم رهین- وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان و محمد ناصر جهانشاهی- رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کابل حضور داشتند. در این نمایشگاه۲۰ هزار عنوان کتاب از سوی ۱۲۰ ناشر ایرانی عرضه شد، اما صدیق‌الله توحیدی- روزنامه‌نگار در افغانستان در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه می‌گوید که دولت ایران در بخش فلسفه و علوم انسانی کتاب‌هایی را که در راستای سیاست‌های خود بود به کابل آورده بود. وی اضافه می کند که در این نمایشگاه از عرضه برخی از آثار منتقدان حکومت ایران نظیر "عبدالکریم سروش" و "محمد مجتهد شبستری" جلوگیری شد. حذف برخی کتاب‌ها در نمایشگاه ایران در کابل، درحالی است که طی سال‌های اخیر کتاب‌های متعددی از نمایشگاه سالانه کتاب تهران حذف و از حضور ناشران منتقد نیز در این نمایشگاه جلوگیری می‌شود.
Jan 05, 2014
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - هندوان افغانستان و حق حضور در پارلمان
00:07:39
پارلمان جمهوری اسلامی افغانستان، طی یک رای گیری، کرسی اختصاصی هندوباوران افغانستان را منتفی اعلان کرده است و به این ترتیب حق حضور اقلیت هندو و سیک در این نهاد را، از آنان گرفته است. بعد از نابسامانی های فراوان، که به اقلیت ها، بیشتر از دیگران آسیب میرساند، چندی قبل، بر اساس یک فرمان تقنینی آقای کرزی، اقلیت های هندو سیک افغانستان، دارای یک کرسی اختصاصی در پالمان این کشور شدند. ولی پارلمان این موضوع را رد کرده بود و با ر دیگر، در نشست روز شنبه، فرمان حامد کرزی، توسط پارلمان، با اکثریت آرا، رد شد. در برنامۀ امروز، در گفتگویی با آقای ایشوار داس، مسئول سایت کابل ناته و یکی از صاحب نظران هندوباوران افغانستان، دلایل ضرورت این نمایندگی را بررسی میکنیم. آقای ایشور داس، از پس منظر این کرسی آغاز میکند، که در سالهای قبل، پژوهشاتی در این مورد شده است و به درخواست «کانون فرهنگی آسمایی» تعدادی از صاحب نظران در این مورد چیز های نوشته اند. چیزیکه آقای ایشور داس در این رساله نوشته بود، این بود که هندوان افغانستان باید یک حوزۀ خاص رای دهی داشته باشند، که در آن، یک کرسی اختصاصی آنان به رای گیری گذاشته شود. جامعۀ مدنی بالاخره با به راه انداختن تظاهراتن حکومت را مجبور ساخت تا این مسئله را عملی کند. به این ترتیب، بعد از یازده سال حکومت آقای کرزی، جامعۀ افغانستان حاضر شد یک تن را به نمایندگی از هندوباوران را در پارلمان بپذیرد و با این پذیرش، به واقعیت های تلخ این گروه پی ببرد. رد کردن فرمان تقنینی رئیس حمهور، از طرف پارلمان، به گفتۀ آقای ایشوار داس مشکل حقوق هم دارد. چون فرمان تقنینی، حیثیت قانون را دارد و هیچ نهادی نمیتواند آنرا منتفی اعلان کند. در مورد اقلیت های هندو و سیک، آقای ایشولر داس این را مشخص میسازد که ایت اقلیت مذهبی، با اقلیت های دیگر فرق میکند. مثلاٌ مردم فرقۀ اسماعلیه که آنان هم به عنوان یک اقلیت دینی یاد میشوند، مشترکاتی با دیکر شیعیان دارند و در بعضی موارد، شیعیان میتوانند از آنان نمایندگی کنند. یعنی مشکلات آنان پوشیده نمیمانند. در حالیکه بدون حضور خود هندوان، کس دیگری نمیتواند مشکلات خاص آنان را مطرح کند. بجز از خود آنان، کس دیگری نمیداند که آنان چه مشکلاتی در ساحات مختلف دارند. مشکلات آنان در مورد به آتش سپاری مرده ها چیست، مشکلات آنان در ساحۀ معارف و آموزش و پرورش چیست و همچنان در ساحۀ کار و ساحات دیگر. در شرح اصل کرسی اختصاصی، دلایل آقای ایشور داس این است که اگر در محلات هندو نشین، که شهر کهنه و کارته پروان و بعضی نواحی دیگر را در بر میگیرد، هندو ها هم خود را کاندید کنند، به دلیل زیاد بودن تعداد مسلمانان، هیچ کدام آنان شانس موفقیت ندارند. پس راه حل این است که هندوان در یک حوزۀ اختصاصی رای گیری کنند که در آن، یک نماینده از میان خود آنان، توسط خود آنان انتخاب شود. و اما در مورد تبعیض بصورت عموم، با یاد آوری این که هندوان بیگانه نیستند، بلکه اهالی بومی این سرزمین میباشند، آقای ایشوار داس روی این تاکید میکند که در معاملات برای تقسیمات پست ها، اقوام مختلف افغانستان هندوان را فراموش میکنند و در ادارات حکومتی، حتی کار های پایین رتبه هم به آنان داده نمیشود. در حالیکه هندوان، جزئی از تایخ و حتی، زیربنای تاریخ این کشور استند. گفتگو با ایشور داس، مسئول سایت کابل ناته
Dec 15, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - کنفرانسی در هالند در مورد خشونت علیه زنان
00:10:13
در آخر ماه گذشته، در کشور هالند، در مورد زنان افغانستان مجلسی بود، زیر عنوان «خشونت و تعریف اجتماع از آن». علاوه بر «همایش اروپایی زنان افغانستان»، «شورای سراسری زنان افغان در هالند»، و «اتحادیهء انجمن های افغان در هالند»، تعداد زیادی از افغانها، هالندی ها و اروپایی های دیگر در آن سهم گرفتند. در برنامهء این هفته خانم صالحه وهاب واصل و خانم نیلاب سلام، که از سخنوران این مجلس بودند، مهمان ما استند. از ایشان میپرسم که این مجلس چه بود، و در آن چه گفته شد ؟ آیا خشونت اندازه گیری شد؟ آیا خشونت تعریف شد؟ آیا مشخصاً تنها در مورد زنان افغانستان بود؟ یا عمومی تر بود؟ خانم وهاب واصل، میگوید که این بار سوم است که آنان این گونه کنفرانس ها را بر علیه خشونت با زنان و خشونت درکل، در شهر های مختلف هالند برگزار میکنند. بار اول در مورد خشونت زنان، در افغانستان و در اروپا بود. در کنفرانس دوم در مورد راه های برون رفت از خشونت صحبت شد. و این بار آخر، خشونت از نظر اجتماع باید تعریف میشد. در عین زمان صحبت تنها از زنان نبود. خشونت بر ضد جوانان، کهن سالان هم مورد بررسی قرار گرفت و خشونت های نامرئی، یعنی معنوی هم در این گردهم آیی ها، مطرح بحث بود. سوال اصلی را با هر دو مهمان در میان میگذارم، که ریشه های خشونت در افغانستان، بر ضد زنان، در کجاست؟ آیا در اسلام است؟ آیا در سنت است؟ آیا در عقب ماندگی اجتماعیست؟ یا اینکه، چون این مجلس در اروپا برگزار شد و در میان اروپایی ها هم خشونت علیه زنان وجود دارد، اصلاً ریشه های این مسئله را میشود در ذات مرد جستجو کرد؟خانم نیلاب سلام میگوید، خشونت ابعاد گسترده دارد. و کنفرانس توانست به ابعاد مختلف آن بپردازد. کارشناسان پدیدهء خشونت را چنین تعریف کرده اند که، هر کنشی که، به منظور قرار دادن دیگری یا دیگران در وضعیت یا موقعیت خلاف خواست آنان به آسیب روانی و فیزیکی منتج شود، بی اعتنا که در خفا یا آشکارا صورت میگیرد، خشونت نامیده میشود. در میان ابعاد مختلف خشونت، خانم نیلاب سلام میگوید که به ابعاد روانی آن بیشتر توجه دارد، چون خشونت در اصل ذاتی است و هر انسان در خود، خشونت دارد. فروید زیگموند، روانشناس آلمانی تشریح میکند که در انسان یک غریضه است به نام غریضهء مرگ، و در برابر آن یک غریضهء دیگر است، به نام غریضهء زندگی. و تمامی رفتار های انسان، در حقیقت بازی دوگانهء همین دو غریضه میباشد. خانم نیلاب سلام اضافه میکند که هر انسان در خود خشونت را دارد، ولی از نظر جسمی زنان ضعیف تر استند و در اینجا، مسایل سنتی یک نقش بزرگی را بازی میکنند. در افغانستان و کشور های همسان، همیشه بر برتر بودن مردان صحه گذاشته میشود و آنان به همین شکل پرورش میابند. بعد از آن مسایل اقتصادی هم در این شکل گیری های شخصیت ها، موثر میایند. زنان باید وابسته به مرد خود باشند. آیا خشونت باید از بین برود یا اینکه مهار شود، و چرا در افغانستان به از بین میرود و نه مهار میشود؟ در جواب به این سوال خانم صالحه وهاب واصل میگوید، مهار ساختن خشونت کار ساده نیست و در ضمن کار فردی نیست بلکه کار گروهی است. فعلاً در افغانستان سطح دانش زنان و مردان در سطح پایین قرار دارد. بعد از بررسی انواع مختلف خشونت در افغانستان، خانم وهاب واصل میگوید در اول باید سطح آگاهی مردان بلند برود، تا به این ترتیب آنان اجازه بدهند که زنان هم آگاهی بیابند. تا آنکه خانم ها بتوانند به خود اعتماد پیدا کنند و روی پای خود بایستند. او اضافه میکند که در این مورد دولت هم نقش مهمی دارد. تا زمانیکه زنان پشتیبانی دولت را ندارند، دست آنان بسته است. و مشکل دیگر مذهب است. امروز دین و مذهب و دولت و سیاست همه با هم قاطی شده اند. تا جاییکه هیچ نمیفهمیم که کدامش مذهب است و کدام یکی کلتور است و کدام یک سیاست است. تا که ما سیاست و فرهنگ را از مذهب جدا نسازیم، حتی مهار ساختن این خشونت ها هم، مشکل به نظر میرسد.
Dec 09, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - رویکرد فلسفی در شعر معاصر ایران و افغانستان
00:09:18
در ادامه برنامه های گفت وگو درباره « رویکرد به فلسفه و تفکر فلسفی در افغانستان» این هفته رویکرد فلسفی به شعر و ادبیات افغانستان را با مجیب مهرداد، شاعر و نویسنده جوان افغانستان بررسی کرده ایم. باید تذکر بدهم که متاسفانه این سلسله گفت وگوها، با عجله تمام و بدون هماهنگی قبلی، تقریبا فی البدیهه، انجام شده و به همین دلیل کمی و کاستی هایی دارد که ما پیشاپیش، از شنوندگان و خوانندگان خوب ما عذرخواهی می کنیم.  آقای مجیب مهرداد، آیا میتوانید توضیح بدهید که شعر و ادبیات امروز افغانستان، چه رویکردی به فلسفه و تفکر فلسفی دارد ؟م.م : رویکرد به فلسفه در افغانستان پیشینه درازی ندارد و فقط گاهگاهی بعضی از چهره های فرهنگی رویکردی به فلسفه داشته اند اما این رویکرد در کارهای آنان ارزش قطعی نداشته است. کسانی مثلا کسانی شاعر، نویسنده و محقق بوده اند و در درجه دوم به فلسفه پرداخته اندو به همین علت، ما در افغانستان رویکرد جدی به فلسفه نداشته ایم در حدی که کسانی بصورت اختصاصی، به فلسفه بپردازند، مطالعات فلسفی داشته باشند و یا پژوهش هایی در زمینه فلسفه داشته باشند.بگونه مثال، در دهه های٤٠ ما با چهره هایی مثل صلاح الدین سلجوقی روبرو هستیم. وی همانگونه که به علامه معروف شده است در واقع کسی بود که اطلاعات دائرةالمعارفی داشت، هم رویکردی به عرفان اسلامی داشت، به زبان های عربی و انگلیسی مسلط بود و از این طریق، با ادبیات یونان و روم باستان نیز آشنایی پیدا کرده بود و درباره ادبیات اروپا نیز چیزهایی میدانست اما در همین حال رویکردی هم به فلسفه عصر خود دارد.مثلا در آن زمان تازه فلسفه اگزیستانسیالیستی رواج و هواخوانی دارد و ما از نوشته های سلجوقی میدانیم که وی اگزیستانسیالیست هایی مثل ژان پل سارتر یا که یر که گارد را می شناخته. با آنهم رویکرد سلجوقی به این مسایل فلسفی خیلی عمیق نیست و وقتی از سارتر یاد می کند، ما اشراف جدی بر فلسه سارتر را در نوشته های  او نمی بینیم. سلجوقی مثلا اشاره هایی به هایدگر هم دارد. می گویند پسانترها، اسد آسمایی کارهایی داشته در زمینه فلسفه اما ( بیرون از این ها) رویکرد جدی به فلسفه تا دهه های هشتاد ( خورشیدی) وجود نداشته است.در دهه هشتاد نسل جدیدی بوجود آمد که جدی تر به فلسفه پرداخته است، چه آنانی که شاعر و نویسنده بودند و چه آنانی که در حوزه علوم اجتماعی و انسانی کار می کردند. جوانانی که در دهه هشتاد وارد عرصه شدند جدید تر و اختصاصی تر به فلسفه پرداختند. خوشبختانه این باعث شده که درکی از فلسفه در افغانستان شکل بگیرد که ما تاثیران آن را روی حوزه های دیگر می بینیم. تصوری وجود دارد مبنی بر اینکه شعر جایی است که در آن تفکرات فلسفی جایگاهی خاصی دارد. شما بعنوان شاعر، چقدر با این طرز دید موافق هستید و در شعرهای خودتان چقدر به تفکر فلسفی پرداخته اید ؟ م.م : در افغانستان در دوره حزب دمکراتیک خلق شاعران رویکردی به فلسفه مارکسیستی داشتند که ما کم کم نمونه های آن را در شعرهای واصف باختری، عبدالله نایبی و شاعران مطرح آن زمان می بینیم ولی در این رویکرد هم بیشتر بار اجتماعی فلسفه مارکسیستی در شعر و ادبیات مطرح بوده تا اینکه مثلا فلسفه دیالکتیک مارکس یا مسایل مربوط به آن در این شهر ها بازتاب یافته باشد.البته رویکرد جوانان دهه هشتاد، در عرصه شعر و ادبیات، به فلسفه جدی تر بوده. البته پیشتر ما واصف باختری را داریم که رویکرد جدی تر به فلسفه داشته اما تاثیر آن را در شعر باختری کمتر می بینیم. شعر واصف باختری بیشتر شعر اجتماعی– سیاسی است.در نسل ما اما، ما تاثیر فلسفه پساساختار گرایی فرانسه را در جریان آوانگارد شعر افغانستان می بینیم. البته این جریان بیشتر از ایران به افغانستان آمده. یعنی فلسفه ساختارگرا و پسا ساختار گرا ابتدا تاثیرگذاشته روی شعر دهه هفتاد ایران ونوعی شعر که بیشتر تکیه دارد بر ارزشهای زبانی تا صور خیالی که در دهه چهل رایج بود و از آن جا به افغانستان هم رسید. بعضی شاعران به پیروی از فلسفه فرمالیستی یا ساختارگرایی، یا فلسفه شالوده شکنی- بویژه شالوده شکنی ژاک دریدا- شعرهایی را سرودند که بر اساس قرائت آنان از فلسفه پساساختار گرایی فرانسه بود : یعنی شعری که از قطعیت می گریزد و طرفدار مراکز چندگانه در درون شعر است و یا از ساختار فرار می کند.این ها چیزهایی بود که در اثر خوانش جدید فلسفه پساساختار گرایی فرانسه در ایران بوجود آمد و بعدتر به افغانستان هم رسید و البته من خودم تجربه هایی در این زمینه داشته ام. یعنی شعرهایی که ضد قطعیت و ضد ساختار هستند.اگر مشخصتر صحبت کنیم وقتی که شالوده ساختار کلمه به هم می ریزد این گرایشی است که از شالوده شکنی دریدا بیرون آمده، یعنی فلسفه ای که بازی می کند با ساختار نحوی و صرفی شعر.این تجربه، یک تجربه عام است. مثلا در مجموعه " جنازه در دهان "  از مسعود حسن زاده در افغانستان، یا چهره هایی دیگر مثل احمد موسوی، نقیب آروین (کمتر)، در کابل جواد خسرو و یا وحید بکتاش. ما این تجربه های زبانی را داشتیم، تجربه هایی که ما در آن طرفدار یک ساختار نامتمرکز در شعر بودیم. یعنی شعرهایی که چند محور دارند، چند مرکز دارند. یا شعر های چند صدایی یا شعرهایی که در آن بازی های زبانی شده و ساختار کلمات درهم ریخته، ساختار جمله در سطح کلمه یا ساختار نحوی بهم ریخته. همه این تجربه ها بخاطر آن است که ما فضاهای معنایی جدید یا زمینه هایی را برای خوانش های متعدد در متن بوجود بیاوریم.آیا میتوانیم بگوییم در این رویکرد فلسفی به شعر از سوی شاعران و نویسندگان افغان- شاعران جوان البته- با زبان، بعنوان موضوع فلسفه برخورد صورت می گیرد ؟م.م : دقیقا، چنین است. ببینید، ادبیاتی که در دهه هشتاد به ایران رسید با چهره هایی مثل علی عبدالرضایی، مهرداد صلاح، زیبا کرباسی یا پگاه احمدی، در واقع آنها بر زبان تکیه داشتند. یعنی آنان یک نوع شعر زبانی را خلق کردند که تاثیر می پذیرد از فلسف پساساختار گرای فرانسه که در آن عدم قاطعیت معنی، خوانش های چندگانه متنف بینامتنیت و شالوده شکنی مطرح است. یعنی تحت تاثیر فلسفه فرانسوی ادبیات و شعر فارسی متحول شد و تاثیر آن به افغانستان هم رسید. کتابهایی از بارت، فوکو، دریدا و دلوز از طریق ترجمه های ایرانی در افغانستان خوانده شده اند.  در این زمینه ما حتی نوشته هایی هم داشتیم که متاثر بودند از فلسفه ونظریه های ادبی فلسفه پساساختار گرایی. در این زمینه خوشبختانه نمونه ای داریم و آن کتابی است از داکتر یعقوب یسنا که خوانشی است از همین فلسفه زبانی.
Dec 01, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - روز جهانی فلسفه و رویکرد به تفکر فلسفی در افغانستان
00:09:48
پنجشنبه ٢١ نوامبر برابر بود با روز جهانی فلسفه و به همین مناسبت سازمان یونسکو در پاریس با برگزاری همایش های پژوهشی از این روز تجلیل می کند. در حوزه جغرافیایی و تمدنی که افغانستان امروز بدان تعلق دارد، فلسفه از تاریخ و قدامت طولانی برخوردار بوده و بخشی از متفکران بزرگ فلسفه اسلامی و پیش از آن، در این سرزمین زیسته اند اما به نظر میرسد که در دوره های معاصرتر تاریخ افغانستان، مطالعات و تفکر فلسفی مجال کمتری برای ظهور یافته اند. در گفتگویی با محمد جواد سلطانی، استاد جامعه شناسی در کابل از او پرسیده ام رویکرد به فلسفه و تفکر فلسفی در افغانستان امروز چگونه است ؟ آقای سلطانی در پاسخ به این پرسش می گوید بغیر از همان دوران ابتدایی و طلایی تفکر فلسفی که به « مکتب بلخ » معروف است، متاسفانه در هیچ دوره ای دیگری، از جمله تاریخ معاصر افغانستان، چیزی بنام تفکر فلسفی و یا « فلسفه» بمعنای متعارف کلمه وجود ندارد.  گفتگو با محمد جواد سلطانی را در فایل شنیداری بالا بشنوید.
Nov 21, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - پخش کناب جدید در مورد حقوق پناهندگان
00:08:56
کتاب جدیدی زیر عنوان "حمایت بین المللی حقوق پناهندگان" به زبان فارسی، نوشتۀ خانم "شفیقه حقانی"، امسال در فرانسه نشر شد. در این کتاب اساسات حقوقی پدیدۀ پناه‌جویی تشریح شده است. خانم "شفیقه حقانی" که از جمله کادرهای شعبۀ حقوقی ادارۀ پناهندگی فرانسه است، این کتاب را توسط انتشارات "بامیان" به نشر رسانیده است. افغانستان، در ساحۀ پناهندگی و پناهجویی، یکی از مهمترین کشورهای دنیا است و نظر به نفوس مملکت، تعداد آوارگان این کشور بیشتر از هر کشور دیگر دنیا میباشد. برنامۀ امروز ما معرفی این کتاب است و در گفتگویی با خانم شفیقه حقانی، از محتویات آن میپرسم؟ خانم حقانی میگوید، این کتاب که در ماه آوریل سال جاری به نشر رسید، حاصل تجارب شخصی و مسلکی او در دفتر حقوقی "اف پرا" (دفتر فرانسوی حمایت از پناهندگان و بی وطنان) و همچنان تحقیقات او در منابع مختلف میباشد. از خانم جقانی در مورد وظایف این اداره میپرسم؟ او میگوید که این دفتر به کمک‌های احتماعی نمیپردازد؛ کمک‌های اجتماعی مربوط به دفاتر دیگر میشود. کار این دفتر تنها بررسی وضعیت پناهجویان و تصمیم قبولی یا رد کردن آنان است. این دفتر در گذشته مربوط وزارت امور خارجه بود، ولی فعلاٌ به وزارت داخله (کشور) مرتبت است. محتوای اصلی کتاب، حقوق پناهجویان در دنیا است و اینکه چگونه این حقوق عملی میشود. کتاب با پیشگفتاری از آقای روان فرهادی آغاز میشود و در مقدمۀ آن، تاریخ و خصوصیات حق پناهندگی آمده است. متعاقب آن در دو فصل، قوانین و سازمان‌هایی که در این ساحه فعال هستند، تشریح شده است. پناهجویی یک حق است و این حق به رسمیت شناخته شده است؛ ولی حکومت ها مستلزم عملی کردن این حق نیستند، یعنی هر انسانی حق دارد در صورت لزوم کشورش را ترک کند و به کشورهای دیگر پناهنده شود، ولی کشورهای میزبان مجبور به قبول این درخواست نیستند و تنها میتوانند آنرا در صورتی که قوانین خود آنان ایجاب کند بپذیرند. با یاد آوری از قانون "شنگن"، از خانم حقانی میپرسم که آیا پناهجویان مجبور هستند در اولین کشور عضو پیمان "شنگن" که وارد میشوند درخواست پناهندگی کنند؟   خانم حقانی میگوید که "شنگن" در مورد پناهندگی کدام رل مهم ندارد. این قرارداد برای این است که سرحدات داخلی اروپا را ازبین ببرد و سرحدات خارجی آن را تحکیم ببخشد. برعکس، در این اواخر در قسمت حقوق پناهجویان در اروپا پیشرفت شده است. قانون "ژنو"، تنها موارد خاصی را پیش بینی کرده بود، ولی در این اواخر هرنوع اذیت و شکنجه ای که مردم از آن شکایت داشته باشند میتواند باعث پناهندگی شخص شود. در مورد پناهندگی افغان‌ها در فرانسه، خانم شفیقه حقانی میگوید که تعداد آنان بسیار کم است. بطور مثال، در سال 2012 در میان سه کشور آسیایی، ایران، افغانستان و پاکستان، فرانسه حدود ١٥٠٠ پناهجوی پاکستانی، حدود٢٠٠ پناهجوی ایرانی و تنها ٦٠٠ پناهجوی افغان را قبول کرده است. به دلیل قلت تعداد آنان، میشود گفت که پذیرایی از آنان خوب است و در صورتی که مورد قبول قرار نگیرند، میتوانند به مراجع قضائی مراجعه کنند و در نهایت اگر نتوانستند پناهنده شوند، میتوانند درخواست نوع دیگری از اقامت را بکنند.   برای شنیدن گفتگوی ما با شفیقه حقانی- حقوقدان و نویسنده کتاب "حمایت بین المللی حقوق پناهندگان"،  به فایل صوتی رجوع کنید.
Nov 17, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - "حج"
00:08:30
امسال ٢٥ هزار تن، از افغانستان به حج رفته بودند و برگشت حاجی‌ها آغاز شده است. دیشب اولین هواپیمای حامل حاجیان به کابل رسید. در میان کسانیکه حج رفته اند، بیشتر، زورمندان، قوماندان‌های قدیم، بزرگمردان حکومتی، مشایخ و مشر و ارباب، همه برای این به حج میروند که درخواست بخشش برای گناهان خود بکنند. حج، مراسم حج و نقش آن در جامعۀ افغانستان، موضوع گفتگوی ماست با آقایان مهدی‌زاده کابلی و عبدالکبیر وطندار. آقای کابلی، نویسنده و دایره المعارف نویس است و آقای وطندار، مفسر مسایل سیاسی و ساکن شهر مکه میباشد. آقای وطندار، در مورد مراسم امسال میگوید: با وجودی که تعداد حاجی ها، نسبت به سال‌های قبل و به دایل بناهای ساختمانی که قرار است در اطراف کعبه آباد شود، سی تا چهل در صد کمتر از سال‌های گذشته بود، ولی طبق معمول حجاج از گوشه و کنار دنیا به مکه تشریف آوردند و مراسم را انجام دادند. آقای مهدی‌زاده، در مورد ریشه های حج میگوید: حج که یکی از ارکان اسلام است، در قرآن به عنوان یکی از شعایر الله شناخته شده است، ولی بر اساس احادیث اسلامی و همچنان بر اساس تاریخ، حج مراسمی بوده است که قبل از اسلام وجود داشته و منسوب به حضرت ابراهیم است؛ ولی در کتاب‌های یهودی که مقدم تر از قرآن است، اثری از ارتباط میان حج و حضرت ابراهیم نیامده است. از آقای وطندار، از فضیلت حج میپرسم؟ با یاد آوری اینکه بزرگان جهادی در گذشته برای رسیدن به وحدت با هم حج میرفتند و تعهد به صلح میکردند، ولی با برگشت به کشور دوباره با هم میجنگیدند. آقای وطندار میگوید که این مربوط به شخص و نیت شخص است. در اصل کسی که حج میرود باید ضمیرش را از گناهان پاک کند و در این راه صادق باشد. اگرچه در گذشته، رهبران این اشتباه را کرده اند ولی امروز بسیاری از مردم با دل پاک به حج میروند. آقای مهدیزاده، در مورد رژیم عربستان سعودی و اینکه شاید این رژیم هم باعث تضعیف فضیلت‌ها شده باشد، میگوید که البته سیاسیون همیشه از هر موضوعی بهره برداری میکنند. برای درک فضیلت‌های حج هم، به گفتۀ او باید ریشه های حج را در نظر گرفت. حج در دوران قبل از اسلام یک نوع گردهم آیی هم تجارتی و هم مذهبی بود. در داخل مکه 360 بت وجود داشت و هواداران هر بتی می‌آمدند، هم تجارت میکردند و هم بت خود را طواف میکردند. بعد از اسلام تغیراتی بوجود آمد ولی جوانب اقتصادی آن حفظ شد. آقای مهدیزاده، این را هم اضافه میکند که حج تنها برای کسانی فرض است که واجد شرایط خاصی باشند و کسی که در مجاورتش فقیری یا گرسنه‌ای زندگی میکند، بر او فرض اینست که به آن فقیر یا گرسنه رسیدگی کند. از آقای وطندار میپرسم که آیا حاجی های افغانستان به این موضوع توجه میکنند؟ آقای وطندار بعد از شرح جوانب تاریخی میگوید که بلی کسانی هستند که برای تجارت می‌آیند، ولی کسانی هم هستند که تنها برای رضای خداوند می‌آیند. حج جوانب تجاری دارد ولی جوانب معنوی و عبادتی آن بیشتر از جوانب دیگر است. برای شنیدن گفتگوی ما با عبدالکبیر وطندار و مهدی زاده کابلی، به فایل صوتی رجوع کنید.
Oct 20, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - باران آریا یا هنر در تبعید
00:10:22
در این اواخر در افغانستان، به کمک کانال های تلویزیونی، بخصوص طلوع، جهشی در ساحه هنر بوجود آمد و زنان افغانستان هم در آن سهم گرفتند. باران آریا، آواز خوان جوان هم، توسط برنامۀ ستاره افغان به مردم معرفی شد و به این ترتیب آغاز به کار هنری کرد. باران آریا، افغانستان را ترک کرده و مهاجر شده است. او فعلا در یونان زندگی میکند و در این کشور به کار های هنری خود ادامه میدهد. در گفتگوی با او قبل از همه دلیل مهاجر شدنش را پرسیدم.  او با قدردانی از این برنامه های جدید که فضا را برای هنرنمایی باز میکند، میگوید که کشور ما یک فرهنگ بسیار سنتی دارد و برای مردم، پذیرفتن این که یک خانم به روی صحنه برود و هنرنمایی کند، بسیار مشکل است. در مورد انگیزه های هنری خود، باران آریا میگوید که علاقمندی او به موسیقی باعث شده بود که مدت دوسال، قبل از برنامۀ ستارۀ افغان، تمرین موسیقی کند. ولی این تمرینات او در سبکی بود که در افغانستان «جا افتاده» نیست و مورد قبول مردم نمیباشد. کار او به سبک غربی «پاپ» است و او همچنان به «اپرا»، که نوعی از موسیقی غربی میباشد، علاقمندی دارد. با محدودیت های که در افغانستان وجود دارد، باران آریا در حالتی قرار داشت، که یا باید از فعالیت های هنری خود دست میکشید و یا اینکه همیشه با این محدودیت ها دست و پنجه نرم میکرد. به همین دلیل، با وجودیکه او بسیار علاقمندی به افغانستان داشت و میخواست در داخل افغانستان به هنرش ادامه بدهد، ولی در نهایت مجبور به مهاجرت شد. در یونان، او با نهادی به نام «خانۀ هنرمندان» همکاری میکند و با آنان گاهگاهی به مناسبت جشن ها و عید های افغانی، محافلی ترتیب میدهند. با یاد آوری از دلتنگی عمومی زنان، از باران آریا میپرسم که آیا روزنۀ امیدی در آینده برای زنان افغان وجود دارد؟ او میگوید که مشکل است. از طفولیت در ذهن دختران پیچکاری میشود که «تو زن استی، توضعیف استی، باید همیشه یک مرد در کنار تو باشد...» به همین دلیل کمتر از دختر ها و خانم حاضر به کار هنری میشوند که در نهایت یک نوع سنت شکنی است.
Sep 08, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - مسئلۀ هویت در راپ و هیپ هاپ افغانی
00:12:05
تعداد زیادی از هموطنان ما دست به مهاجرت زده اند و مهاجرت، سخت است. باعث تغیراتی میشود، هم در زندگی و کار و بار، و هم در شخصیت و طرز صحبت و حتی احساسات. این موضوع را امروز با آقای حبیب تیموری بررسی میکنیم. آقای استاد انور، یکی از آواز خوانان محلی افغانستان، ترانه ای دارد در تنقید از جوانانی که از ایران برگشته اند و با لهجۀ ایرانی صحبت میکنند. در جواب، آقای حبیب تیموری، آهنگی اجرا کرده است، به سبک راپ، که در آن از مشکلات مهاجرت، تحقیرها، و سرکوب های که مهاجرین دچار آن میشوند گفته شده است. آقای تیموری، به سبک راپ آواز خوانده است، سبکی که بیشتر با آن، کسانیکه مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند، دست به اعتراض میزنند. طی گفتگویی که با او داشتم، آقای تیموری میگوید که این سبک را در آغاز افریقایی ها ساختند و با آن مظالمی را که روی آنان، از قدیم الایام تا حالا میشده، مطرح کردند. در هیپ هاپ، مرزی وجود ندارد و اگر شما خواسته باشید فریاد بزنید، مانعی نیست. او میگوید که مهاجرین در مسیر راه با انواع و اقسام مشکلات مواجه میشوند، ولی اینکه یکی از هموطنان ما بیاید و انرژی خود را صرف انتقاد طرز حرف زدن مهاجرین کند، بدون درک اینکه این مهاجرین، چقدر رنج و عذاب کشیده اند و چند تای آنان در همین راه کشته شده اند، برای او مشکل تر تمام شده است و به همین دلیل او احساس مسئولیت کرده است که برای این آهنگ، جوابی بنویسد و بخواند. در مورد خودش، آقای تیموری میگوید که از زمانیکه چشم به دنیا باز کرده است، مهاجر بوده است و از زمانیکه صحبت کردن را توانسته است بفهمد، زخم زبان خورده است. او مدتی زیادی در ایران زندگی کرده است و بعد برای مدت دو سال و نیم ترکیه بوده است و حالا در کانادا ساکن شده است. از آقای تیموری در مورد دلیل اینکه مردم از افغانستان مهاجرت میکنند و میروند، میپرسم. او میگوید که دلیل عمده اینست که در افغانستان امنیت نیست. زمانیکه کسی از خانه بیرون میرود، دیگران در تشویش استند که آیا بر میگردد یا نه. بجز از امنیت گرسنگی و فقر هم دلیلیست برای مهاجرت. از ده دوازده سالی که افغانستان به دست امریکا افتاده است، پولدارها پولدارتر شده اند و فقرا فقیرتر. کسانی سود برده اند که در رأس قرار داشتند و توپ و تفنگ داشتند. از نظر هنری، آقای تیموری از سه سال به اینور فعالیت دارد و این سومین آهنگیست که اجرا کرده است. آهنگ اولی او در مورد آدم های دو چهره بود، که پیش روی شما یک رقم و پشت سر شما یک رقم دیگر استند. دومین آهنگش در مورد اعتیاد بود، که آنهم تا حدی زادۀ مهاجرت است و سومین آهنگش، همین آهنگ «هویت» است.
Aug 12, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - به بهانه انتشار " جزایر کوچک الفبا"، دمی با کاوه شفق
00:14:00
کاوه شفق در مجموعه شعری " جزایر کوچک الفبا" زبانی ساده و بی تکلف اما دقیق و حساب شده دارد. این زبان ساده و بی تکلف، در تجربه حسی و ملموس شاعر از رابطه ذهنی او با جهان پیرامونش، به خلق تصاویری می انجامد که صمیمیت، اولین و مهمترین نشانه آن است. مجموعه شعری"جزایر کوچک الفبا" از کاوه شفق آهنگ به همین تازگیها در آلمان بچاپ رسیده است. این شاعر افغان ، بیشتر از یک صد قطعه شعر خود را که در فاصله سالهای 1988 تا 2013 میلادی سروده در دوبخش شعر کلاسیک و شعر نو در این مجموعه طبقه بندی کرده است. باید گفت کاوه شفق در این مجموعه شعری و در هردو بخش، زبانی ساده و بی تکلف اما دقیق و حساب شده دارد. این زبان ساده و بی تکلف در تجربه حسی و ملموس شاعر از رابطه ذهنی او با جهان پیرامونش، به خلق تصاویری می انجامد که صمیمیت، اولین و مهمترین نشانه آن است : خواب تا در آغوش خیالم دیدمشبا نگاه تشنه لب نوشیدمشچشم های روشنش پر بوسه بودزیر لب آهسته می خندیدمشبر لبش بشکست لبخند حیا" من زجا برخاستم بوسیدمش*"از بهار قامتش گل می چکیدبا دو دست آرزو می چیدمشنور دزد آمد سحر خوابم ربودکاش من از خواب می دزدیدمش* ه.الف. سایه و یا هم در قطعه شعر " در اندرون من خسته دل ...." « کودکی در من نفس می کشدکه ایمان داردمادر بزرگ با خدا نشسته و چای سبز می نوشدزندگی چه خوش خط و خال استدر خنده های صاحبخانه ی من....» و در " طلیعه ی صبح" که به احمد شاملو اهدا شده است : « بارانی بود ناقوس وارخواب عمیق پنجره ها راهنگامی که در کوچه هاآزادی را برهنه شلاق می زدندریشه در خاک داشتو کوزه در بغل....» در برنامه این هفته، کاوه شفق درباره چگونگی انتشار اشعار خود در این مجموعه و گذار از فرم شعر کلاسیک به فرم شعر نو سخن می گوید. کاوه شفق خود را به نسلی متعلق میداند که به گفته او " در گیرو دار حوادث گم شد"، برخلاف نسل جوانی از شاعران افغان مانند کاوه جبران، مجیب مهرداد، وحید بکتاش و دیگران که در جامعه فرهنگی امروز افغانستان، حضور فعال دارند. لازم به یادآوری است که گفتگو با کاوه شفق در این برنامه، به معرفی کتاب " جزایر کوچک الفبا" اختصاص دارد و نه به نقد و بررسی آن، که کار منتقدان است.
Aug 04, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - تابو و ضرورت تابو‌شکنی
00:09:17
"تابو" به معنی حرام، یک سلسله مسایلی را در بر میگیرد که در اخلاقیات اجتماعی مشخص شده اند و در اصل، باعث استحکام جامعه میشود ولی در عین زمان، بسیاری از منوعیات سیاسی را هم که در اصل حرام نیست، سیاسیون به دلیل منافع خود، حرام تلقی میکنند. بحث امروز ما در مورد تعریف «تابو و ضرورت تابوشکنی» است و مهمان این بحث آقای لطیف کریمی استالفی- نویسنده و شاعر میباشد. این بحث را با تعریفی از "تابو" که توسط "زیگموند فروید" داده شده است آغاز میکنیم؛ فروید میگفت که «تابو چیزیست که دست اندازی به آن ممنوع است و در عین زمان ضمیر انسان به آن کشش قوی دارد». آقای کریمی استالفی، صحبتش را با این رباعی مولانا آغاز میکند : از هرچه که آن خوش است، نهی است مدامتا ره نزند خوشی از این مردم عامورنه می و چنگ و روی زیبا و سماعبر خاص حلال گشت و بر عام حرام در ادامه، آقای استالفی میگوید که "تابو" چیزیست که مقدس است و در مورد آن گفته میشود که به آن دست نزن، به آن نزدیک نشو و آنرا نقد نکن. اگر روشنفکران به این تابوها دست درازی کنند، شمشیر همان مداحان و حافظان تابوها که نمیخواهند موقعیت خود را از دست بدهند به فرق آنان حواله میشود. یعنی با ایجاد فرهنگ ها، تزویر به این شکل در کنار زور و زر قرار میگیرد. نتیجۀ آن نه تنها استبداد دینی است، بلکه همجنان این ممنوعیت ها باعث ترویج جهالت میشوند. جویندگی در طبعیت انسان است و هر انسانی علاقه دارد دیروز و امروز خود را درک کند و حتی فردای خود را هم تلاض‌دار پیش‌بینی کند؛ ولی در مقابل، افارطیان اسلامی، با تهدید به مرگ، ترس را در جامعه حاکم میسازند و با ارعاب، حاکمیت تابوها را تضمین میکنند. در مقابل مردم باید اطاعت گوسفندگونه بکنند. تمنا و گرایشات انسان ها، در صورت سرکوب شدن شدت بیشتر پیدا میکند؛ آزادی بیان هم جزء این‌ها است و نیما میگوید که ممانعت از یک شوق طبیعی، همانند ممانعت جریان یک رودخانه است که اگر مسدود شود شدیدتر از اول جریان پیدا میکند. از آقای استالفی، با یاد آوری جنگ آقای سالنگی با آقای اقبال، میپرسم که آیا در این دعوا هم تابوهای جامعه نهفته است؟ آیا مثلاً اصل اینست که در مورد قضایای جهاد، تنها کسانی حق ابراز نظر را دارند که در آن شرکت کرده اند؟ آقای استالفی، در جواب میگوید که ما تابوهایی داریم که مقدس هستند و در عین زمان تابوهایی داریم که غیر مقدس و خرافاتی هستند. از تابوها در طول تاریخ برای اهداف استعمار و استثمار هم استفاده شده است و این کار امروز هم ادامه دارد. در افغانستان با استفاده از تابوهای قومی، ویران سازی صورت گرفته است. پس ما باید به صراحت بگوییم که دنیای امروز ما دنیای عقلانیت است و همچو مسایل را نمیپذیرد. از آقای کریمی استالفی، در مورد اصطلاح مردم ما که میگویند «به سویچ‌های بالا نباید دست زد» می پرسم؟ او میگوید که بعضی‌ها استدلال میکنند که اسلام به زور شمشیر بنا یافته است و باید هم به زور شمشیر نگهداری شود. اما این یک حرفیست که روند طبیعی آزادی را میکشد. نمیگذارند که رابطه انسان با خدا زیبا باشد. این نوع زیبایی‌ها را این‌ها میکشند. در حالیکه این طرز برخورد خودش سبب خشم میشود و ناراحتی‌های مردم را ازدیاد میبخشد. انسان جوینده و در نتیجه یابند است و تا زمانی که ما به همان «سویچ های بالا» دست نزنیم بالا نمیرویم. در افغانستان این روند و ممانعت‌ها، سابقۀ طولانی دارد و با تأسف، فهماندن و تابوشکنی در بین مردمی که سال‌هاست در اسارت این خرافه پسندی‌ها قرار دارند آسان نیست ولی در عین زمان در دنیای مجازی امروز، این تابوشکنی‌ها مثل یک رودخانه در جریان است و سریع‌تر هم میشود. ما باید تابوشکنی کنیم؛ تابوهایی که حرمت انسانی را از بین میبرند باید نابود شوند. برای شنیدن گفتگو با لطیف کریمی استالفی، به فایل صوتی رجوع کنید
Jul 28, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - جایگاه زبان عامیانه در زبان معیاری و ادبیات داستانی و شعری افغانستان
00:31:56
فرهنگ « لغات عامیانه فارسی افغانستان» کتابی است از عبدالله افغانی نویس، فرهنگ نویس افغان که برای اولین بار در سال ١٣٤٠ خورشیدی در کابل منتشر شده و مجموعه ای از واژه ها، ترکیب ها و اصطلاحات عامیانه زبان فارسی را دربر می گیرد. قرار است چاپ چهارم این فرهنگ، با کوشش مسعود اطرافی، پژوهشگر و شاعر افغان با همکاری انتشارات "میوند" تا چند ماه دیگر در اختیار کتابدوستان قرار گیرد. در برنامه این هفته که با شرکت آقای مسعود اطرافی، مقیم زیلاند نو، دکتر حفیظ شریعتی، زبان شناس و استاد دانشگاه و مجیب مهرداد، استاد دانشگاه و شاعر در افغانستان تهیه شده تلاش کرده ایم رابطه زبان عامیانه فارسی ، لهجه ها و گویش های مختلف آن را با زبان نوشتاری یا زبان معیاری بررسی کنیم. در بخش اول برنامه مسعود اطرافی توضیح میدهد که چاپ اول فرهنگ لغات عامیانه افغانستان از سوی ریاست مستقل مطبوعات در مطبعه دولتی آن وقت منتشر شده و چاپ دوم آن نیز درسال ١٣٦٤ بکوشش محقق افغان، حسین فرمند از سوی اکادمی علوم افغانستان و بازهم در مطبعه دولتی صورت گرفته است.چاپ سوم فرهنگ عبدالله افغانی نویس در تهران در سال ١٣٦٩ منتشر شده است. مسعود اطرافی در ادامه توضیح میدهد که وی کار روی لغات عامیانه فارسی افغلانستان را از سالهای ١٣٦۵ـ٦٦ آغاز کرده و واژه هایی از لهجه کابلی و هراتی را به فرهنگ افغانی نویس افزوده است. مسعود اطرافی می گوید اکنون مشغول بازخوانی و تصحیح متن تایپ شده فرهنگ افغانی نویس است و در همین جریان نزدیک به یک هزار واژه دیگر از لهجه های کابل، هراتی، پنجشیری و هزارگی را به کتاب افزوده است. باید گفت که قبل از مسعود اطرافی، حسین فرمند در چاپ دوم فرهنگ لغات عامیانه فارسی افغانستان، شماری از ترکیب ها واژه های جدید را در یک بخش جداگانه زیر نام "تکلمه" در پایان متن اصلی افزوده است. دکتر حفیظ شریعتی با اشاره به روشهای مدرن و رایج فرهنگ نویسی از جمله روش آوانگاری بزبان لاتین ( IPA) این مطلب را برجسته می کند که نسخه های چاپی قبلی فرهنگ لغات عامیانه فارسی افغانستان آوانگاری نشده است و متاسفانه اعراب گذاری ساده موجود در این کتاب، پاسخگوی نیاز نسلهای بعدی به تلفظ درست واژه های قدیمی نیست. حفیظ شریعتی از فرهنگ " فارسی ناشنیده" اثر حسن انوشه که در تهران بچاپ رسیده بعنوان نمونه موفقی از فرهنگ واژه های زبان گفتاری یاد می کند و می گوید این کتاب به شیوه فرهنگ نویسی مدرن آوانگاری شده و بر نمونه هایی از زبان گفتاری استوار است. مجیب مهرداد، استاد دانشگاه با تذکر این نکته که میان زبان معیاری و زبان گفتاری و یا گویش ها ولهجه ها یک رابطه دیالکتیک وجود دارد به این موضوع می پردازد که پیشرفتهای تکنولوژیک وعلوم اجتماعی از جمله در حوزه ای جامعه شناسی، روانشناسی و فلسفه، نیاز به واژه ها و اصطلاحات جدید را بوجود آورده است. در چنین حالتی مراجعه به منابع عظیم زبان گویشی برای واژه سازی و خلق اصطلاحات جدید ناگزیر به نظر میرسد. مجیب مهرداد معتقد است که گردآوری واژه ها و اصطلاحات زبان گفتاری و گویشهای مختلف زبان فارسی از جمله گویش معیاری کابلی، گویش های هزارگی، هراتی، پنجشیری، بدخشانی، لوگری و گویشهای جغرافیایی دیگر زبان فارسی در افغانستان به یک برنامه ریزی بزرگ ملی نیاز دارد که در چارچوب آن، زبان شناسان در حوزه های مختلف گویشی به جمعاوری واژه ها و اصطلاحات عامیانه و گفتاری بپردازند. در این برنامه مجیب مهرداد، حفیظ شریعتی و مسعود اطرافی، اشاره هایی هم به جایگاه زبان و گویش های عامیانه در ادبیات داستانی و شعری فارسی در افغانستان و ایران کرده اند. متن کامل این گفتگو را در فایل شنیداری بشنوید.
Jul 07, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - اعظم رهنورد زریاب و صادق هدایت در تازه های بازار رمان در افغانستان
00:10:08
نشر زریاب تازه ترین رمان اعظم رهنورد زریاب، " شورشی که آدمی زاده گکان و جانورکان برپا کردند" را چندی پیش منتشر و یک بسته پنج جلدی از داستانهای کوتاه این نویسنده را نیز به تازگی روانه بازار کرده است. در جمله آثار منتشر شده از سوی نشر زریاب باید از ترجمه فارسی "سنگ صبور" عتیق رحیمی توسط سیامند زندی، چاپ دوباره کتاب "آغاز یک پایان" نوشته قهار عاصی، شاعر فقید افغان و بوف کور صادق هدایت، نویسنده ایرانی نیز نام ببریم. در ماههای گذشته، محافل ادبی افغانستان شاهد انتشار چندین اثر ارزشمند ادبی در عرصه رمان و شعر بود. در میان این آثار میتوان از مجموعه داستانهای اعظم رهنورد زریاب، رمان نویس شناخته شده افغان، ترجمه فارسی رمان " سنگ صبور" اثر عتیق رحیمی، نویسنده افغان برنده جایزه گنکور فرانسه، رمان " دلقک و حشرات دیگر" از خسرو مانی، "خدا حافظ عاشقی" از منو چهر فرادیس ، رمان معروف " بوف کور" اثر صادق هدایت، نویسنده فقید ایرانی و یک مجموعه شعر بنام " نقش لبانت بروی لبه استکان" از شاعر جوان افغان بیژن سیامک، نام برد. باید گفت که این آثار به همت" نشر زریاب" که تازه به خانواده انتشارات کتاب در افغانستان پیوسته، منتشر شده است. منوچهر فرادیس، رمان نویس، منتقد و مسئول "نشر زریاب" در گفتگو با رادیو بین المللی فرانسه گفت فعالیت های انتشاراتی نشر زریاب هشت ماه پیش آغاز شد و این موسسه نشراتی برای « ستایش و تجلیل از کارنامه پربار ادبی اعظم رهنورد زریاب، که یک عمر فعالیت ادبی داشته» نام " نشر زریاب" را برگزید. در همین رابطه نشر زریاب تازه ترین رمان اعظم رهنورد زریاب، " شورشی که آدمی زاده گکان و جانورکان برپا کردند" را منتشر و یک بسته پنج جلدی از داستانهای کوتاه این نویسنده را نیز روانه بازار کرده است. در جمله آثار منتشر شده از سوی نشر زریاب باید از ترجمه فارسی "سنگ صبور" عتیق رحیمی توسط سیامند زندی و چاپ دوباره کتاب "آغاز یک پایان" نوشته قهار عاصی، شاعر فقید افغان نیز نام ببریم. ناگفته نگذاریم که اولین برنامه امضای کتاب توسط یک نویسنده نیز ابتکاری است که از سوی نشر زریاب و با حضور اعظم رهنورد زریاب چند روز پیش در کابل برگزار شد. منوچهر فرادیس در ادامه گفت: « تلاش ما در نشر زریاب این است تا بصورت حرفه ای وارد عرصه نشر شویم.... تا کنون ١٨عنوان کتاب از نشانی نشر زریاب منتشر شده که بیشتر آن مربوط به حوزه ادبیات بوده از جمله ادبیات داستانی. » به نظر میرسد نشر زریاب که در پائیز سال ١٣٩١ شروع به فعالیت کرده از همان ابتدا تصمیم گرفته است بهترین آثار ادبی را در فعالیتهای نشراتی خود بگنجاند. بی جهت نیست اگر رمان " بوف کور" اثر ماندگار صادق هدایت، نویسنده ایرانی، اولین کتابی است که از سوی نشر زریاب منتشر شده است. منوچهر فرادیس دراین باره گفت نشر زریاب، متن رمان "بوف کور" را مطابق نسخه سانسور نشده این رمان یعنی یکی از نسخه های دستنویس آن به دستخط خود صادق هدایت، منتشر کرده است. منوچهر فرادیس در توضیح اینکه نشر زریاب چگونه به این نسخه دستنویس دست یافته گفت: « صادق هدایت بوف کور را در سال ١٣١۵ در هند در ۵٠ نسخه بصورت پلی کپی منتشر کرده بود. یکی از این نسخه ها در اختیار مصطفی فرزانه، دوست صادق هدایت در فرانسه قرار می گیرد و او تصمیم می گیرد بمناسبت صدمین سالگرد تولد صادق هدایت، این نسخه را، طابق النعل بالنعل، در صد نسخه منتشر می کند. « مصطفی فرزانه، نسخه شماره ٨٤ را به اعظم رهنورد زریاب اهدا می کند و ما این نسخه را بصورت امانت بدست آوردیم و تایپ کردیم که بعدا نمونه خوانی شد و جاهائی را که نیاز بود، به شیوه نگارش نثر ما درآوردیم.» انتشار بوف کور از سوی نشر زریاب با استقبال خوبی در افغانستان مواجه شده و قرار است در چند ماه آینده چاپ دوم این رمان به بازار عرضه گردد. نشر زریاب بغیر از بوف کور، دو رمان دیگر از نویسندگان ایرانی، " ناتنی" از مهدی خلجی و "راز آهو" از نسیم خلیلی را نیز به بازار فرستاده است.
Jun 23, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - فالبین‌ها و افسونگری مشتریان
00:09:58
فالبینی در افغانستان، تنها هنر نیست، بلکه شغل هم است. و اگرچه فالبین‌ها این ادعا را دارند، که با افسون کردن، مریضی‌ها را علاج میکنند و حیوانات را تحت کنترول خود قرار میدهند، ولی لااقل در این که آنان مشتریان خود را افسون میکنند، میتوان مطمئن بود. از مدتی به اینسو، آقای فهیم کوهدامنی، خبرنگار شناخته شدۀ افغانستان، در ساحۀ فالبینی و در میان فالبین ها و مارگیر ها و اتش خوران، تحقیقاتی انجام داده است. از نوشتن تعویذ، تا علاج سردردی حیوانات و حل مشکلاتی جسمی و جنسی زنان، در هر موردی این گروه طرز عملی دارند که بر اساس آن، مدعی علاج این مشکلات میباشند. در گفتگویی با آقای کوهدامنی از چند و چون این شغل و از ریسه های آن پرسیدم. او میگوید که این خرافات، در ادیان گذشته ریشه دارد و روپوش یا پوشش اسلامی هم دارد. به همین دلیل اسامی پیغمبران و صفات الهی هم در این شغل وجود دارد. آنان مهارتی را که همه میتواند در مارگیری به دست بیاورد، شکل تقدس میدهند و آنرا به عنوان یک داد الهی پیشکش میکنند. در کنار این مهارت، و با پیشکش کردن آن، آنان دست به کار های دیگری میزنند که گاهی خارج از اخلاق است. او اضافه میکند که یک قسمتی از کارآنان تلقین کردن است. در حالیکه به دلیل جنگ های طولانی بسیاری از مردم در افغانستان از مصایب روحی رنج میبرند، این گروه فالبینان، با ورد و ها و فورمول های خود، مردم را تلقین میکنند. این تلقین کردن شاید در بعضی موارد واقعاً هم، باعث ایجاد تحول در روحیات و منجر به شفا یافتن بعضی از مریضی ها، مثل اضطراب و تشویش شود، ولی این کار آنان هیچ ارزش علمی ندارد. آقای کوهدامنی تاکید میکند که این کار های آنان نه از نظر دینی قابل قبول است و نه از نظر دینی. دینی که در افغانستان رایج است اسلام است و از نظر اسلام، در هیچ جایی نیامده است، که مسایل روانی را باید با اوراد حل کرد. از نظر علمی هم یک فالبین نمیتواتند تمامی امراض روانی را با یک تعویذ شفا بدهد.  آنان حتی بین امراض مختلف روحی تفکیک هم نمیکنند و همۀ امراض را یکی میدانند. آقای کوهدامنی در ادامۀ صحبت هایش از منتر و جادو صحبت مبکند که به فارسی همۀ اینها را میشود افسون یا افسونگری نامید. این افسون آنان اگر روی مشکل اثر ندارد، میتوان مطمئن بود که روی مشتری اثر دارد و مشتری را وادار به کنار آمدن با فالبین میکند. آقای کوهدامنی از سوء استفاده های این اشخاص صحبت مکند که تنها مالی نیست. در بسیاری موارد، آنان از زنانیکه برای حل مشکل خود پیش آنان میایند سوء استفادۀ جنسی هم میکنند. یکی از بهانه های آنان برای دستیابی به اعضای بدن زنان، اینست که علاج جن زدگی، با نوشتن اوراد به این اعضا، صورت میگیرد.
Jun 16, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - تذکر الانقلاب، اثر فیض محمد کاتب هزاره بزودی منتشر می گردد
00:03:24
کتاب "تذکرالانقلاب"، نوشته ملا فیض محمد کاتب هزاره بزودی از سوی انتشارات امیری به بازار عرضه خواهد شد. این کتاب با مقدمه یی از علی امیری، پژوهشگر و استاد دانشگاه ابن سینا ترتیب و تدوین شده و هم اکنون زیر چاپ قرار دارد. به نظر میرسد با تلاشهای مجدانه ای که اکنون برای انتشار آثار فیض محمد کاتب براه افتاده، بالاخره بخشی از ناگفته های تاریخ معاصر ما در اختیار همگان قرار گیرد اما بگفته نصیر مهرین، نویسنده و پژوهشگر تاریخ، مقیم آلمان، شاید بهتر خواهد بود روی یک نام واحد و مورد قبول همه، برای نویسنده سراج التواریخ، توافق صورت بگیرد. آقای امیری در گفتگویی با رادیو بین المللی فرانسه گفت تذکرالانقلاب را با « تکیه بر نسخه منحصر به فردی» که به خط خود فیض محمد کاتب در آرشیف ملی افغانستان وجود دارد، آماده چاپ کرده است. بگفته او تذکرالانقلاب وقایع روزانه مربوط به سقوط امیر امان الله و هفت ماه اول امارت حبیب الله کلکانی در سال ١٩٢٩ میلادی را در بر می گیرد. باید گفت تذکرالانقلاب، پیشتر توسط الکساندر شکیراندو، یک محقق روسی بزبان روسی ترجمه و از سوی موسسه شرق شناسی مسکو بچاپ رسیده است. عزیز آریانفر، پژوهشگر افغان که دیباچه و مقدمه الکساندر شکیراندو در تذکرالانقلاب را از زبان روسی به زبان فارسی ترجمه کرده می گوید الکساندر شکیراندو این اثر کاتب را در سالهای ٨٧ـ١٩٨٨ بزبان روسی ترجمه کرده است. بگفته آقای امیری، رابرت مک چنزی، استاد دانشگاه در نیویارک نیز در سال ١٩٩٨، ترجمه انگلیسی تذکرالانقلاب را با استفاده از ترجمه روسی آن همراه با تعلیقات و اضافات، با نام " کابل زیر آتش، دست نگاره های فیض محمد " منتشر کرده است. آقای امیری تاکید می کند که شرح دقیق وقایع روزانه و ثبت اسناد و اعلامیه های رسمی و دولتی مربوط به این دوران، از لحاظ تاریخی اهمیت دست اول دارد اما تذکرالانقلاب نوعی «تامل در سرشت سیاسی» آن روز افغانستان نیز بشمار می رود. تذکرالانقلاب از لحاظ ثبت وقایع تاریخی ادامه اثر معروف کاتب، سراج التواریخ و بگفته آقای امیری آخرین اثر او بشمار می رود که نگارش آن درست چند ماه پیش از مرگ نویسنده به پایان رسیده است. ملا فیض محمد کاتب یا فیض محمد کاتب "هزاره" ؟ در جریان یک برنامه رادیویی درباره جلد چهارم سراج التواریخ ، نوشته فیض محمد کاتب، گفتگویی داشتیم با دکتور محمد سرور مولایی که این کتاب با اهتمام، تصحیح و مقدمه ای از او منتشر شده است. در این گفتگو آقای مولایی در پاسخ به این پرسش که چرا بر خلاف سه جلد قبلی سراج التواریخ، در جلد چهارم، کلمه «هزاره» در نام ملا فیض محمد کاتب دیده نمیشود، توضیح داد که « ملا بودن و کاتب بودن» نویسنده سراج التواریخ بمراتب از هزاره بودن او اهمیت دارد. آقای مولایی این را نیز یادآوری کرد که نسبیت هزاره در پسوند شهرت کاتب در نسخ خطی جلد چهارم سراج التواریخ از سوی خود کاتب فقط در متن توضیح داده شده است. شماری از کاربران شبکه های اجتماعی به توضیحات آقای مولایی در این باره در سخنرانی او در محفل بزرگداشت کاتب در تهران واکنش شدیدی نشان داده اند تا جائیکه عده ای، از احتمال « حذف قسمت هایی از جلد چهارم » و یا « توطئه » حذف پسوند هزاره از نام کاتب سخن گفته اند. و اما بدور از این واکنشها که دشواریهای کار پژوهش تاریخی در افغانستان را بازتاب میدهند، باید تذکر داد که بر خلاف سه جلد اول سراج التواریخ که با نام فیض محمد کاتب هزاره توسط انتشارات عرفان در تهران منتشر شده، تتمه جلد سوم و جلد چهارم در کابل و توسط انتشارات امیری بچاپ رسیده است. محمد ابراهیم شریعتی مسئول انتشارات عرفان درباره پسوند هزاره در اسم کاتب می گوید کاتب سراج التواریخ را بدستور امیر حبیب الله خان نوشته و در آن زمان رسم نبوده است کتابی که بدستور پادشاه چاپ می شده اسم مولف در آن ذکر گردد. وی اما تاکید می کند که کاتب در مقدمه جلد اول کتاب به تصریح شهرت خود را «ملا فیض محمد کاتب هزاره محمد خواجه »یاد کرده است. آقای شریعتی ضمن یاد آوری از تلاشهای ارزنده انتشارات امیری که جلد چهارم سراج التواریخ را از نابودی نجات داده می گوید کم و کاستیهای در انتشار این کتاب وجود دارد که مطمئنا در چاپ های بعدی مرفوع خواهد شد. وی با اشاره به کسانی که در صدد ایجاد شک و شبهه در مورد تلاش های آقای مولایی و جلد چهارم هستند می گوید« آنها نادانند.» آقای شریعتی اظهار آرزومندی می کند انتشارات امیری جلد چهارم سراج التواریخ را بار دیگر و با نام فیض محمد کاتب هزاره منتشر خواهد کرد. محمد وسیم امیری، مسئول انتشارات امیری اما نظر دیگری درباره نبود پسوند هزاره در نام ملا فیض محمد کاتب در جلد چهارم دارد و می گوید تصمیم گیری در این باره مطابق نسخه خطی صورت گرفته است:   آقای امیری با این حال کاستی های جلد چهارم را که آقای شریعتی بدانها اشاره کرده می پذیرد و می گوید کتاب بعد از کامل شدن فهرست اعلام و بازخوانی، در طول چند ماه آینده دوباره تجدید چاپ خواهد شد. با توجه به اظهارات آقای شریعتی و آقای امیری شاید بتوان نتیجه گیری کرد که میان هردو ناشر، که اتفاقا هردو به نسخه های خطی سراج التواریخ استناد می کنند، در مورد انتشار شهرت نویسنده سراج التواریخ نوعی اختلاف سلیقه وجود دارد. در حالیکه کتاب تذکرالانقلاب آخرین مراحل چاپ را از سرگذرانده و بزودی به بازار عرضه خواهد شد علی امیری می گوید این اثر با شهرت کامل "ملا فیض محمد کاتب هزاره" منتشر خواهد شد. وی در توضیح این اقدام می گوید عبدالحکیم رستاقی، اولین زندگی نامه نویس کاتب که وی را از نزدیک هم دیده در کتاب "سکینة الفضلا" درباره رجال معروف افغان، شهرت کاتب را فیض محمد هزاره درج کرده است. همزمان با انتشار تذکرالانقلاب، تلاشهایی برای انتشار آثار دیگر کاتب نیز در جریان است و قرار است بزودی کتاب " تحفة الحبیب" از سوی انتشارات امیری در کابل منتشر گردد.  وسیم امیری، مسئول انتشارات امیری می گوید بخشی از نسخه های خطی شامل آثار خود فیض محمد کاتب و یا آثاری از دیگر نویسندگان که توسط او کتابت شده اند از سوی رضا کاتب، یکی تن از نوادگان فیض محمد کاتب در اختیار این انتشارات قرار گرفته است. آقای امیری می افزاید این آثار توسط نواده کاتب از آرشیف ملی افغانستان تصویربرداری شده اند و قرار است یک کمیته مرکب از پژوهشگران افغان شامل دکتر محمد سرور مولایی، استاد افغان زبان و ادبیات در دانشگاه تهران، دکتر یعقوب واحدی، رئیس پیشین انجمن تاریخ افغانستان، علی امیری و حفیظ شریعتی ، استادان دانشگاه ابن سینا و شماری دیگر از پژوهشگران، کار تحقیق درباره این آثار و تدوین آن را به انجام برسانند. با تلاشهای مجدانه ای که اکنون برای انتشار آثار فیض محمد کاتب براه افتاده، این امیدواری وجود دارد که بالاخره بخشی از ناگفته های تاریخ معاصر ما در اختیار همگان قرار گیرد اما بگفته نصیر مهرین، نویسنده و پژوهشگر تاریخ، مقیم آلمان، شاید بهتر خواهد بود روی یک نام واحد و مورد قبول همه، برای نویسنده سراج التواریخ، توافق صورت بگیرد.
Jun 09, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - پرواز بدون بال
00:07:54
"پرواز بدون بال" فیلم جدید "همایون مروت"، درامه‌ایست در مورد مسایل هویتی مردم افغانستان که در غربت در جستجوی افتخارات خود هستند. فیلم برداری "پرواز بدون بال" تمام شده است، در حال حاضر آقای "همایون مروت"- کارگردان این فیلم، روی مونتاژ آن کار میکند و در خزان قرار است این فیلم به نمایش گذاشته شود. مجلۀ فرهنگی این هفته به این موضوع اختصاص دارد و در آن گفتگوی ما با آقای مروت را میشنوید. آقای مروت میگوید که "آریا" قهرمان فیلم، یک دختر جوان افغان است که به عنوان نمایندۀ این نسل سرگردان، برای احیای هئیت گمشدۀ خود در جستجوی افتخارات کشورش است. یکی از این افتخارات، در تاریخ معاصر افغانستان سفر فضایی یک فضانورد افغانی- آقای مهمند، همراه با گروه "کوسمونوت" روسی میباشد؛ آریا میخواهد در مورد این سفر فضایی، یک فیلم مستند بسازد و در حین انجام این کار با یک پیرمرد افغان آشنا میشود. ابن دو شخص، مرد پیر و دختر جوان، نظریات متضاد هم دارند. دختر با شور و شعف پیش میرود و پیر مرد با بی‌باوری و علاوه بر پرواز که به شکل نمادین، از پروازهای فرهنگی نمایندگی میکند، ارتباط این دو شخص هم یکی از اساسات داستان این فیلم است بعد دیگر این داستان، مسئلۀ زنان است. آقای مروت فیلم قبلی خود را که "سیبی از بهشت" نام داشت در اعتراض به غیبت زنان در اجتماع افغانستان، بدون شرکت زنان ساخته بود. یعنی هیچ زنی در آن فیلم دیده نمیشد. ولی این بار، در فیلم "پرواز بدون بال"، برعکس، زنان زیادی از کشورها و فرهنگ‌های مختلف حضور دارند و نقش مرکزی فیلم هم همان "آریا"، دختر جوان افغان است. در این مورد آقای مروت میگوید : «چون در دنیای که من ازش تصور دارم، زن را نمیشود نادیده گرفت من خواستم در این فیلم، غیبت زنان در فیلم قبلی را جبران کنم» او اضافه میکند که امروز در رسانه‌ها، اگر زن افغان مطرح میشود، به عنوان زن مظلوم مطرح میشود. ولی او خواسته است یک زن "غیر تیپیک" افغان را مطرح کند؛ یعنی زن مستقل، زن مصمم، زن مؤثر، زنی که خودش در گام‌های زندگیش تصمیم میگیرد و زنی که حتی میتواند در محیط ماحول خود تأثیرگذار باشد. برای شنیدن گفتگوی ما با همایون مروت- کارگردان فیلم "پرواز بدون بال"، به فایل صوتی رجوع کنید.
Jun 02, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - مشکلات افغانها در ایران، از دید یک روشنفکر ایرانی
00:08:29
کتاب «از هرات تا تهران»، نوشتۀ محسن نیکو منش فرد، یکی از آثار معاصر است، که دیدگاه مهاجران افغانی ساکن ایران را به صحنه در آورده است. ایرانی ها در برابر افغانها، برخورد تبعیض آمیز دارندو این تبعیض، هم در بین ملت ایران دیده منیشود و هم در احکام حکومت آن. ولی در عین زمان، این تبعیض همگانی نیست. یعنی بسیاری از ایرانیان، نه تنها مخالف با این تبعیض استند، بلکه حتی، بر ضد آن به پا میخیرند. محسن نکومنش فرد، نویسندۀ ایرانی، ساکن سوئد (سویدن) هم یکی از این هاست.   در گفتگوی با آقای نیکو منش فرد، از وضع افغانها در ایران و دلایل و ریشه های آن میپرسم. او میگوید که کتاب او، بیشتر به یک تعداد از افغانهای مهاجر روشن فکر میپردازد. چون روشنفکران، بیعدالتی های اجتماعی را بیشتر حس میکنند. در مورد اصل موضع، آقای نیکومنش، از خود سوال میکند که اسم این پدیده را چه بگذاریم؟ نژاد پرستی، با نژاد کار دارد و در این مورد به درستی صدق نمیکند و شاید بهتر باشد از این پدیده به عنوان بیگانه ستیزی یاد کرد. در شرح این «افغان ستیزی» ایرانیان، آقای نکومنش میگوید که این برخورد، با تحقیر قومی که در ایران، در برابر اقلیت ها وجود دارد فرق میکند. یعنی در برابر یک افغان یا «افغانی» ایرانی ها از هر قوم و ملیتی که باشند، با هم متحد میشوند و در ضمن، این افغان ستیزی ایرانیان، ترکیب قومی افغانها را در نظر نمیگیرد. البته تعداد پشتو زبان ها در میان مهاجرین افغانی ایران کم است و بیگانگی زبانی مطرح نیست، ولی این ضدیت ایرانی ها، در برابر همه اقوام افغان یکسان است. کتاب آقای نیکو منش فرد، «از هرات تا تهران» و همچنان، کتاب «افغانی» نوشتۀ عارف فرمان در جامعۀ امروزی موثر بودند و باعث شدند که پامال شدن حقوق افغانها در ایران، در بحث های رسمی و غیر رسمی مطرح شود.  امروز در جهان، مهاجران هم حقوقی دارند و بعد از مدتی، میتوانند حتی شهروند کشوری شوند که در آن اقامت دارند. از سوی دیگر، اینکه کشور ایران، زنانی را که با افغانها ازدواج میکنند، سلب ملیت کند، یا اطفال آنان حق نداشته باشند دارای ملیت ایرانی باشند، یکی از بی عدالتی های مهمی است که به گفتۀ آقای نیکو منش، برای پایان دادن به آن، نباید منتظر سقوط رژیم بود.
May 19, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - کارناوال در "لیون" و سمینار در "هلند"
00:08:25
امروز در شهرهای مختلف اروپا، افغان‌ها در محافل و مجامعی حضور داشتند. از آنجمله، یکی کارناوال شهر "لیون" در جنوب فرانسه است و یکی دیگر مجلس بزرگی در مورد مهاجرین در شهر "شوستربرگ" در هلند. در هالند، در شهر "شوستربرگ"، انجمن های زیادی از مهاجرین ساکن اروپا، با اشتراک مسئولین سیاسی این کشور سمینار بزرگی دایر کرده اند که در آن، وضعیت، شرایط زندگی و آرزومندی‌های مهاجرین بررسی میشود. در شهر "لیون" فرانسه، مراسم کارناوال است که جشنی غیر مذهبی و آزادمنش میباشد. میهمانان برنامه فرهنگی امروز ما، از شهر "شوستربرگ"، خانم نجلا واسعی- رئیس فدراسیون افغان‌های اروپا و از شهر "لیون"، آقای شفیع زاده- رئیس انجمن پیام دوستی، است. خانم نجلا واسعی، در شرح اشتراک افغان‌ها در این کنفرانس زیر عنوان "دیاسپورا دولوپمنت فورم" میگوید که آنان در کنار بسیاری از نمایندگان دیگر مهاجرین خارجی، در این کنفرانس برای این شرکت کرده اند که خارجی ها بتوانند بصورت همصدا، خواست‌های خود را بیان کنند. در این سمینار، آنان به چهار مسئلۀ مهم رسیده اند که یکی از آنها «اشتراک» است؛ یعنی اشتراک مهاجرین در زندگی روزمرۀ مردمان کشور میزبان. از آقای شفیع زاده، در مورد اشتراک افغان‌ها در کارناوال میپرسم، او میگوید که انجمن "پیام دوستی" یک انجمن انترکولتور وبشردوستانه است و این بار اول نیست که این انجمن در مراسم کارناوال شرکت میکند. در شهر لیون، انجمن "پیام دوستی" در محافل متعددی اشتراک کرده است و آنان برای این مراسم، نمایشی را هم اجرا کردند. او تأکید میکند که مردم افغانستان فرهنگ غنی دارند و میتوانند با مردمان دیگر در مسایل فرهنگی همکاری داشته باشند. خانم واسعی، با قدر دانی از این سهم گیری انجمن لیون، اضافه میکند که مهم اینست که ما بتوانیم فرهنگ افغانی یا «افغانیت» خود را به مردم جهان، نه به شکل منفی امروزی بلکه به شکل مثبت معرفی کنیم. این همان «اشتراک» است که آنان روی آن تأکید دارند. خانم نجلا واسعی، در ادامه میگوید که نتیجه‌گیری‌های دیگر سمینار آنان، علاوه بر «اشتراک»، یکی دیگر مسئلۀ «تقویت» است؛ یعنی انجمن‌های خارجی باید توسط حکومت‌های جوامع اروپایی تقویت شوند. مسئلۀ سوم «همکاری» است و مسئلۀ چهارم «همبستگی» میان خود آنان میباشد. در ادامۀ صحبت، از مشکلات خاص بعضی از گروه های مهاجرین صحبت میشود و مشکلات خاص؛ یکی قبولی دوسیۀ درخواست پناهندگی افغان‌ها است و دیگر فقر مهاجرین که به آنان اجازه نمیدهد زندگی معمولی داشته باشند. تأکید هر دو مهمان ما، بیشتر روی جوانب مثبت فرهنگ ما بود و خانم واسعی همچنان از این یاد آور شد که در میان مهاجرین، تعداد زیادی از آنان درجات تحصیلی بالا دارند و این موضوع را اروپایی‌ها تازه متوجه شده‌اند. توجه شما را به گفتگو با خانم نجلا واسعی و دکتور شفیع زاده، میهمانان برنامه "برگ‌هایی از فرهنگ و هنر افغانستان" جلب میکنیم.
May 05, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - " کی، چه میخواند ؟ "، بمناسبت روز جهانی کتاب
00:09:50
روز سه شنبه ٢٣ اوریل با روز بین المللی کتاب مصادف بود و به همین مناسبت شهر کابل شاهد برگزاری نمایشگاهی بود بنام "شهر کتاب" که بگفته برگزار کنندگان آن، دو هزار عنوان کتاب در آن به نمایش گذاشته شده بود. بر اساس آمارهای رسمی، شمار افراد باسواد در افغانستان به ١٢میلیون نفر میرسد اما سالانه فقط نزدیک به یک میلیون کتاب در این کشور بفروش میرسد.در گفتگویی کوتاهی با نجیب منلی، یک تن از برگزارکنندگان نمایشگاه شهر کتاب درباره این نمایشگاه پرسیدم. وی در این باره گفت: « در این نمایشگاه ده ناشر کتاب شرکت کرده بودند و استقبال وسیعی از آن صورت گرفت. برای ما بسیار دلگرم کننده بود که تقریبا همه رسانه ها این نمایشگاه را تحت پوشش قرار دادند. نجیب منلی در ادامه گفت روز سه شنبه در این نمایشگاه مراسم اهدای جوایز " کلک زرین" نیز برگزار شد و در آن به نویسندگان و شعرای شش اثر برگزیده داستانی و شعری در زبانهای دری- فارسی و پشتو جوایزی اهدا شد.برگزار کنندگان نمایشگاه شهر کتاب می گویند این نمایشگاه را برای ترویج فرهنگ کتابخوانی در میام مردم برگزار کرده بودند. بی مناسبت ندیدم از نجیب منلی، که خود نویسنده و منتقد ادبی است بپرسم، در این اواخر چه کتابی را خوانده است؟وی گفت پاسخ دادن به این پرسش کمی دشوار است زیرا وی معمولا « هشت یا نه جلد کتاب» دم دست دارد اما آخرین کتابی را که چندماه پیش، برای "لذت کتابخوانی" خوانده است، رمان " I, Robot " از ایزاک آسیموف نویسنده معروف رمانهای ساینس- فیکشن در جهان است.نجیب منلی به علاقمندان کتاب در افغانستان توصیه کرد مجموعه داستان " سایه در تاریکی" از نجیبه ایوبی، نویسنده افغان را که به تازگی منتشر شده و هفته گذشته، جایزه اول " کلک زرین" را از آن خود کرد، بخوانند.کاوه جبران، شاعر و منتقد افغان در پاسخ به همین پرسش گفت در همین تازگیها رمان " رادوبیس، دلداده فرعون" از نجیب محفوظ، رمان نویس مصری را خوانده است و اکنون هم " نقد خشونت دینی"، مجموعه مقالات عبدی کلانتری، نویسنده ایرانی را میخواند.وی به علاقمندان کتاب توصیه کرد دو رمان جدید، " گمنامی" نوشته تقی بختیاری، از رمان نویسان نسل جدید و رمان " شورشی که آدمیزاده گکان و جانورانکان برپا کردند" نوشته اعظم رهنورد زریاب، نویسنده چیره دست افغان را بخوانند. صدیقه بلخی، سناتور در مجلس سنای افغانستان در پاسخ به این پرسش که در این اواخر کدام کتاب یا کتابهایی را خوانده گفت بدلیل مصروفیت کاری و فضای سیاسی موجود در افغانستان، بیشتر، « روزنامه ها و هفته نامه ها » را مطالعه می کند.وی در ادامه گفت در لحظات بیکاری، به دیوان اشعار شهید سید اسماعیل بلخی روی می آورد و " زن در اسلام" اثری از مرتضی مطهری، نویسنده ایرانی رانیز چند وقت خوانده است.
Apr 28, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - فیسبوک و تمرین آزادی بیان
00:09:47
در میان شبکه های اجتماعی، برای بحث های سیاسی و قومی میان افغان ها، فیسبوک جا و مقام خاصی به دست آورده است. ولی در این شبکه، تفکیک میان راست و دروغ، مشکل است. بحث های فراوانی بین افغانها، چه در داخل و چه در خارج از کشور، در چهارچوب انترنت، بخصوص شبکه های اجتماعی فیسبوک و تویتر و غیره، اوج گرفته است. چندی قبل، وزیر معارف افغانستان هم، در جواب به یک تعداد عکس های کتاب های درسی، که با اشتباهات املایی چاپ شده بودند، گفت که در انترنت توطئه صورت میگیرد.در گفتگویی با خانم فرشته بیگم، یکی از فعالان شبکه های اجتماعی انترنتی، از وسعت، اهمیت و محتوای این بحث ها میپرسم. و همچنان، اینکه آیا خوب است این بحث ها در اینچنین یک سطح عمومی مطرح شود، یا اینکه یک نوع رسوایی و پرده دری است ؟خانم فرشته بیگم که نویسنده، شاعر و جامعه شناس است، میگوید که او در این مورد نظر مثبت دارد، این بحث ها در سیاست هم میتواند مفید باشد، و حتی اگر مسایل بدی هم گاهگاهی مطرح شود، باز هم نوعی از تمرین دموکراسی و آزادی بیان است. انترنت امروز یک پلی است که افغانها را که در کشور های مختلف دنیا پراگنده شده، بهم وصل میکند. خانم فرشته بیگم، در مورد اضافه روی ها و پخش اخبار نادرست و احیاناَ زیانبار، میگوید که درست و نادرست نسبی است. ما این مشکل را نه تنها در انترنت بلکه در مدیا های دیگر هم داریم. در تاریخ نویسی، در کتاب ها، در تحقیقات، در مطبوعات، مشکل بزرگ اینست که ما به منبع تکیه نمیکنیم و کار ما، کار اکادمیک نیست. بعد از انتقاد از رسانه ها، که در بسیاری موارد، منبع خبر را ذکر نمیکنند، او میگوید که در این بحث های فیسبوکی، حتی اگر اخبار نادرست هم پخش شود، که گاهی باعث ایجاد خشونت هم میشود، بازهم مثبت است، چونکه ابراز نظر، ولو با خشونت، بهتر از سکوت منفعلانه است.یکی از مسایلی که در میان افغانان، بسیار به شدت در فیسبوک مطرح است، بحث های قومی میباشد. این بحث ها، گاهی از چارچوب های اخلاقی هم بیرون شده، به مشاجره و دعوا منتهی میشوند. از خانم فرشته بیگم میپرسم که آیا این بحث ها تنها باعث نفاق میشود، یا اینکه میتواند مفید هم باشد؟خانم فرشته بیگم میگوید، در افغانستان، متاسفانه، سیاست قومی است. دولت قومی است. و در میان مردم هم از مدت های زیادی، برخورد های قومی وجود دارد. حل این مشکل نیاز به کار فراوان دارد. ولی تا زمانیکه حکومت و سیاست قومی باشد، مشکل است این مسئله حل شود. بحث های شبکه های اجتماعی، در این مورد مفید است، و محتوای این بحث ها هم، از چند سال به اینسو، بهتر شده است. او اضافه میکند که در گذشته، تنها ازبیک بودن، میتوانست مایهء حقارت باشد و باعث توهین شود، ولی امروز، او آزادانه اشعار خود را به زبان ازبیکی، مینویسد و پخش میکند. این خود نمایانگر بهبود در این فضای مجازی است. البته در گذشته کتاب برای آموزش زبان ازبیکی هم وجود نداشت ولی امروز وجود دارد،او تصریح میکند که در اصل، بحث های قومی و قومیت گرایی در جامعه، یک پدیدهء منفی است. جامعه را به طرف عقبماندگی میبرد. ولی وقتی سیاست قومی باشد، این بحث ها هم اجتناب ناپذیر میشوند.
Apr 21, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - شهر غزنی رسما پایتخت فرهنگی جهان اسلام شد
00:06:02
روز شنبه گذشته، شهر غزنی افغانستان رسما بعنوان پایتخت فرهنگ و تمدن جهان اسلام در سال ٢٠١٣ نامکذاری شد. به همین مناسبت، مراسم بزرگی با شرکت شماری از مهمانان داخلی و خارجی در این ولایت برگزار شد.   موسی خان اکبرزاده، والی غزنی در گفتگویی با رادیوی بین المللی فرانسه گفت در این مراسم حدود دو هزار تن از مهمانان داخلی و خارجی شرکت داشتند. شهر غزنی که یکی از مراکز مهم فرهنگی در تاریخ افغانستان بخصوص در عصر غزنویان بشمار می رود، در سال ٢٠٠٧ از سوی سازمان اسلامی آیسسکو بعنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در آسیا برگزیده شد. در طول پنج سالی که از اعلام این تصمیم می گذرد مقامات دولت افغانستان و ولایت غزنی از طرح های متعددی برای بازسازی بناهای تاریخی و فرهنگی و بازسازی شهر غزنی خبر داده اند اما در همین حال تاکید کرده اند که هزینه مالی کافی برای عملی ساختن این طرح هارا در اختیار ندارند. هفته گذشته وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان اعلام کرد رقم ٢٠٠ میلیون دلار کمکهای اعلام شده بر ای این طرحها از سوی کشورهای خارجی حقیقت نداشته و تنها دولت افغانستان نزدیک به ده میلیون دلار را به برنامه های شهر غزنی اختصاص داده است. موسی خان اکبرزاده والی غزنی نیز می گوید تنها کشور های آمریکا و پولیند/لهستان در برخی طرحهای بازسازی شهر غزنی کمک کرده اند.
Apr 14, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - انتقاد از کم‌کاری در وزارت فرهنگ
00:08:50
استیضاح وزرای اطلاعات و فرهنگ و معادن و صنایع، که نتوانسته اند پول‌هایی را که در اختیار آنان قرار گرفته است به مصرف برسانند بحث عملکردهای این دو وزارت را مطرح میکند. در این برنامه صحبت از دلایل کم کاری در وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان است. وزرای بسیاری از وزارتخانه‌های افغانستان به دلیل اینکه مقدار زیادی از بودجۀ خود را نتوانسته‌اند به مصرف برسانند، توسط پارلمان افغانستان استیضاح شده‌اند. دیروز شنبه، نوبت سید مخدوم رهین- وزیر اطلاعات و فرهنگ و وحیدالله شهرانی- وزیر معادن و صنایع بود. در حالیکه توسعۀ امور در وزارت معادن و صنایع، ایجاب حضور متخصصین علمی را میکند که شاید در داخل افغانستان حضور نداشته باشند و باید آنان را از خارج به کشور آورد، ولی وزارت اطلاعات و فرهنگ چنین ایجاباتی را ندارد. متخصصین فرهنگ‌ها، در داخل کشور هستند و ضرورت‌ها در ساحۀ کارهای فرهنگی هم بسیار زیاد است؛ به همین دلیل کم کاری در وزارت فرهنگ میتواند عجیب‌تر از وزارت‌های دیگر باشد. این موضوع را با آقای احمد فهیم کوهدامنی- رئیس نشرات تلویزیون "امروز" در میان گذاشتم. آقای کوهدامنی با تأیید این که در ساحۀ فرهنگ هم ضرورت به کار زیاد است و هم کادرهایی که میتوانند این امور را به پیش ببرند، در داخل کشور حضور دارند، میگوید که مشکل در این است که رهبری وزارت فرهنگ، به دلیل کبر سن، توانمندی لازم را برای مدیریت کار ندارد. از سوی دیگر مشکلات داخلی قومی در افغانستان، در ساحۀ فرهنگ و کارهای وزارت مربوط به آن هم ایجاد مشکلات میکند. در داخل حکومت جریان‌های افراطی اتنیکی وجود دارد که اگر کسی بخواهد کار فرهنگی کند آنان ممانعت میکنند. آقای کوهدامنی، جشن نوروز را به عنوان مثال مطرح میکند. این جشن که یکی از جشن‌های باستانی سرزمین ما است و شاید هم پایگاه اصلی این جشن جغرافیای امروزی افغانستان باشد، زمانی که نزدیک میشود، گروه‌های افراطی اعلامیه پخش میکنند و این جشن را محکوم میکنند. آقای کوهدامنی، اضافه میکند که وزارت فرهنگ، وزارت معارف و وزارت تحصیلات عالی، در مورد ملت شدن مردم افغانستان میتوانستند کارهای زیادی بکنند که نکردند. وزارت فرهنگ میتوانست نه تنها در نزدیک سازی اقوام در داخل افغانستان بلکه همچنان برای نزدیک ساختن ما با ملت‌های دیگر منطقه کار کند. یکی از کار های مهم در این ساحه، همان اقدام سازمان ملل بود که غزنی را به عنوان مرکز فرهنگی جهان اسلام معرفی کرد؛ در این مورد وزارت فرهنگ میتوانست بیشتر کار کند. این وزارت میتوانست برنامه هایی در مورد اصالت‌های فرهنگی مردم ما داشته باشد ولی این کارها نشد. برای شخصیتی مثل مولانا جلال الدین بلخی، در ایران و ترکیه مراسم برگزار میشود، ولی در افغانستان نه. همچنان تاجیکستان از ابوحنیفه یاد آوری میکند و ایران از سید جمال الدین افغانی؛ ولی وزارت فرهنگ افغانستان میآید و برای شخصیت جنایتکار محمد گل مهمند که تفرقه انداز بود سیمینار میگیرد. ما شخصیت‌هایی داریم که در داخل جغرافیای افغانستان برای اتحاد اقوام کار کرده اند. ولی از آنان تجلیل نمیشود. در نهایت از آقای کوهدامنی در مورد تعاملات میان دین و فرهنگ میپرسم و اینکه چون امروز دین جای زیادی را بخود اختصاص داده است، آیا برای فرهنگ جایی باقی مانده است؟ او میگوید که دین ما امروز در دست ملاهایی است که در خارج از افغانستان آموزش دیده‌اند؛ آنان خود علم کافی برای تعبیرو تفسیر مسایل ندارند و به همین دلیل منتظر هستند که ببینند که پاکستان یا ایران چه فتوا میدهد. از زمانی که ما حوزۀ علوم دینی بلخ و بخارا را از دست دادیم و علمای ما برای آموزش، به دیوبند و جاهای دیگر پاکستان رفتند، تفسیر آنان از دین هم شدید تر شد. در حالیکه عالم دینی ما در اصل، مثلاً همین مولانا بود که امروز عالم بشریت به او افتخار میکند. *** برای شنیدن گفتگو با احمد فهیم کوهدامنی، رئیس نشرات تلویزیون امروز، به فایل صوتی گوش کنید.
Apr 07, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - مقوله اجتماعی در شعر فارسی: از حنظله بادغیسی تا نیمایوشیج و دیگران....
00:10:14
روح الامین امینی: اشعار شاعرانی مانند نیما، شاملو، فروغ فرخزاد، نادر نادرپور در ایران و شاعرانی مانند واصف باختری، پرتو نادری، لطیف ناظمی، عبدالله نایبی، قهار عاصی و دیگران در افغانستان نمونه های بزرگی از رویکرد این شاعران بزرگ به مفاهیم اجتماعی بحساب می رود.... سازمان یونسکو در سال ١٩٩٩ روز ٢١ مارس را روز جهانی شعر نامگذاری کرد. در سیزدهمین سال تجلیل از این روز، روز شنبه ٣٠ مارس محفل گفتگویی در کابل برگزار شد که در آن شماری از شاعران و فرهنگیان افغان شرکت داشتند. روح الامین امینی، شاعر و نویسنده افغان که گردانندگی این برنامه را بعهده داشت به رادیو فرانسه گفت این برنامه با همت بنیاد آرمان شهر، دانشگاه ابن سینا و انجمن قلم افغانستان در دانشگاه ابن سینا برگزار شد و دربخش اول آن این پرسش مورد بررسی قرار گرفت که چرا شعر یک مقوله اجتماعی است؟در بخش دوم این برنامه شماری از شاعران به خواندن آثاری با محتوای اجتماعی پرداختند. در گفتگویی با روح الامین امینی از او می پرسم آیا پیش فرضی در پرسش« چرا شعر یک مقوله اجتماعی است؟» وجود دارد که بر مبنای آن شعر، الزاما باید محتوای اجتماعی داشته باشد ؟ وی در پاسخ می گوید : « سخنرانی های برنامه بیشتر به معرفی رویه اجتماعی در شعر اختصاص یافته بود و در برنامه نقد و نظرهایی در این مورد ارائه شد. شماری از سخنرانان معتقد بودند که شعریک کلام مخیل است و این کلام مخیل با منطق روزمره چندان سازگار نیست.به همین دلیل هم شعر نمیتواند به اندازه کافی جنبه اجتماعی داشته باشد. شماری دیگری از سخنرانان و شرکت کنندگان برخلاف معتقد بودند که شعر نمیتواند اجتماعی نباشد، حتی اگر ما شعر عاشقانه هم بسراییم این شعر عاشقانه در دایره بیرون از اجتماع قابل محاسبه نیست. در نتیجه ما باید به شعر بعنوان یک مفهوم اجتماعی نگاه کنیم.» روح الامین امینی در ادامه می گوید طرح مفاهیم اجتماعی از همان آغاز تاریخ ادبیات فارسی، در شعر شاعرانی مانند حنظله بادغیسی، رودکی ، شهید بلخی و شاعران بعد از آنان وجود داشته و حتی شاعرانی از جمله مولانا که منتقدان آنان را بعنوان شاعران عارف می شناسند نیز به این مفاهیم توجه کرده اند. روح الامین امینی از حافظ و سعدی نیز بعنوان شاعرانی نام می برد که میتوان به کاربرد مفاهیم اجتماعی در شعر آنان استناد کرد. وی یادآوری می کند که شعر معاصر فارسی بگونه عام و در افغانستان بگونه خاص این مفاهیم را با شدت و حتی صراحت بیشتر بکار می گیرد. اشعار شاعرانی مانند نیما، شاملو، فروغ فرخزاد، نادر نادرپور در ایران و شاعرانی مانند واصف باختری، پرتو نادری، لطیف ناظمی، عبدالله نایبی، قهار عاصی و دیگران در افغانستان نمونه های بزرگی از رویکرد این شاعران بزرگ به مفاهیم اجتماعی بحساب می رود....
Mar 31, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - محفل نوروزی افغانهای شهر لیون
00:07:46
دیشب، محفل پر شکوهی در «ریو لا پاپ»، در شمال شهر «لیون»، به مناسبت نوروز، توسط انجمن «پیام دوست» برگزارشد. انجمن پیام دوست، یکی از انجمن های افغانهای فرانسه است که مرکز آن، شهر لیون میباشد. آنان محفل پرشکوهی برگزار کرده بودند، که علاوه بر افغانها، از ملیت های دیگر هم، در آن شرکت داشتند. هنر مندان ایرانی و غربی، در برگزاری محفل سهم داشتند و در فضای دوستانه، همه، به استقبال بهار، شبی را با رقص و پایکوبی سپری کردند. خانم کریمه شفیع زاده، در مورد این محفل از انجمن پیام دوستی صحبت میکند که از سه سال به اینسو، در شمال شهر لیون، در شهرک ریو لا پاپ فعالینت میکند و یک انجمن فرهنگی و بشر دوستانه است. او یکی از دست اندرکاران این محفل را که انانسر و خبرنگار مشهور افغانستان، لینا فاروق است، معرفی میکند. خانم لینا فاروق، با عرض تبریکی، اظهار امیدواری میکند که یک روز افغانها به کشور خود برگردند، و این چنین محافل را دوباره در وطن خود برگزار کنند. با خانم فاروق، از بحث تحریم نوروز که توسط بعضی از حلقات مطرح شده بود، یاد آوری میکنم. او میگوید که تحریم نوروز یک مفکورۀ پوچ و غلط است. او اضافه میکند که تا زنده است، نوروز را تجلیل خواهد کرد و از این روز، به نام جشن جمشیدی یاد میکند. آقای یاسین شفیع زاده، ضمن قدر دانی از این محفل، میگوید که برگزاری آن، بیشتر کار جوانان این انجمن است. اگرچه مسئول این برگزاری انجمن بوده است، ولی جوانان، با عملی کردن آن، نشان دادند که خلاقیت دارند. او اظهار امید واری میکند که میکند که همیطوریکه سال نو شده است، مردم هم افکار خود را نو کنند. جنگ و نفاق از بین برود، و مردم با اتفاق، برای آبادی وطن خود کار کنند. شهر دار شهر «ریو لا پاپ» که رنو گوکلن نام دارد، با تعداد از اعضای شهر داری در این محفل حضور دارد و از او در مورد افغانهای این شهر میپرسم. او میگوید : ما افغانهای شهر لیون را خوب میشناسیم. بخصوص در «ریو لا پاپ». آنان با جامعه خوب وفق دارند و اگر چه از مدتی کمی به اینسو، در فرانسه زندگی میکنند، ولی با آنهم، توسط انجمن خود، موفق شده اند ارتباطات خوبی برقرار کنند. او همچنان از ارزش های مشترک فرهنگی صحبت مبکند و میگوید که یکی از ارزش های مهم، در فرانسه، حقوق زنان است. و اضافه میکند که متاسفانه، امروز هم در شهر «ریو لا پاپ» مواردی از  نقض حقوق زنان وجود دارد.
Mar 24, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - رباب افغانی در نوروز پاریس
00:08:44
با فرا رسیدن سال جشن نوروز ۱۳۹۲ شهر پاریس روزهای شنبه و یکشنبه هفته آینده یک برنامه  نوروزی دو روزه برگزار می کند که در آن هنرمندانی از کشور های افغانستان، ایران، تاجیکستان، ازبکستان و کردهای ایران، ترکیه و عراق شرکت دارند. این برنامه علاوه بر موسیقی این کشورها، رقص، فیلم های مستند و کارگاههای شعر و آوازخوانی را نیز شامل می گردد. از ایران، محمد معتمدی، موسیقی دان و آوازخوان ایرانی که جایزه موزیسین برتر سال ۲۰۱۳ رادیو فرانسه را بدست آورده در این برنامه شرکت دارد. از افغانستان همایون سخی، رباب نواز شناخته شده و سیر هاشمی، طبله نواز معروف شام یکشنبه برنامه اجرا خواهند کرد. همایون سخی تا کنون بغیر از فرانسه در کشور های دیگری مانند آمریکا، هند و مراکش نیز کنسرت داده است. وی در گذشته چندین بار در پاریس برنامه اجرا کرده و همراه با سایر هنرمندان افغان با استقبال خوبی مواجه شده است. همایون سخی در گفتگو با رادیو فرانسه می گوید رباب نوازی را از ده سالگی نزد پدرش استاد غلام سخی آموخته است. استاد غلام سخی خود نزد استاد محمد عمر، رباب نواز چیره دست افغان شاگردی کرده است. در کنسرتهای قبلی در پاریس، سالار نادر، طبله نواز شناخته شده افغان همایون سخی را همراهی کرده اما این بار وی همراه با سیر هاشمی، طبله نواز دیگر افغان برنامه اجرا می کند. وی در این باره می گوید : « سالار نادر وسیر هاشمی هردو آدمهای نازنین و افتخار افغانستان هستند و سایر جوانان افغان نیز که در عرصه موسیقی کار می کنند، پشتکار دارند و زحمت می کشند...من دوست دارم با همه کسانی که استعداد دارند کارکنم.... » گفتگو با همایون سخی را در فایل صوتی بالا گوش کنید.
Mar 17, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - مشکلات زنان، در تجمعی در پاریس
00:07:44
در محفلی که به مناسبت روز جهانی زن، دیروز، زیرعنوان "زنان علیه تمامیت خواهی" در شهر پاریس، توسط مجاهدین خلق ایران برگزار شده بود، گروهی از زنان افغان هم شرکت داشتند. در این محفل، که شخصیت‌های سیاسی زیادی از سراسر جهان حاضر بودند، گروهی از افغانان، از انجمن "پیام دوستی" از شهر لیون شرکت کرده بودند. گفتگوی امروز ما با نیلوفر آلیس شفیع‌زاده است که یکی از افغانان مقیم فرانسه و محصل دانشگاه طب میباشد. نیلوفر شفیع‌زاده، در مورد شخصیت‌های حاضر در این مجلس میگوید که از کشورهای عربی زنان مبارز آمده بودند، "اولین بتانکور"، زنی که کاندیدای ریاست جمهوری در کلمبیا بود و بعداً توسط گروه افراطی "فارک" گروگان گرفته شد؛ همچنان وزیر دفاع سابق فرانسه و بسیاری دیگر. از خانم آلیس نیلوفر شفیع‌زاده، در مورد اینکه خودش هم اسم فارسی دارد و هم اسم فرانسوی، میپرسم که آیا او بیشتر آلیس است یا نیلوفر؟ او میگوید که در اروپا، برای یک زن که نام اسلامی دارد، زندگی مشکل است و تغیر دادن نام میتواند باعث ایجاد سهولت شود ولی این موضوع روی هویت شخص اثر ندارد. هر شخصی به ریشه‌های خود بند میباشد ولی در ظواهر، همنوایی با جامعه‌ای که در آن زندگی میکنیم مفید است. او میگوید زمانی که در افغانستان است چادر میپوشد ولی اینجا، پوشیدن چادر اسلامی باعث مشکل‌تر شدن مسایل معمولی زندگی میشود. در مورد پوشش اسلامی، نیلوفر شفیع‌زاده میگوید که اصلاً نمیداند چرا یک زن باید خودش را زیر چادر پنهان کند؟ او فوراً تصریح میکند که اگر او این سؤال را از خود میکند دلیلش این است که در اروپا زندگی میکند. او از دوستان عرب خود که چادر به سر میکنند، میپرسد که چرا؟ و آنان در جواب میگویند که پوشش سر باعث میشود کمتر توسط مردها اذیت شوند. ولی نیلوفر شعیعی میگوید که یک زن باید توانایی این را داشته باشد که اگر یک مرد باعث آزار او شود، به او بگوید که از آزار دادن دست بردارد. او همچنان میگوید، زنانی که چادر به سر میکنند میگویند که برای این است که مردم در مورد آنان فکر کنند که زن خوبی است؛ در حالیکه وافعیت اینست که این زنان از ترس این کار را میکنند. نیلوفر شفیع‌زاده میگوید که در محفل دیشب، زنانی که از فلسطین آمده بودند میگفتند که در کشور آنان زمانی که شوهرشان بیرون میرود، آنان مطمئن نیستند که بر میگردد یا نه. خود آنان هم که بیرون میروند مطمئن نیستند که برخواهند گشت یا نه. در این شرایط زنان باید قوی باشند. خود آن زن چادر نداشت و در این مورد میگفت که دین خود را دوست دارد ولی نمیخواهد که کسی به او چیزی را تحمیل کند. طی این جلسه، "اولین بتانکور"، حرف هایی زد که اشک های نیلوفر را سرازیر کرد. او گفت که «در مورد زنانی که در شهرهای اسلامی قید استند، گناهکار ما استیم. چونکه داد نمیکشیم که آنان چه مشکلاتی دارند، چونکه خیال میکنیم که آنان شرایط زندگی خود را قبول کرده اند؛ ولی این حقیقت نیست. بسیاری از زنان این شرایط را قبول ندارند.»
Mar 10, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - جلال نورانی: معیاری کردن و سچه‌سازی زبان‌های ملی، دشمنی با زبان‌های خارجی نیست
00:11:25
مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان تأکید می‌کنند که اقدام آنان در مورد بررسی لهجه‌ها و زبان‌های غیر معیاری، چنانکه تصور میرود، فقط متوجه کلمات و لهجه فارسی ایرانی در این کشور نیست و زبان پشتو و لهجه‌های آنسوی خط دیورند در پاکستان و هند را نیز در بر می گیرد. وزارت اطلاعات و فرهنک افغانستان، می گوید کمیسیونی را بمنظور بررسی کار برد لهجه‌ها و  کلمات غیرمعمول در زبان‌های دری و پشتو در رسانه‌های این کشور، ایجاد کرده است.  جلال نورانی- مشاور وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، به رادیوی بین المللی فرانسه گفت: این کمیسیون به این دلیل ایجاد شده که ناهنجاری‌هایی، هم در لهجه‌ها و هم در کاربرد کلمات این زبان‌ها، در رسانه‌ها وجود دارد.اقدام وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، برای ابجاد کمیسیون بررسی کاربرد لهجه‌ها و کلمات نامانوس بعد از آن صورت می گیرد که حامد کرزی- رئیس جمهور افغانستان، در اوایل هفته گذشته فرمان صادر کرد که از «بکار گیری  لهجه‎های غیرمعیاری و کلمات نامأنوس» و «زبان‎ها و لهجه‎های بیگانه» در رسانه‌های این کشور جلوگیری شود.جلال نورانی، افزود یکی از دلایل کاربرد لهجه‌ها و لغات نامأنوس در رسانه‌های افغانستان این است که شماری از رسانه‌ها افرادی را استخدام کرده اند که در جریان سی سال اخیر در کشورهای همسایه، ایران و پاکستان و یا کشورهای خارجی زندگی کرده و در این کشورها آموزش دیده اند و به همین دلیل لهجه این کشورها را دارند. وی گفت: «این افراد تحصیلات خوبی دارند و بسیار خوب است که در رسانه‌ها جذب شده اند و کار می کنند اما ما توقع داریم آنها به تدریج لهجه خود را اصلاح کنند. رسانه ها وظیفه دارند تا در سرویس‌های خبری و برنامه‌های رسمی از جوانانی کار بگیرند که لهجه نداشته باشند.»مشاور وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، افزود زبان و لهجه معیاری در بسیاری از کشورها زبان و لهجه پایتخت کشورها است و در افغانستان نیز نزدیک به شصت پیش، رادیوی افغانستان، زبان و لهجه معیاری پایتخت یعنی کابل را در زبان‌های دری و پشتو رعایت میکرده است.مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، تأکید می کنند که اقدام آنان در مورد بررسی لهجه‌ها و زبان‌های غیرمعیاری، چنانکه تصور میرود فقط متوجه کلمات و لهجه فارسی ایرانی در این کشور نیست و زبان پشتو و لهجه‌های آنسوی خط دیورند در پاکستان و هند را نیز در بر می گیرد. بگفته آنان این اقدام به هیچوجه به معنی «ایران ستیزی، پاکستان ستیزی، هند ستیزی ، عرب ستیزی و انگلیسی ستیزی» نیست بلکه هدف از آن «سچه سازی» زبان‌های این کشور است.دیدبان رسانه‌های آزاد افغانستان به تشکیل کمیسیون "لهجه شناسی" از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ اعتراض کرده و آن را غیر قانونی خوانده است.صدیق الله توحیدی- رئیس دیدبان رسانه‌های آزاد، نی، هفته گذشته به رسانه ها گفت: «هیچگاه ما لهجه‌های معیاری را نمی‌توانیم تشخیص دهیم و هیچ کس حق ندارد کسی را ممانعت کند که به کدام لهجه صحبت کند و به کدام لهجه صحبت نکند».
Mar 03, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - استقبال غرب از سینمای افغانستان !
00:07:44
فواد محمدی و جوانمرد پاییز با فلم «بچه های بزکشی»، نامزد اسکار شده اند و در فرانسه فلم عتیق رحیمی، «سنگ صبور» زبانزد رسانه ها است. به نظر میاید که کشورهای غربی میخواهند از سینمای افغانستان قاطعانه پشتیبانی کنند. سینمای افغانستان جوان است. آنچه امروز به نام افغانستان به نمایش میاید، فیلم های است که گاهی در داخل و گاهی هم در خارج از کشور ساخته شده اند و تولید آنها زادۀ شرایط اجتماعی و اقتصادی این دوازده سال اخیر است. همانند جامعۀ افغانستان، که اساسات آن بهم خورده است، و در حالی، دوباره از سر ایجاد میشود، که ملیون ها تن از مردمان ما، مهاجر شده اند، سینما هم ریشه در همین هجرت دارد. از سوی دیگر، همچنانکه کشور افغانستان با توصل به کمک های خارجی اقتصاد خود را نظم میدهد، سینمای افغانستان هم مورد کمک است. از هنرمندان ایرانی، تا دست اندر کاران امریکایی و فرانسوی، همه سعی دارند، به این کشور، از راه سینما کمک کنند. برنامۀ امروز برگ های فرهنگ و هنر، به دلیل استقبال رسانه ها از فیلم عتیق رحیمی و کاندید شدن به اسکار فیلمی که در آن، فواد محمدی و جوانمرد پاییز نقش بازی کرده اند، گفتگوییست، با یکی دیگر از فیلم سازان افغان، برمک اکرم. از آقای اکرم در مورد دلایل این موفقیت ها میپرسم. او میگوید که فرهنگ افغانستان یک فرهنگ قدیمی است و مردم از گذشته ها به شعر و ادبیات علاقمندی دارند. سینما هم ادامۀ همین فرهنگ یا کلتور قدیمی است. از سوی دیگر، سی سال جنگ در افغانستان، خودش قصه آفرین است. همچنانی که غربی ها بعد از هفتاد سال هنوز هم در مورد جنگ جهانی دوم فیلم میسازند، از آنجایی که جنگ افغانستان به مراتب طولانی تر از جنگ جهانی دوم بود، شاید به مدت طولانی تر مرذدم افغانستان بتوانند در مورد سالهای جنگ نعمق کنند و فیلم بسازند. بعد از شرح مختصری در مورد آقایان فواد محمدی و جوانمرد پاییز، و یاد آوری از فیلم های که آنان در آن نقش بازی کرده بودند، برمک اکرم میگوید که اگرچه این دو جوان استثنایی استند، ولی با آنهم میشود گفت که در میان جوانان یک جهش عمومی وجود دارد و جوانان امروزی، بسیار پیش رفته تر از جوانان قدیم استند.
Feb 24, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - دهها شاعر جهان به کشتار هزاره ها در پاکستان اعتراض کردند
00:09:28
دهها تن از شاعران جهان و افغان با امضای نامه ای به بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، خوزه مانوئل بارزو، رئیس کمیسیون اروپا و باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا به کشتار هزاره ها در پاکستان اعتراض کرده و خواستار پایان دادن به این کشتارها شده اند. این نامه ابتدا روز دهم فوریه بمناسبت بیستمین سالروز فاجعه افشار در شهر کابل منتشر شده و در آن نزدیک به سه صد تن از شاعران جهان، خواستار اعلام وضعیت اضطراری نسبت به وضعیت هزاره ها و اعمال فشار علیه حکومتهای پاکستان و افغانستان برای توقف فوری تبعیض علیه مردم هزاره گردیده اند. امضاکنندگان نامه همچنین خواستار تشکیل یک کمیسیون حقیقت یاب برای تحقیق در مورد جنایات علیه هزاره ها و تشکیل پرونده های نسل کشی در دادگاههای بین المللی شده اتد. در ماه های اخیر شیعیان پاکستان که هزاره های مقیم ایالت بلوچستان بخشی از آنان بشمار می روند هدف حملات مرگبار تروریستی قرار گرفته اند و در جریان این حملات تا کنون صدها تن کشته شده اند. روز شنبه ١٦ فوریه نیز انفجار یک بمب در یک بازار شهرکویته به کشته شدن بیش از ٨٠ تن و زخمی شدن بیش از ٢٠٠ تن دیگر منجر گردید. در حالیکه گروه افراطی لشکر جنگوی مسئولیت این انفجار را بعهده گرفته، نواب ذوالفقار مگسی، فرماندار ایالت بلوچستان از ناتوانی نیروهای امنیتی پاکستان در جلوگیری از خشونتها علیه شیعیان انتقاد کرده است. باشندگان شهر کویته روز گذشته در اعتراض به کشتار روز شنبه دسته به اعتصاب زدند و عزیزالله هزاره ، یک تن از رهبران هزاره های پاکستان تهدید کرده است که در صورت عدم اقدام دولت پاکستان برای جلوگیری از این خشونتها دامنه اعتراضات گسترش خواهد یافت. اعتراض شیعیان از جمله هزاره های کویته علیه کشتار های ماه ژانویه گذشته به برکناری سروزیر ابالت بلوچستان از سوی دولت پاکستان منجر شد. کامران میر هزار، شاعر و نویسنده هزاره افغانستانی مقیم نروژ که نامه اعتراضی شاعران جهان علیه کشتار هزاره ها را تهیه کرده می گوید " هزاره های پاکستان کسانی هستند که در اواخر قرن نزدهم میلادی مجبور شدند افغانستان را بدلیل موجودیت یک ژنوساید بزرگ ترک کنند و به پاکستان پناه ببرند." وی بعد از اشاره به کشتار روز شنبه گذشته در کویته پاکستان که بطور عمده هزاره ها هدف آن قرار گرفتند می گوید اتفاقات کنونی در پاکستان که توسظ گروههای افراطی از جمله لشکر جنگوی و گروه طالبان صورت می گیرد ارتباط مستقیم با حوادث افغانستان دارد. بگفته او گروه طالبان که اکنون نمی تواند همانند دوره حکومت این گروه در افغانستان دست به نسل کشی هزاره ها بزند سعی دارد با همراهی گروههای افراطی و حمایت آی اس آی پاکستان هزاره ها را در پاکستان هدف قرار بدهد. گفتگو با کامران میرهزار را در فایل شنیداری بالا بشنوید.
Feb 17, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - افغانستان، ایران، شعر و زنان
00:15:14
شعر زبانیست که برای ابراز احساسات خلق شده است و اگرچه امروز فیلم و رمان هم راه برای خود باز کرده‌اند، ولی هنور هم، بخصوص برای ابراز احساسات خاص، در ادبیات ما شعر جای خود را دارد. برنامه امروز ما به خانم پگاه محمدی اختصاص دارد. خانم پگاه محمدی، از شاعران جوان افغان است که در مهاجرت زندگی کرده و حالا دوباره به وطن برگشته است. او متولد ایران و فعلاً ساکن هرات است و کتابی از اشعارش، زیر عنوان «اشعار ناب» در این اواخر به چاپ رسید. در گفتگویی با خانم پگاه محمدی از شعر و ضرورت شعر میپرسم، او میگوید که احساس، بخصوص احساسات عاشقانه، شخص را به سوی شعر میکشاند. شعر با این احساسات، به شاعر الحام میشود. او گفتگو را با این ادبیات آغاز میکند: به یاد روزهای با تو بودن، باز دعایت میکنم با شور و فغان عشق، از ته دل صدایت میکنم شکسته شیشه قلبم و باز هم من، ز دریچه بی فروغ چشمانم نگاهت میکنم ز هجر تو، تر است چشمانم، مثل هر شب باز این فرش خویش را خاک پایت میکنم. پگاه محمدی، که مدتی در ایران زندگی کرده است در باره افغان‌های ساکن ایران و محدودیت‌هایی که ایرانیان در مورد آنان اعمال میکنند، تأسف میخورد و میگوید که آنان نمیتوانند تحمل کنند که یک مهاجر بهتر از آنان بتواند کار کند و موفق شود. او یاد آوری میکند که در ایران برای وارد شدن به دانشگاه، باید لااقل یکی از والدین شخص ایرانی باشد. این محدودیتی است برای افغان‌ها. ولی او، در مورد افغانستان خوشبینی بیشتر دارد. در مورد تشویشی که بعضی از مردم از بازگشت طالبان دارند، خانم پگاه محمدی میگوید که در داخل کشور، این تشویش آنچنان احساس نمیشود. مردم در افغانستان در طی این سالیان پیشرفت کرده‌اند و دیگر ترسی از برگشت آنان ندارند و گذشته از این، او تشریح میکند که بر خلاف آنچه مشهور شده است، مردم زن ستیز نیستند. در مورد شهر هرات، خانم محمدی از فرهنگ عمیق مردم یادآوری میکند که در آن زنان جایگاه خاص خود را دارند و نتایج این فرهنگ را میشود حتی در زندگی روزمره هم دید. در نهایت از خانم محمدی در مورد پروژه‌هایش میپرسم. او میگوید که در آینده، علاوه بر ادامه اشعار میخواهد از راه رمان هم بعضی از مسایلی را که برایش مهم است به صحنه در آورد؛ روابط و احساسات انسان‌ها و بخصوص عشق که میتواند نظر به محیط، حالات خاصی داشته باشد. او روی امتزاج اشخاص با فرهنگ‌های مختلف کار میکند و اینکه چگونه با امتزاج فرهنگ‌های مختلف میشود زندگی جدیدی بوجود آورد. در نهایت او روی اعتدال تأکید میکند، به عنوان چیزی که پیشرفت را ضمانت میکند. *** برای شنیدن گفتگو با خانم پگاه محمدی، شاعر و نویسنده، به فایل صوتی گوش کنید.
Feb 10, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - آصف سلطان زاده: شهرزادی در وجود همه راویان هست....
00:09:34
"سینماگر شهر نقره" ، رمان تازه آصف سلطان زاده، داستان جوانی است به اسم "آصف" که تحصیلات سینمایی دارد و عاشق سینما است اما هیچ فیلمی نساخته و فقط یک کلوب ویدیو یا "فیلم خانه" بقول خودش در کابل درست کرده که درآن فیلم نمایش میدهد. بعد تر که قرار است طالبان به به قدرت برسند آصف با پشتاره ای از فیلمهای مورد علاقه اش به سیاه خاک و بعدتر هم به شهر نقره - شاید بامیان- می رود تا نمایش فیلم را ادامه بدهد. طالبان اما فرا می رسند و اورا دستگیر می کنند.   آصف که می بیند مرگش حتمی شده، سعی می کند هرشب با نمایش یک فیلم برای طالبان، مرگ را کمی به عقب بیاندازد. او که ده تا فیلم بیشتر برای نمایش ندارد- چون بقیه فیلمهایش را قبلا از ترس طالبان دور ریخته - روز دهم به این فکر می افتد که چگونه بازهم نمایش فیلم را ادامه بدهد و از مرگ فرار کند.... واسع محسن، همکار بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه، درباره رمان سینماگر شهر نقره گفتگویی با آصف سلطلن زاده انجام داده است که بخشهایی از آن را در اینجا میخوانید: آقای سلطان زاده، در رمان "سینماگر شهر نقره" ما بایک ساختار و موتیف شبیه داستان معروف "هزارو یک شب" روبرو هستیم. آیا روایت برای شما، چه داستانی چه سینمایی، یعنی گریز از فرموشی و تلاش برای بودن و ماندن هست؟ - دقیقا همین طور هست و لی اینکه من موتیف یا ایده را از هزارو یک شب گرفته باشم، این خودش آمد و تحمیل کرد بر من. در ابتدا قرار این طور نیست ولی همانطوری که می بینید هزار و یک شب و روایت داستان انگار شبیه هم هستند. شهرزادی در وجود همه راویان هست و یک موقعیتی، که شهرزاد باید روایت کند. این در طول داستان خود بخود پیش آمد. دغدغه خود آصف سینماگر ثبت واقعیت هم هست. اگر دقت کرده باشید در سرتا سر رمان می می بینیم که حسرتی که در وجود او هست، حسرت داشتن یک کمره ویدیویی است که ( با آن) همه ماجراها را ثبت کند. مدام این را تکرار می کند. حتی زمانی که نیروهایی می آیند برای شکست دادن طالبان، او مخالف آنان هست. به آنان می گوید کافیست شما بمن یک کمره ویدیویی بدهید و تمام. در رمان شما آصف تلاش دارد- و حسرت این را میخورد- که فیلم بسازد و به همین دلیل، رمان پر از اسامی و ماخذ های بزرگ سینمایی است. شما حتی سناریوی بسیاری از فیلم های معروف را در کتاب خلاصه نویسی کرده اید تا آنجا که رمان تقریبا به یک فرهنگ کوچک فیلم های بزرگ سینمایی بدل شده است. آیا این، نوعی ادای احترام به سینما است و یا نوع رابط نوستالژیک خصوصی هم در آن وجود دارد، رابطه خصوصی شما با سینما؟ - دقیقا همانطور هست که شما گفتید. در ابتدا، این ادای احترام به فیلم هایی خاص هست، هرچند موضوع رمان خود سینما هست و همچنان سینما در یک جامعه ای که متاسفانه مهجور هست، هنر فیلم، منفور هست، سینماگرها، مورد نفرت مردم قرار دارند و سینمارو ها را هم مردم طرد می کنند. خانواده ها ، پدر و مادر امکان دارد نپذیرند که فرزندان شان سینمارو شوند، همه این ها هست.... در اینجا اگر تعدادی از فیلم ها را من یادآوری کرده ام- که بقول شما فرهنگ کوچکی از فیلم ها یا شاهکارهای سینمایی است- بلی، نوعی ادای احترام من به این فیلم ها هست. در عین حال من کوشش کرده ام یک تعداد فیلم هایی را انتخاب بکنم که بتواند با موقعیتی که پیش آمده برای راوی، برای خود پرسوناژ های فیلم، هماهنگی داشته باشد، نوعی همخوانی داشته باشد و الا شاهکارهای سینمایی را ، اگر دقت کرده باشید، مدام هرچند سال یکبار، همه منتقدان سینمایی می آیند و بهترین شاهکار های سینمایی را از ابتدای تاریخ سینما تا حالا، یادآوری می کنند که کدام ها بوده اند. در ابتدا من ده تا فیلم را انتخاب کرده بودم و لی ناچار یک تعداد از آن ها را حذف کردم. از جمله مثلا "همشهری کین" که جزئی از شاهکارهای تاریخ سینما هست ولی چون در داستان بدرد نمیخورد، متاسفانه یادآوری نکردم و الا یک تعداد فیلمهایی دیگری که در اینجا نیامده اند، من به آنها ارادت دارم. در رابطه با آن حس نوستالژیکی که شما می گوئید، بلی، من آن حس نوستالژیک را، خودم، در رابطه با فضای شهر کابل، در آنجا (رمان ) گذاشته ام. رفتار مردمان سینما رو، اصطلاحاتی که بکار می برند، فیلم هایی را که دوست دارند و خاطراتی را که از سینما دارند.... دقیقا آن حس نوستالژیک را شما درآن می بینید. نوستالژی خود من هم در رابطه با سینما همیشه وجود داشته، چون پیش از اینکه من شروع کنم به داستان نوشتن، سناریو یا فیلمنامه می نوشتم. آن هم بخاطر اینکه تحصیلات سینمایی داشتم. ولی حتی خود رفتن بسوی سینما و تحصیل کردن در این رشته هم ،برخاسته از همان حسی هست که متاسفانه فرهنگ سینما و سینماروی در افغانستان مهجور و منفور بوده. پس شما در خلق پرسوناژ" آصف" در سینماگر شهر نقره، از شخصیت خود تان بعنوان نویسنده، مایه گذاشته اید؟ - میتواند چنین چیزی باشد، این طبیعی است که همه نوشته ها و داستانها از تجربیات مستقیم یا غیرمستقیم یک فرد می آیند ولی در رابطه با این که اسم آصف آمده، اینکه آیا خودم هستم، این طوری نیست. این را من نمی دانم و شاید شما بگوئید. ولی آنچه میدانم این است که بعضی اسم ها، البته نه بخاطر بار معنایی، فکر می کنم از نظر حسی، طوری هست که بعضی اسم ها برای شخصیت هایی خاص می آیند. حالا حس من این است که نمیشود این اسم را عوض بکنیم و تبدیل بکنیم به یک اسم دیگر. شما رابطه موازی زیادی بین شخصیت های رمان تان و پرسوناژها و قهرمانهای فیلمها برقرار می کنید. بعضا این رابطه بیش از حد میکانیکی و اتوماتیک به نظر میرسد. آیا افغانستان جنگ زده برای شما جائی است که فاصله میان واقعیت و تخیل بهم ریخته؟ - شما می گوئید میکانیکی، در حالیکه من این طور فکر نمی کنم. حوادثی را شنیده ام در رابطه با این مسایل که اگر میخواستم روایت بکنم در این قضیه، یعنی تاثیر سینما روی مردم افغانستان، شاید هم خیلی مبالغه آمیز ( به نظر) می آمد و برای یک نویسنده، ممکن بود خیلی زحمت بکشد تا بتواند آن را قابل باور بسازد برای یک خواننده و الا، این طور نیست که شما فکر می کنید. من فکر نمی کنم که میکانیکی باشد.... شاید چون شما مدتهاست که از افغانستان بیرون بوده اید، برای شما سخت است درک مسایل این طوری. ولی آنهایی که در داخل افغانستان بودند، در همان بحبوحه جنگهای داخلی و طالبان، یعنی مردم افغانستان، فکر می کنم خیلی بهتر این را می فهمند....
Feb 03, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - شاهنامۀ فردوسی در افغانستان
00:10:00
یکی از مهمترین کتابهای زبان فارسی، شاید هم مهمترین آنان، شاهنامۀ فردوسی است، که علاوه بر تاریخ قدیم و قصه های سلسله های شاهان، حاوی مفاهیم و ارزش های ادبی و اجتماعی خطۀ پارسی زبان هم میباشد. خصوصیات شاهنامه، موقعیت ادبی آن در زبان پارسی و اهمیت این کتاب در افغانستان، موضوع صحبت امروز ماست، با آقای بهزاد آریا. آقای آریا، که یکی از ادبیات شناسان کشور افغانستان است، و علاقمندی خاصی به این کتاب دارد، به .سبک شاهنامه آغاز میکند و میگوید : به نام خداوند خورشید و ماه، که دل را به نامش خرد داد راه سپس او از پهنای شاهنامه یاد آور میشود که این کتاب در سی و پنج سال نوشته شده است، باید در مدت لا اقل سه صد و پنجاه سال بررسی شود تا همۀ محتوای آن را دریابیم. این کتاب، همچنان یک واژه نگار است، که در آن کلمات اصیل فارسی، نه تنها گفته شده است، بلکه همچنان در صورت لزوم، تشریح هم شده است. از نظر فرهنگی به گفتۀ آقای آریا، نه تنها شاهنامه جمع بندی از فرهنگ پارسی زبانان است، بلکه فرهنگ همه انسانها را در برگرفته است، به همین دلیل مربوط فرهنگ جهانی میشود. محتوای این کتاب از کتابی به نام «خدای نامه» یا «خدایک نامه» گرفته شده است که در زمان یزدگرد سوم، به نثر نگاشته شده بود. فردوسی آنرا به نظم در میاورد. قبل از فردوسی، این کار را دقیق بلخی آغاز کرد و حدود هزار بیت از او، در شاهنامۀ فردوسی درج است. فردوسی این کتاب را به نام خدا آغاز میکند و میگوید، «به نام خداوند جان و خرد»، که به تعبیر آقای بهزاد آریا، مترادف با «بسم الله رحمن الرحیم» است. و با وجودی که تاریخ قبل از اسلام را نگاشته بود، او مسلمان و معتقد بود. ولی کلمات و مفاهیم پارسی را به کار میبرد. آقای آریا میگوید کلماتی که بیشتر در این اثر آمده اند، عبارتند از، خرد، ایران، ننگ، نام، نژاد و مردم. مهمترین واژه، همان خرد است که به معنی دانش میباشد. چنانچه میگوید : دلی کاز خرد گردد آراستهیکی گنج گردد پر از خواسته زپند و خرد گر بگردد سرشپشیمانی آید زگیتی برش ولیکن خرد نیست با پهلوانسر بی خرد چون تن بی روان خرد را و دین را ره دیگر استسخن های نیکو به بند اندر است سخن چون برابر شود با خردروان سراینده رامش برد کسی کو خرد را ندارد ز پیشدلش گردد از کردۀ خویش ریش خرد چشم جان است چون بنگریتو بی چشم شادان جهان نسپری نخست آفرینش خرد را شناسنگهبان جان است و آن سپاس خرد همچو آب است و دانش زمینبدان کاین جدا وان جدا نیست زین در مورد استفاده از واژگان و کلمات فارسی، توسط فردوسی، آقای آریا میگوید که او زبان فارسی را دوباره زنده کرد. علاوه بر زبان و کلمات، همۀ گمشده های ما در شاهنامه است. همانطوریکه تاریخ کهن را میشود در شاهنامه جستجو کرد، ما اگر دنبال خرد و منطق و مفاهیم دیگر باشیم یا دنبال ارزش های احتماعی و اخلاقی باشیم، همۀ اینها در شاهنامه است. همچنان بسیاری از اشعار شاعران بعدی در شاهنامه ریشه دارند. آقای بهزاد آریا، اشعاری از حافظ و سعدی را در این گفتگو بیان میکند که با عین مفهوم در شاهنامه هم آمده اند. او اضافه میکند که شاهنامۀ فردوسی هویت ما را نشان میدهد و شناسنامۀ ما است. در مورد روابط میان فردوسی و سلطان محمود غزنوی، که به روایتی، نوشتن شاهنامه را درخواست کرده بود، آقای آریا میگوید که احتمال دارد این واقعیت نداشته باشد، یعنی از آغاز کار سلطان محمود، شاید طرفدار این کتاب نبوده است. آغاز کار این کتاب در زمان سامانیان است، و غرنویان، آنرا به ارث بردند. حتی خود سلطان محمود، میخواست این کتاب نوشته نشود. چون میخواست زبان ترکی مغولی را جانشین زبان پارسی کند.
Jan 27, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - "برف نو از ما و برفی از شما"
00:10:25
"کابل بی زر باشه، بی برف نی"، این اصطلاح معروف را همه بیاد داریم و احتمالا خاطره برف جنگی ها و یخمالک زدن های کودکانه در کوچه پسکوچه های خاکی و سفیدپوش کابل هنوز هم در حافظه بعضی از ماها بجا مانده است. و اما آنهایی که چند سالی بیشتر عمر دارند حتما هنوز فراموش نکرده اند که در گذشته های نه چندان دور در افغانستان رسمی وجود داشت که بر مبنای آن با ریزش اولین برف زمستانی، اهالی و دوستان نزدیک یک منطقه یا مناطق همجوار سعی می کردند بخانه همدیگر "برفی" ببرند و این چنین طرف مقابل را مجبور کنند مهمانی بدهد. صالح محمد خلیق، نویسنده، شاعر و رئیس اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ در گفتگویی با رادیو فرانسه می گوید رسم برفی خوردن یا برفی بردن هنوز هم در پاره ای از نقاط افغانستان از جمله در ولایت بلخ وجود دارد. وی توضیح میدهد که بمحض اینکه اولین برف زمستانی زمین را سفید پوش کرد هرکسی سعی می کند با فرستادن یک نامه حاوی شعر مربوط به برف، به یکی از دوستان و آشنایان خود "برفی" بفرستد: برف می بارد مسلسل از هوا           برف نو از ما و برفی از شما در این میان فرستنده یا قاصد سعی می کنند نامه را به گونه ای به طرف مقابل برسانند که بتوانند قبل از آگاهی وی از محتوای نامه، خود را از دسترس او دور کنند و به اصطلاح بدست او گرفتار نشوند. در چنین صورتی، گیرنده نامه مجبور است فرستنده و حامل نامه را همراه باشماری از دوستان آنان که در نامه تذکر داده شده مهمان کند. در حالت دوم، اگر گیرنده از مقصد قاصد آگاه شود و او را پیش از اینکه خود را نجات داده باشد گرفتار کند در این صورت فرستنده و یا حامل نامه باید او و دوستانش را مهمانی بدهد. صالح محمد خلیق در گفتگو با رادیو فرانسه در مورد سایر رسوم و مناسبت های زمستانی در افغانستان نیز توضیحاتی میدهد و می گوید این مراسم در واقع با مراسم شب یلدا که فردای آن روز اول زمستان است آغاز می گردد و در بیشتر مواقع در روستاها که بدلیل پایان کشاورزی فرصت های بیشتری در اختیار دارند با مراسم کتابخوانی در مهمانخانه ها ادامه می باید. وی در این میان از "چله خرد" و "چله کلان"، مراسم نهال شانی اوایل ماه دلو، و صرف"گوشت قاغ"، "گوشت لاندی" و حلیم بر سفره زمستانی اهالی روستاها نام می برد....
Jan 20, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - هویت اقوام و همسایگان افغانستان
00:07:50
اختلافات افغانستان با کشورهای همسایه که ریشه‌های تاریخی دارد، با رقابت‌های داخلی در میان اقوام افغانستان در ارتباط است. یکی از طرزالعمل‌های موجود اینست که برای تحکیم وحدت ملی، حس بدگمانی در مورد همسایگان ترویج شود. در  بررسی هویت و فرهنگ مردم افغانستان، ارتباط میان مشکلات قومی و مسایل منطقه‌ای مهم است و این سؤال را که چرا افغان‌ها برای تحکیم هویت ملی خود ضرورت به دشمن تراشی دارند، این هفته با آقای مهدیزاده کابلی، نویسنده و مسئول دانشنامۀ آریانا، در میان گذاشتم. آقای مهدیزاده کابلی، میگوید که بحث هویت ملی، نسبتاً بحث جدیدی است؛ این بحث از زمانی مطرح شد که افغانستان داخل یک پروسۀ ملت سازی شد و این موضوع برمیگردد به زمان امیر عبدالرحمن خان. ولی مشکلاتی که افغانستان با کشورهای همسایه دارد، گاهی ریشه‌های تاریخی دارند. بطور مثال افغانستان با ایران، با وجود زبان، فرهنگ و علایق مشترک، یک مقدار کشیدگی‌های عمیق تاریخی هم دارد که از زمان صفویان آغاز میشود و تا امروز ادامه دارد. ایرانیان، با وجود به رسمیت شناختن افغانستان، نمیتوانند از دخالت در امور داخلی این کشور خود داری کنند. افغانستان با پاکستان، بدلیل اینکه قبل از ایجاد این مملکت، مقداری ازخاک افغانستان را انگلیس ها تصرف کرده بودند و بعد از بوجود آمدن پاکستان، این خاک به آنان تعلق گرفت، مشکل دارد. این موضوع منتهی به یک ادعای ارضی از جانب افغان‌ها و یک نوع هراس و بی اعتمادی از جانب پاکستانی‌ها شد. این مشکلات که در اصل سیاسی بوده اند، به مرور زمان وارد فرهنگ مردم هم شده اند؛ یکی از این مشکلات فرهنگی، میراث های تاریخی و ملکیت آن است. شخصیت‌های تاریخی که مردم به آنان افتخار میکنند، توسط ایرانی‌ها ایرانی معرفی میشوند و افغان ها آنان را از خود میدانند؛ ولی این را مشخص نمیکنند که این شخصیت ها، اگر ایرانی هستند یا اگر افغان هستند، به چه معنی است و مقصد از ایرانی یا افغان چیست؟ بالاخره از آقای مهدی زاده کابلی، در مورد زبان های پشتو و فارسی میپرسم که باوجود مشکلات فعلی، در اصل ریشه‌های مشترک دارند. او میگوید که از سانسکریت تا فارسی، به شمول گویش‌های باستانی فارسی و زبان‌های دیگر منطقه، همه ریشه‌های مشترک دارند و برمیگردند به زبان های اوستایی. مهاجرت‌های این مردم بسوی جنوب و شرق و غرب، باعث پدید آمدن تغییراتی در زبان‌ها شده و بالاخره این گویش ها شکل زبان مستقل را بخود گرفته اند. در نهایت، تفاوت‌های زبانی که امروز از آن به شکل ابزار سیاسی استفاده میشود، در گذشته وجود نداشته‌اند. به گفتگو با مهدیزاده کابلی- نویسنده و مسئول دانشنامۀ آریانا گوش کنید.
Jan 13, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - "ارزیابی عملکرد دولت"، پژوهشی درباره روشها و اهداف ارزیابی اقدامات دولت
00:09:32
" ارزیابی چیست ؟ چرا عملکرد های دولت را باید ارزیابی کرد ؟ آیا ارزیابی عملکرد دولت، تحولات و اصلاحات مثبت را در استراتژی دولت در امر حکومتداری خوب بوجود می آورد ؟ " این پرسشهایی است که کتاب تازه ای بنام " ارزیابی عملکرد دولت" سعی می کند به آن پاسخ ارائه کند. کتاب " ارزیابی عملکرد دولت" به همین تازگی ها از سوی مرکز مطالعات علوم اجتماعی دانشگاه روان فرانسه بزبان فارسی- دری منتشر شده است. دکتر احمد سیر مهجور، استاد جامعه شناسی سیاسی در این دانشگاه ، کتاب را با پیش گفتاری مفصل درباره مقوله "عملکرد دولت"، اهداف و شاخصهای آن آغاز می کند و در هشت فصل بعدی، مقوله "ارزیابی"، انواع و مراحل، عناصر اساسی، روشها و ابزار مورد استفاده در آن را به بررسی می گیرد. نویسنده البته در آغاز توضیح میدهد که این کتاب را بر اساس اسناد و مدارک مورد استفاده در جریان یک ماموریت رسمی در عرصه ارزیابی برای یک نهاد مستقل در فرانسه، تالیف کرده است. وی تاکید می کند که اگرچه " بانک جهانی، سازمان ملل متحد و یا اتحادیه اروپا، هرکدام متود و معیارهای خاص خود را برای ارزیابی فعالیت های شان دارند" اما وی در این کتاب " مدل خاصی از ارزیابی یک کشور را به دست اندرگاران و کارشناسان موضوع " عرضه نمی کند. نویسنده در پایان این کتاب که در ۱۸۴ صفحه منتشر شده فهرستی از منابع و ماخذ مورد استفاده در این کتاب را نیز بدست میدهد. گفتگو با دکتر احمد سیر مهجور درباره کتاب "ارزیابی عملکرد دولت" را در فایل شنیداری بالا بشنوید
Jan 06, 2013
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - وژمه، غزلنامۀ عشق افغانی
00:09:12
فیلم جدید برمک اکرم، به نام «وژمه، غزلنامۀ عشق افغانی» ساخته شده است و در آیندۀ نزدیک به بازار عرضه خواهد شد. پیشاپیش نمایش عمومی این فیلم، شما را به شنیدن گفتگویی با کارگردان این فیلم دعوت میکنیم. دختری، با پسری آشنا میشود. این دو میخواهند با هم ازدواج کنند. اگر چه هیچ مشکل اخلاقی در این رابطه وجود ندارد، ولی زمانیکه پدر دختر از موضوع آگاهی پیدا میکند، این فصۀ معمولی به درام تبدیل میشود. این آغاز فلم جدید برمک اکرم است، که زیر نام «وژمه، غزلنامۀ عشق افغانی» با هنرنمایی مصطفی، وژمه و حاجی گل، ساخته شده است. در گفتگویی با ما، آقای برمک اکرم از تفاوت ها میان این فلم و فلم قبلی او، «بچه کابلی»، صحبت میکند و از اینکه چون میخواست «وژمه» در شرایط طبیعی، با برف حقیقی کابل ساخته شود، مدت ها در انتظار برف و برای پیدا کردن مناظر و مناطق زیبا، از یک محل به محل دیگر میرفت. با وجودیکه برمک اکرم موفق نشد فلمش را توسط سرمایه گزاران این بخش تمویل کند، و با سرمایۀ شخصی خود این کار را کرد، به نظر میاید که از این تولید راضی تر است، چون مدت زمان فلمبرداری طولانی تر بود، و شاید هم به دلیل تجربیات فلم قبلی، اعضای تیم این فلم، بهتر و حرفه ای تر کار میکردند. در مورد محتوای فلم، و قصۀ وژمه، صحبت به موازین اخلاقی جامعه میرسد و اینکه غیرت در طرز زندگی مردم نقش مهم دارد. برمک اکرم در این مورد میگوید که غیرت بعضی مسایل را وحشیانه میسازد. یک دو زدن و دشنام دادن در افغانستان میتواند منتهی به جنگ و کشتار شود. ولی او اضافه میکند که حالا جامعه پیشرفت کرده است و غیرت های حق و ناحق که چرا به یک دختر نگاه کردی، دیگر در افغانستان در حال از بین رفتن است. آقای اکرم از امکانات جدید مواصلاتی صحبت میکند و میگوید که امروز با تلفون همراه، دخترها و پسر ها میتوانند با همدیگر تماس بگیرند و همدیگر را بشناسند و آزادانه همدیگر را انتخاب کنند. در گذشته در افغانستان، این پدران و مادران بودند که به دلایل خاص خود، کسی را برای ازدواج با فرزندانشنان انتخاب میکردند. در بسیاری موارد، برای اینکه زمین های میراثی پارچه پارچه نشود، آنان دختران و پسران خود را در عقد پسر عمو یا دختر عموی آنان در میاوردند. با نقد این مسایل، این فلم خشونت های فامیلی را هم به نمایش میگذارد که متاسفانه هنوز هم در افغانستان مروج است. او یاد آوری میکند که این خشونت ها نه تنها در خانواده ها، بلکه همچنان در مکاتب و مدارس هم وجود دارد.
Dec 30, 2012
برگ هایی از فرهنگ و هنر افغانستان - تابش جهانی موسیقی سنتی هرات
00:07:09
گروهی از هنرمندان هراتی، مدتی به فرانسه آمده بودند و طی کنسرت‌های که در این کشور اجرا کردند، هنر افغانستان را به فرانسویان معرفی کردند. در این سال‌ها در موسیقی افغانستان تحرکی ایجاد شده است. از یک سو، هنرمندان افغانستان به خارج سفر میکنند و موسیقی کشور را به دیگران می‌شناسانند و از سوی دیگر، بعضی از هنرمندان افغانستان با سبک و سلوک غربی، تولید اثر میکنند. آقایان عبدالکریم جان، وحید جان بلبل هروی، به دعوت تئاتر آفتاب، که اعضای آن از مدتی به اینسو در فرانسه اقامت دارند، جمعه شب، این هنرمندان در محل تئاتر آفتاب برنامه اجرا کردند. در این فرصت صحبتی داشتیم با این هنرمندان و پرده‌هایی از نوازندگی آنان را هم همراه با این صحبت تقدیم شما میکنیم. در آغاز آقای وحید هروی در مورد سبک و اسلوب خود صحبت میکند و میگوید که آنان خاصتاً موسیقی سنتی مینوازند و با همکاری کارین موریتون- یک خانم موسیقی نواز فرانسوی، تصنیف‌های قدیمی هراتی را اجرا میکنند. او میگوید که موسیقی شرقی و محلی هم جالب است و کسانی که رو به موسیقی غربی آورده‌اند هم، کارهای خوبی انجام داده‌اند ولی از مدتی به اینسو، جوانان افغانستان دوباره به موسیقی سنتی رو آورده‌اند؛ آهنگ‌های پنجاه  یا شصت سال قبل، حالا دوباره اجرا میشود و با این اجرای مجدد، دوباره نو شده‌اند. با یاد آوری از گروه "مورچگان" و کارهای آقای شکیب مصدق که به زبان فارسی ولی به سبک غربی میسراید، از آقای وحید هروی میپرسم که چگونه میشود این دو نوع کار را مقایسه کرد و گرایش مردم امروز به کدام سمت است؟ آقای "بلبل" هروی میگوید که هر یکی برای خود جا دارد و همۀ این سبک‌ها، چه داخلی و چه خارجی جالب هستند. ولی اضافه میکند که سبک محلی بسیار شیرین‌تر است و برای جامعه پسندیده‌تر؛ زود تر در حافظۀ مردم میماند و کارین موریتون، که از سال‌ها به اینسو با گروه وحید بلبل هروی همکاری دارد، در اصل استاد موسیقی قدیمی است. او موسیقی امروز افغانستان را با موسیقی قرون وسطی در اروپا مقایسه میکند و میگوید که در فرهنگ امروز هرات، نغمه‌هایی وجود دارد که شباهت بسیاری به ملودی‌های قدیمی اروپا دارد، ولی این ملودی‌ها دیگر در اروپا نواخته نمیشود و اینکه او دوباره این نوع موسیقی را به شکل زنده در هرات یافته است، برایش بسیار خوش آیند بوده است. در آخر کریم جان، از مدیاهای جدید افغانستان گله میکند که اگرچه در دنیا از آنان استقبال نیک شده است، ولی تلویزیون‌ها و رادیو‌های داخل افغانستان، هنوز آنچنانی که لازم است کار آنان را پوشش نداده‌اند.
Dec 16, 2012